۸ پاسخ

بچه های اول مظلوم ترین و مهربون ترین و مسئولیت پذیرترین بچه یه خانواده هستن جوری که همیشه بیشتر از سنشون فهمیدن و درک کردن

بچه های اول بعد اومدن خواهر برادر خیلی زود بزرگ میشن بخصوص اگر بچه ها با فاصله کمی ازش بیان .اما پدرومادر باید توجه کنه و بین بچه ها مساوات کنه ،همش از دوران کودکی و نوزادی خودش براش تعریف کن بگو اینطوری دست میزدی راه رفتی ذوق کردیم برات جایزه گرفتم ،میبزدمت فلان جا .فلان کلمه رو اینطوری میگفتی از خوشحالی غش میکردم ووووو
الان هم برای کاراش ازش تشکر کن و قربون صدقه اش برو .کاری ک رو اصلا بهش اجبار نکن و برا هر نمره ای ک میگیره ذوق کن و هراز گاهی جایزه بگیر و ب خاسته هاش اهمیت بده .با پدرش تنهایی بفرست بیرون برا پیاده روی و خرید و غذا مورد علاقه شو بپز و بگو امروز ب افتخار پسرم غذا مورد علاقه شو پختم .با کارا کوچیک سورپرایزش کن تا بهش حس ارزشمندی بدی ،بدونه ک براتون ارزشمنده،وگرن بعد از یمدت ک سنش بگذره خشن میشه و حساس و تو کارام همکاری نمیکنه .
راستی پیش بقیه ام هراز گاهی بگو ک کمک احوالته

منم وقتی داداشم به دنیا اومد ۶ سالم بود و خیلی کارها و انجام میدادم
حتی برنج گذاشتن و جارو و ظرف و ... همه چی
الان که به قبل برمی‌گردم اشتباهاتی از مامان و بابام و بقیه یادم میاد که خیلی ناراحت میشم
من بچه ای بودم که هم از نظر نوه اولی بودم و با فاصله ۱.۵ سال دومین نوه اومد و من فراموش شدم
هم داداش دار شدم و فراموش شدم
اطرافیان مراقب حرف زدنشون نبودن وخیلی وقتا از نظر زیبایی منو با بقیه مقایسه میکردن
در صورتی که من خوشگل بودم ولی به چشم اونا بقیه نوه و داداشم قششنگتر اومده بودن
فکر میکردن من متوجه نمیشم حرف می زنن پیش خودشون... ولی کامل می‌فهمیدم
این و میگم که بدونین خیلی مراقب مقایسه و نظرات باشین
چون من اون زمان ناراحت نمی‌شدم به ظاهر...‌ولی الان عمق یه سری احساس هام نسبت به خودم که میرم میفهمم اثر همون خرفهاست که شنیدم
از طرفی مشاورها میگن مواظب بچه های عاقل و مسیولیت پذیر خونه باشین.... این یعنی کشته شدن کودک درون اون بچه که طبق شرایط زود وارد شرایط بزرگونه شده.... امیدوارم خوب بتونین مدیریت کنین عزیزم

بچه های اول زود از نظر ما بزرگ میشن
و وقتی دومی میاد
اولی زود تر زیر بار مسئولیت می‌ره
و فکر میکنیم خیلی بزرگه
ولی باید بیشتر توجه کنیم بهشون
تا باعث کمبود محبت نشن

ماهایی که بچه ی بزرگ داریم هممون این حس رو تجربه کردیم . 🥺

منم همین حس رو دارم
خودمم میدونم به دخترم کم توجه شدم ولی همش ناخواسته ست.
از سر عمد نیست .

منم پسرم ۷سالشع خیلی خیلی بیشتر از سنش فهمیدس همیشه منو باباش درک کرده مخصوصا الان ک باباش مریضه همیشه تو کار خونه کمکم می‌کنه میگ مامان خودم همه خونه هاتو تمیز میکنم
ولی من از وقتی دخترم اومده همش چون ناز ودلبری زیاد می‌کنه همه حواسم شده اون پسرم خیلی توجه نمیکنم منم مثل شما عذاب وجدان میگیرم خیلی سخته😭😔😔😔

امروز خودتون قبل از اون برین بغلش کنین محبت کنین.

سوال های مرتبط

مامان 🌺فاطمه خانم🌺 مامان 🌺فاطمه خانم🌺 ۲ سالگی
سلام مامان گلیا
خوبید؟
آقا من الان تو دوره پی ام اسم بعد غروب با ماشین منو همسرمو بچم رسیدیم دم در شوهرم پیاده شد در پارکینگو باز کنه(در به سمت بیرون باز میشه) دخرمم زور زور که پیاده شم
خلاصه بهش گفتم همینجا پیش ماشین بمون تا مامانم پیاده بشه دوید سمت خیابون دویدم گرفتمش چادرم افتاد از سرم اومدم چادرمو درست کنم دوید سمت در خونه یعنی خدا رحم کرد شوهرم درو نکوبوند تو صورتش وای خیلی بد بود
بعدم که دیدش بم گفت خاک تو سرت نمیتونی یه بچه رو بگیری
وای یعنی انقدر عصبانی شدم (در حالت عادی اینطور نمیشه) اما وقتی اومدیم خونه برای اولین بار سر دخترم داد زدم
خیلی هم صدام بلند نبود اما اونقدری بود که دخترم ترسید و از ترس صدام خودشو محکم میچسبوند بغلم الهی براش بمیرم.... خدا لعنتم کنه که سرش دا. زدم به خدا خیلی پشیمونم همینطور دارم گریه میکنم فقط اون صحنه یادم میاد که با چشمای گرد دوید تو بغلم و گفت ترسیدم ترسیدم مامان
تو رو خدا یه چی بگید آروم شم
یه چی بگید دلم اروم شه
وای خدااا
الان خوابیده من دارم گریه میکنم