۱۱ پاسخ

اگر از هر دو طرف مطمئنی بگو
ولی بنظرم واسطه ازدواج شدن خیلی بده
مطمئن باش بعدا پشیمون میشی
کوچکترین مشکلی پیش میاد گردن تو میندازن که تو گفتی
تو معرفی کردی
تو ازش تعریف کردی و فلان

نکن خاهرم در هر صورت کار درستی نیست
خوب بشه ک هیچی بد باشن باهم لعنتش میمونه برا تو ک فلانی کرد خدت لعنتش کنه یا معرفی کن خودتو کامل بکش کنار حتی نپرس چی شد چی نشد دوره زمومه بدیه در کل

اگه واقعا از دوطرف مطمئنی واسته شو گلم خیلی هم خوبه

برادر شوهرم میخاست ازدواج کنه به همسرم میگفت تو بیا پادر میونی کن حرف بزن تو بزرگ تری من دختره رو میخام
منم به همسرم گفتم جای ک پدر و مادرت هستن نباید ت دخالت کنی
خلاصه پدر مادر همسرم رفتن جلو برای خاستگاره
الان برادر شوهرم مثل چی پشیمانه و مقصر پدر مادر شو میگیره ک شما مقصر بودین رفتین جلو کار منو خراب کردین
خلاصه تو این دوره زمانه نباید واسه کسی کار خیر کرد مخصوصا ازدواج

اره میدونم باش

واسطه شدن خیلی بده از رو تجربه میگم
کارشون ب طلاق کشیده بود براشون پادر میونی میکردیم فلان بعدش الان آشتی کردن با ما قطع ارتباط کردن و مارو نفرین میکنن اصلا توبه کردمممم

واسطه نشو

بنظر من کار خوبیه معرفی کنی واسطه بشی واسه امر خیر ولی خدایی نکرده فردا ی مشکلی پیش بیاد تو زندگیشون تورو نفرین میکنن میگن فلانی معرفی کرد چی چی از تو میبینن همه چیو

خوب عزیزم تو خانواده دختررومعرفی من به خانواده پسر بعدبزاربزرگترهای پسربرن خواستگاری اونجا .بعدبه خانوادهاهم بگو من فقط معرف هستم البته به ظاهر شناختی که داری بگو که بعد ازت دلخورنشن .اون طوری که شما داری می‌کنی دختره پاشه بیاد خیییلیزشتهبنظرم بازمخودتون می‌دونید

پیام بده .از همون اول هم بگو ما فقط واسطه ایم بقیه ش دیگه خودتون میدونین

پیام بده اما همو دیدن و بعدش دیگ پیامی نداد پیام نده حتما نخاسته

سوال های مرتبط

مسدود شدم⭕ مسدود شدم⭕ قصد بارداری
سلام خانوما شبخیر اومدم یچی بگم نظرتون رو بپرسم
همسر من میشه پسر خاله مامانم
بعد همسرم مجرد بوده دختر داییش رو میخواسته(دو طرفه بوده)ولی دیگ نشده و اون ازدواج کرده ۳تا بچه داره خلاصه منم اینو از اول میدونستم از همون اول هم نمیتونستم با دختر داییش ارتباط درستی بگیرم
خیلی هم رو این موضوع حساسیت نشون دادم(همسرم وقتی میبینتش در حد سلام و علیک صحبت میکنن)چند وقت پیش تو یه مراسم باز همو دیدن و از بخت بد کنار هم نشسته بودیم
اینم برگشت گفت خونه ما نمیاین و اینجور چیزا همسرم گفت سری بعد میام
الان سری بعد رسیده😩فردا میرسیم مشهد همسرم تو خونه گفت خونه این بریم!؟گفتم چرا گفت چون دعوت کرد و اونموقع گفت
منم نخواستم خیلی واکنش نشون بدم گتم باش بریم!الان یه ساعتم نشده میگ زنگ بزنم بگم فرداشب میایم!؟دیگ منم پاچه گرفتم گفتم بزار ببین اصن زنده میرسیم اونجا بعد تصمیم بگیر🤕شما جای من بودین چیکار میکردیم میرفتین!؟
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری