امشب بچه ها رو بردم پارک محله ی مادرشوهرم!
پسرا داشتن سرسره بازی میکردن خیلیم‌سرسره کوچیک بود
یکی هم از این مدل تونلیا داشت‌یه دختر خانم سه چهارساله نشسته بود دم این تونل نه میذاشت کسی بره پایین نه خودش میرفت پایین!
همه هم هی میگفتن برو پایین برو پایین انگارررر نه انگار
خب اون بچه بود و طبیعتا ازش توقعی نمیشد
قسمت قشنگ ماجرا اینجا بود که ارسلان من خیلیییی گریه میکرد رفتم‌بهش گفتم خاله جون برو پایین گفت نه نمیرم
بعد گفتم مامان این بچه کیه؟ خانومی که دقیقاااا کنارش وایساده بود گفت منم!
گفتم زن حسابی یک ربعه ما همه داریم خودمونو جر میدیم بچتو بگو بره بقیه بچه ها گناه دارن
گفت خب بچست نمیره! گفتم عزیزم‌بقیه هم بچن بچه ی منم سه سالشه اینجا همه حق بازی دارن
گفت نه نمیره برید اونور بازی کنید!!!! کلا هم همین یه دونه سرسره رو داره اون پارکه یه سمتش تونله یه سمتشم این معمولیا
گفتم خانم بچتو بلند کن بقیه هم گناه دارن
خلاصه از من اصرار از این انکار!
گفت اگه خودت میتونی بلندش کن گفتم من به خودم‌اجازه نمیدم به بچه کسی دست بزنم ولی بقیه بچه هام حق بازی دارن گفت حالا فکر‌میکنی طلاسسسست؟ گفتم چه ربطی داره زننننن
بعد از کلی کل کل بچشو با زور و گریه برد
بعدم رفت یه سمتی انگار قهر کرده باشه!!!
رفتم ارسلانو بردم دسشویی و دستاشو شستم دیدم بچش هنوز گریه میکنه تو کیفم سیب داشتم رفتم به بچه هاش تعارف کردم یههههه جووووووری وحشی بازی در اوردددددددد وای اصن نمیتونید تصور کنید چقد یه ادم میتونه بیشعور و بی منطق باشه!
انگار پارک ارث بابای خودشو بچش بود و من زورکی ازش گرفته بودم در حالی که همهههه با زبون خوش ازش خواستیم‌بچشو ببره


(بقیه تو‌ کامنت)

تصویر
۱۵ پاسخ

وااااای با خوندنشم عصبی شدم.اینجور نفهم ها بچه هاشونم مثل خودشون بار میارن.آدم دلش میخاد اینجور آدما رو به هزار قسمت نامساوی تقسیم کنه.مطمعنا حتی یه بار هم که شده این تیپ شخصیت ها به پست هممون خورده یا خواهد خورد

ادامه:
تورو خدا بچتونو پارک‌میبرید خودتون حواستون باشه بچه ی بقیه هم حق بازی داره
البته ادم مثل این به ندرت پیدا میشه! واقعا عجیب غریب بود یادش میوفتم عصبی میشم
خصوصا که خواستم کمکش کنم بچشو ساکت کنه و مثل احمقا رفتار کرد
منم چنان توپیدم‌بهش‌ که دیگه از این غلطا نکنه!

(عکس مال امشب نیست)

منکه نمیبرم بیشتر میبرم خانه بازی بسکه بچه های بی ادب میبینم پا کفش میرن رو سرسره وایمیسن نمیذارن بقیه سوارشن خوراکی میخورن میریزن از دهنشون بیرون واقعا حوصله بحث ندارم چندبار رفتم همش عصابم خورد شد خانه بازی باز خیلی بهتره

ما خودمون خانه بازی دهریم دخترام دقیقا همین حرکت میکنن نمیذارن بچه ها سر بخورن و من هرروز این مکافات دارم میرم با هزار و یک خرفند میارمشون پایین

