۴ پاسخ

من چند روز دیگه میشه یک ماه که از شیر گرفتم هیچ وقت دلم واسه شیر دادن تنگ نمیشه بس که ۲۴ری شیر میخواست دیگه واقعا بریده بودم
الان راحت شدم خواب شبش غذا خوردنش خداروشکر درست شده
ولی خودم از بس شبا بیدار شدم هنوز خواب شبم درست نشده🫠

عزیزم با چه روشی گرفتی؟من که دوست دارم زودتر از شیر بگیرم بشدت وابسته است و کلافه میشم،هر چی میشه میاد میگه شیر بده،خودتم زیاد بغلش کن،که هر دوتون اذیت نشید،دلبستگی پسرتونم ایمن میشه،تو آغوش امن مادرش،بهرحال این اتفاق دیر یا زود میفته عزیزم،طور دیگه ای محبت کنید بهش

چه جالب من متنفر شده بودم از شیر دادن،اوایل عاااشق شیر دادن بودم،بعدش بدم اومد🤭🤭🤭

دو سال نشده هنوز ؟؟

سوال های مرتبط

مامان مهراد و 🐣 مامان مهراد و 🐣 هفته دهم بارداری
من میخواستم به مهراد تا دوسالگی شیر بدم ، یازده مهر دو ساله میشه ولی تا فهمیدم باردارم ، تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون خیلی اذیت می شدم ، شیر شب رو خیلی وقت بود قطع کرده بودم و کارم خیلی سخت نبود ، در کل دیگه روزی دوبار شیر می‌خورد ، یه بار صبح حدود ساعت شش هفت ، یه بارم ساعتای چهار بعد ازظهر ...
همیشه یادتون باشه اول شیری رو قطع کنید که کمترین وابستگی رو داره معمولا بچه ها به شیر آخر شب و اول صبح خیلی وابسته ان، منم اول شیر ظهر رو قطع کردم... در کمال ناباوری خیلی راحت همکاری کرد 👀
دو روز بهش شیر ظهر رو ندادم ، معمولا بعداز چرت ظهرش اون شیر رو می‌خورد ، دیگه بیدار می شد دنبالم یکم می گشت ولی من خودمو در دسترس قرار نمی دادم مثلا می رفتم آشپزخونه میگفتم: اینجام مامان ، بیا اینجا ، بعد می‌دیدم بچم از تخت می اومد پایین و می اومد آشپزخونه🥺 دیگه بغلش می کردم و دستش رو می برد به سینم ولی با آب میوه و خوراکی مورد علاقه اش زود راضی می شد و می رفت ، دو روز بعدم با همین منوال شیر صبح رو ندادم 👀 به حاش آب میخورد می‌خوابید بعدم خداروشکر بیدار میشد و صبحونه میخورد ...🥺 خلاصه بچم خیلی باهام راه اومد ، ولی هنوزم میاد بغلم سینمو بو می‌کنه ، دستش رو میزاره رو سینم و می‌خوابه اما اصلا نمیخواد که بخوره...🥺 وقتی واسه بار آخر بهش شیر دادم دلم داشت می ترکید ، خیلی بغض کردم و گریه کردم ، دلم برای نگاهاش موقع شیر خوردن و شیطنتاش و از این سینه به اون سینه رفتناش تنگ شده واقعا🥺