۱۲ پاسخ

من بودم دهنشو صاف میکردم

بی تربیت ها میخواستی بگی مال بابات رو که نخوردیم غلط کرده مولتی نداده بگو اسم و فایلش ازش شکایت میکنم علوم پزشکی، بعدم رفتارش بده انگار دیو بچه ترسیده خود آدم موقع واکسن اسنرس داره این دیگه نمک میپاشه

ببین این کارمندای بهداشت اندازه🐴حالشون نیست اصلا خودتو ناراحت نکن زندادش من خودش پزشک بهداشت یه بلاهایی سر بچه هاش میاره یه آدم بی سواد میفهمه این کار درست نیست مثلا من حوس جیگر دارم میگفت من و خواهرم سربارداریامون هر روز جیگر میخوردیم هیچیم نشد کی گفته جیگربده؟فک کن نمیدونست جیگر ویتامین Aبالا داره وبرای جنین خطرناک😳

میگفتی چاقه مال و پول باباش رو خورده پول و مال تو رو که نخورده

من بودم یه فندک می‌گرفتم ب اون خانه بهداشت

خوب میگفتی شما خرجشو میدی؟؟؟؟

اخ خیلییی بده من درکت میکنم ب منم کفت دخترت چاقه باید ازمایش تیرویید بده بهش گفتم خب باباش بچگیش تپل بوده تغذیه دخترمم خیلی بهش رسیدگی میکنم خوبه گف من احتمال میدم تیرویید داشته باشه ایقدر ترسیدمممم🥲 ولی دکتر گف قد و وزن باهم رشد کرده مشکلی نداره مثله ماله شما

اصلا حرفاشونو جدی نگیر واقعا کادر بهداشت هیچی حالیشون نیس من هرچی میگن میگم باشه درسته ولی اصلا محل نمیدم به حرفاشون فقط میبرم دکتر هرچی اون بگه

چ‌ غلط ها
جوابشو می‌دادی
بکو یکی لاغرع چیز به میگین
یکی ماشاالله تپله بازم چیز میگین
آدم واقعاااا می‌مونه ب اینا چی بگه
تو هم الکی گریه نکنه دخترت تو رشد
ب پسر منم گفتن اضافه وزن داره
دخترت چند کیلوئه

ببخشید اونا الکی فقط زر می زنن هیچی حالیشون نیست منکه هربار میرفتم ی نظری میدادن یکبارم بهشون اهمیت ندادم

قربووونت برمممم

غلط کرده زنیکه نفهم باید جواب شو میدادی

سوال های مرتبط

مامان مامان ابرو کمند مامان مامان ابرو کمند ۱ سالگی
سلام‌خوبین مامانا
من اولین بار بود که دخترم تو این سن که همه چیو می‌فهمه بردم عروسی یکم قبلاً از تاریکی میترسید یعنی خودم ترسوندم که تو حموم نره سشنبه حنا بندان بود قبلش آماده شدم رفتم خونه جاریم که با هم بریم دخترم یکم سرماخورده قبلترش بردم دکتر آمپول زدن خوب شد رفته رو تخت افتاد از تحت ولی خب نه از حال رفت نه انقد گریه کرد و نه خوابید رفتیم تالار می‌رفت وسط می‌رقصید برقا که خاموش شد زیاد نترسید دوست داشت بره وسط برقسه خیلی همه جیغ سوت میکشیدن اومدیم خونه تا صبح بی‌قراری کرد تا شب دیگه بدتر شد یسره شد گریه هاش هیچ مدلی آروم نمیشد به شوهرم گفتم شاید بخاطر از تخت افتاده آقا اینک داغ کرده بوده گفت بابات پول بزنه دختر ببر شاید آسیب دیده منم ترسیدم بردمش دکتر با دخترم اسنپ گرفتم بردم دکتر گفت هیچی نیست قضیه گفتم گفت بخاطر عروسی یهو تو اون جو رفته شلوغی جیق آهنگ زیاد آرایش خاموش کردن برقا بخش سوم وارد شده همون خاطر اینطوری شده من روز بعدش عروسی بود مجدد بردمش بهش گفتم مامان الان برقا خاموش می‌کنه بریم برقصیم با هم رفتیم خیلی هم خوش گذشت ولی یه دقیقه هم بغل کسی نرفت همش بغل خودم بود بخاطر اجرا عروس دوماد نمیشدرفت اینم گریه میکرد بغل کسی نمیرم و فقط ولم کن برقصم
نتیجه اینکه اگه رفتین عروسی یا یه شلوغی چیزی ترسید باهاش کمک کنید مجدد ببرید نگران نشید ببرید تا ترسش بریزه عادی بشه
باباش گفت نمیخواد پیراهن عروس تنش کمی لباس خوب بپوشی براش با همینا ببر