۴ پاسخ

نذری هست
نه نظری

واقعا که با یه لقمه مگه چی میشد

وای وای نگو ادم‌گناوه 😅😅😅من‌سه سال اونجام ازشون متنفرم

پ آیت چه نذری درست کرده وقتی به بچه کوچیک نداده

سوال های مرتبط

مامان ارسلان و آرمان مامان ارسلان و آرمان ۱ سالگی
امشب بچه ها رو بردم پارک محله ی مادرشوهرم!
پسرا داشتن سرسره بازی میکردن خیلیم‌سرسره کوچیک بود
یکی هم از این مدل تونلیا داشت‌یه دختر خانم سه چهارساله نشسته بود دم این تونل نه میذاشت کسی بره پایین نه خودش میرفت پایین!
همه هم هی میگفتن برو پایین برو پایین انگارررر نه انگار
خب اون بچه بود و طبیعتا ازش توقعی نمیشد
قسمت قشنگ ماجرا اینجا بود که ارسلان من خیلیییی گریه میکرد رفتم‌بهش گفتم خاله جون برو پایین گفت نه نمیرم
بعد گفتم مامان این بچه کیه؟ خانومی که دقیقاااا کنارش وایساده بود گفت منم!
گفتم زن حسابی یک ربعه ما همه داریم خودمونو جر میدیم بچتو بگو بره بقیه بچه ها گناه دارن
گفت خب بچست نمیره! گفتم عزیزم‌بقیه هم بچن بچه ی منم سه سالشه اینجا همه حق بازی دارن
گفت نه نمیره برید اونور بازی کنید!!!! کلا هم همین یه دونه سرسره رو داره اون پارکه یه سمتش تونله یه سمتشم این معمولیا
گفتم خانم بچتو بلند کن بقیه هم گناه دارن
خلاصه از من اصرار از این انکار!
گفت اگه خودت میتونی بلندش کن گفتم من به خودم‌اجازه نمیدم به بچه کسی دست بزنم ولی بقیه بچه هام حق بازی دارن گفت حالا فکر‌میکنی طلاسسسست؟ گفتم چه ربطی داره زننننن
بعد از کلی کل کل بچشو با زور و گریه برد
بعدم رفت یه سمتی انگار قهر کرده باشه!!!
رفتم ارسلانو بردم دسشویی و دستاشو شستم دیدم بچش هنوز گریه میکنه تو کیفم سیب داشتم رفتم به بچه هاش تعارف کردم یههههه جووووووری وحشی بازی در اوردددددددد وای اصن نمیتونید تصور کنید چقد یه ادم میتونه بیشعور و بی منطق باشه!
انگار پارک ارث بابای خودشو بچش بود و من زورکی ازش گرفته بودم در حالی که همهههه با زبون خوش ازش خواستیم‌بچشو ببره


(بقیه تو‌ کامنت)
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
واقعا بعضی ها چقدر ...!نمی‌دونم چی بگم
دیشب رفتیم پیتزا بخوریم .پسرم پیش من بود .دستش تو دستم بود .رفتم پیتزا سفارش بدم .یکم رفتیم اونور تر .رو صندلی یه مرد نشسته بود .پسرم هم پیشم بود ولی دستمو ول کرده بود .مرده به پسرم گفت چه پسر خوشگلی بیا گوشیمو بگیر .پسرم هم کنجکاو شد .یهو رفت سمتش .رفتم پسرمو بگیرم که بیارمش این طرف .همون موقع دست پسرمو گرفت گفت حالا که اومدی گوشیمو گرفتی یه بوست کنم .صورتشو گرفت تو دست که صورتشو ببوسه ( با اون همه ریش 😐)گفتم نه ممنون صورتشو نبوسید.اصلا هنگ کردم

واقعا جامعه خراب شده .حالا نمیگم مرد بدی بود یا نه ! ولی آدم که از قصد و منظور بقیه خبری نداره! اصلا یه لحظه هم نمیشه چشم از بچه برداشت .گفتم که حواستون به بچه هاتون باشه که کسی یه لحظه هم حتی نگاه بد بهشون نکنه چه برسه چیز دیگه
و اینکه اصلا نذارید غریبه بچتونو ببوسه .به غیر از بحث بهداشتی که معلوم نیست چه مریضی داشته باشن .به حریم بچتون احترام بذارید که خودشون هم بعدا یاد بگیرن 😍🤍