۱۶ پاسخ

منم‌همینطور
نا ۳ روز کارم گریه بود
و عین ۳ روز گندم باهام قهر بود🥲حتی نگاه توی صورتم نمیکرد

من ک دوماهه پیش گرا فقط مادر بودن برا من سخت بود

منم دقیقا همین احساس رو دارم چند روز پیش تصمیم گرفتم یهو از شیر بگیرمش یه روز تمام شیر نخورد شب تو خواب ۴بار بیدار شد و جیغ زد ولی صبحش من دیگه بریده بودم اینقدر اشک ریختم که خدا میدونه باز بهش شیر دادم و تصمیم گرفتم تدریجی از شیر بگیرمش که اذیت نشم

گریه م گرفت😭😭😭
دقیقا منم امروز داشتم باخودم فکرمیکردم وقتی ازشیر بگیرمش اونوقت اگه ناراحت باشه با چی ارومش کنم؟
الان وقتی خدای نکرده زمین میخوره یا یه جاییش درد میکنه زیر سینه آروم میشه. وقتی از شیر بگیرمش چطوری آرومش کنم😭😭😭

من اصلا ناراحت نشدم الان یک‌ماهه چون خیییییلی وابسته سینم بود خیییییلی به شدت در عذاب بودم چون شیرم هم کم بود وقتی هم از شیر گرفتم اصلا سینم درد اینا نکرد با اینکه شیرم کم بود ولی همش دهنش بود وقتی میک میزد انگار رگش میخواست کنده شه ...غذا نمی‌خورد ...تا صبح صد دفعه بیدار می‌شد الان یک ماهه گرفتم راحت شدم بخدا از بس اذیتم کرد الان خوب می‌خوابه خداروشکر کم غذاس ولی بهتر از قبل شده

🥲حالا من که اول راهم چرا با تاپیکت گریه کردم نمیدونم

هنوز که نگرفتی که ناراحت شدی.
من درد سینه رو‌داشتم خودمم مینشستم گریییییه میکردم که دیگه بهش شیر نمیدم

من دوتابچه آوردم دوتاش شدشیرخشکی شیرنداشتم این قدردوست داشتم بچه هام ازشیرخودم بخورن حالابعضی مواقع مامانامیان تعریف میکنن میکن بچمون زیرسینمون شیرمیخوره یابدون سینه شیرنمیخورن فلان ازاین حرفامن بعضی مواقع ناراحت میشم میگم کاش من شیرداشتم بچه هام ازشیرخودم تغزیه میکردن ومن این حسای که ماماناتعریف میکنن تجربه میکردم

دختر یا پسر؟

دکتر یاسین از اردیبهشت گفت بگیرم هی گفتم نه دلم نمیاد اون موقع گفتم اول شهریور میگیرم الان هی میگم فردا میگیرم هفته دیگه میگیرم دقیقا پسر منم وقتی میگم جیجی ذوق میکنه کلی میخنده هی میگه به به آدم دلش ضعف میره 😭😭😭😭😭

آره من تا ی هفته ۱۰ روزی کاملا افسرده شده بودم همش گریه میکردم بی دلیل خیلی روزای سختی یود هیچوقت فک نمیکردم اینطوری بشم فک میکردم خیلی برام راحته چون دخترم خیلی شیر می‌خورد فک میکردم راحت میشم اما خیلی اذیت شدم🥲

دقیقا🥲🥲هنوز نگرفتمش آخر شهریور میخام بگیرم و اینکه خیلی هم بهش وابسته هست گاهی اینقد می‌چسبه که دیگه بیزار میشم نمیزاره نماز بخونم تا میبینه وایستادم ب نماز میاد از چادرم میکشه میگه جی جی🤦‍♀️ ولی منم مثه شما دیشب باخودم همینا رو میگفتم ...میگفتم چطور دیگه میخام بهش ندم بچم اینقد وابسته هست😔 من بعداز زایمان افسردگی گرفتم تا ۴ ماه فک کنم اینم افسرده بشم🤕🤕

من امشب اینقد گریه کردم ک چشام باد کرده 🥲🥲

نلراحت بودم ولی گرفتم راحت شدم داشتم نابود میشدم همه جاشیر میخاس

آره دقیقا بیخیال باید ترک بدی تا بزرگ شن

عزیزم
منم هنوز دخترم نگرفتم از شیر
منم مثل تو غصه میخورم و بهش فک میکنم دلم تنگ میشه

سوال های مرتبط

مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
سلام از روز سوم ترک شیشه شیر👋
امشب خودم بهش گفتم برات جیجی درست کنم تو لیوان بچه بزرگا بخوری گفت نه🥺
مامانا طبعیه که منم اندازه بچه اذیت شدم‌؟😔
روز اول کلا داشتم اشک میریختم که دیگه شیشه نمیخوره همش میگفتم کاش اخرین باری که شبشه میخورد تو بغل خودم میگرفتمش و به خودم میچسبوندمش، کاش به این زودیا از شیشه نمیگرفتم هنوز خیلی کوچیکه ،حتی وسوسه شدم یکبار دیگه براش شیر تو شبشه درست کنم و بغلم بگیرمش و موقع شیر خوردن سیر نگاش کنم🥺😭
همین الان که دارم اینا رو مینویسم دارم گریه میکنم🥺اینا طبیعیه یا من زیادی دیوونه م؟؟😭
روز اول خیلی اذیت شد حتی وقتایی که تایم شیرش نبود میگفت جی جی ،شب که شیر خواستو تو لیوان اموزشی براش بردم ناراحت شد و گریه کرد و میگفت نه نه🥲روز دوم هم به همین صورت بود بچه م انگار مریض باشه اونطوری شده بود از شیشه نخوردن بازم تقاضای شیشه داشت و گریه میکرد،امروز روز سوم بود تایم شیر روزش که براش تو لیوان اموزشیش ریختم گفت نه، اصلا این لیوانه رو دوست نداره پشیمون شدم خریدم براش تو همون قمقمه ی قدیمیش ریختم گفتم بیا مامان جون با نی بخور باز گفت نه بهش گفتم ببین قمقمه تو میتونی بندازی دور گردنت هرجا دوست داری بری شیرتو بخوری🥲
ازین پیشنهاد خوشش اومدم با قمقمه ش رفت تو اتاقش وقتی برگشت دیدم همه ی شیرشو خورده🥺💓
ادامه کامنت اول