منم توي پارك بچه هاي بايد ببخشيد بي ادبي ميبينم گاها
ي بار ميخواستم به يكي كمك كنم ديدم نه بابا اصلاااا نبايد باهاشون هم كلام بشي

من بجات عصبی شدم و با اون خانم ی جنگ حسابی و بزن بزن کردم توخیالم😑

بجهنم همین ک دست بچشو نگرفتی پرت کنی پایین بزرگواری کردی

دقیقااا منم دخترم و جمعه صبح با پدرم بردم پارک یه سرسره بود که پیچ پیچی بود یکی هم ساده دختر من چون کوچکه پیچ پیچی هیچ وقت نمیذارم بره ولی پایین اون سرسره ساده یه دختر فکر کنم ۶ ساله بود که همش داشت با کفش پایین بالا می کرد و تکون نمی خورد مامانش هم رو نیمکت نشسته بود منتظر بود من یه چیزی بگم که من و بخوره کاملا از نگاهش مشخص بود منم دیدم اگه بخوام شروع کنم این قصه سر دراز داره و این آدم اگه شعور داشت به بچش یه چیزی میگفت ترجیح دادم دخترم و با هر سختی بود از اون سرسره پیچی بازیش بدم واقعا بعضی ها لیاقت مادر شدن ندارن چون نمیفهمن با آموزش ندادن یه سری چیزا چه بلایی سر آینده ی بچه میارن

ای وای عجب ادم نادونی بوده.خدای من😶

افرین بهت که فوش ننه ندادی😂

دقیقا ی اتفاق مشابهی مثه شما برا منم افتاد حالا فک کنم اون دختر حدود ۱۰ سالش اینا بود 😑 اخرم با مامانش دعوام شد

عحبا.یعنی نمی‌خواسته تربیت بچشو گردن بگیره؟!

وقتی مادر انقد نفهم باشه از بچه چه توقع😑

چی بهش گفتی تو دعوا

قطعا پشت همچین بچه ی لجباز و بداخلاق یه مادر بی منطق و کولی هست
کلا بااین آدما یه کلمه نباید حرف بزنی چون بی فایدس من این موردا رو زیاد دیدم میدونم فایده نداره حتی بدآموزی هم داره میترسم بچم یاد بگیره اینجوری لجبازی کنه فوری بچهامو برمیدارم از اونجا میرم کلا
تازگیا هرپارکی رفتم همچین بچهای تو مخی زیاد دیدم

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۳ سالگی
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
واقعا بعضی ها چقدر ...!نمی‌دونم چی بگم
دیشب رفتیم پیتزا بخوریم .پسرم پیش من بود .دستش تو دستم بود .رفتم پیتزا سفارش بدم .یکم رفتیم اونور تر .رو صندلی یه مرد نشسته بود .پسرم هم پیشم بود ولی دستمو ول کرده بود .مرده به پسرم گفت چه پسر خوشگلی بیا گوشیمو بگیر .پسرم هم کنجکاو شد .یهو رفت سمتش .رفتم پسرمو بگیرم که بیارمش این طرف .همون موقع دست پسرمو گرفت گفت حالا که اومدی گوشیمو گرفتی یه بوست کنم .صورتشو گرفت تو دست که صورتشو ببوسه ( با اون همه ریش 😐)گفتم نه ممنون صورتشو نبوسید.اصلا هنگ کردم

واقعا جامعه خراب شده .حالا نمیگم مرد بدی بود یا نه ! ولی آدم که از قصد و منظور بقیه خبری نداره! اصلا یه لحظه هم نمیشه چشم از بچه برداشت .گفتم که حواستون به بچه هاتون باشه که کسی یه لحظه هم حتی نگاه بد بهشون نکنه چه برسه چیز دیگه
و اینکه اصلا نذارید غریبه بچتونو ببوسه .به غیر از بحث بهداشتی که معلوم نیست چه مریضی داشته باشن .به حریم بچتون احترام بذارید که خودشون هم بعدا یاد بگیرن 😍🤍