۱۱ پاسخ

بچه دوم فعلا نمیارم چون بدنم اماده نیس،زوده برا زایمان دوباره،خونریزی،هنو ب بدنم نتونستم ب اندازه کافی برسم،بعد از خودم بعد بچه اول مهمه ک ایا میتونم براش کافی باشم و هنوز دوسالش نشده شیرخودمو میخوره ضربه میخوره بچم
پس من مادری ام ک راه جلوگیریو سفت در پیش میگیرم😶

من که به دومی فکر نمیکنم هیچوقت
ولی درکل
اگرر
اعصاب کافی
و از نظر مالی اوکی نباشه کسی
کاش ب فکر بچه بعدی نباشه

بچه دومی میارم ولی الان نه

من بچه دوم‌بعد ۵سال اوردم‌ن گلی هر دو مساوی دوست دارم تو دلم
بنظرم الان نیار بزار بچه اولت بزرگ بشه باهاش همجا برو ی وقت رو دلش نمون من جای نبرد مامانم چون بچه کوچیک داره
همه تفریح ها با بزرگ انجام بد بعد بفکر دومی شو
اتفاقا بعد بچه اولت استقبال میکن از بچه خیلی دست کمکت

همین یدونه دهن مارو س ر و ی س کرده یککسال رنگ رابطه رو ندیدیم من و شوهرم هیچ. تمایلی به رابطه نداریم دیگه چه برسه بچه

من به بچه دوم فک میکنم وهیچ کدوم از عذاب وجدان هایی کع میگی هم به ذهنم نمیاد.
به هرحال باید همه سختیاشو به جون بخرم وهم خیلیا هستن تا 2سال بچشون شیرندادن حامله هم نبودن

من مامانم و خواهرم و همسرم خیلی کمکم میکنن اصلا هم تصور نمیکردم انقدر زود دوباره باردار بشم امیدوارم برام سخت نباشه

من اونوقت شبا از فکر تا صب خوابم‌نمیبره که بلکه یه لحظه دخترم بگه مامان بغلم کن و من نتونم بغلش کنم چی
اگه یه لحظه حواسم به بچه دوم باشه و دخترم دلش بگیره چی واقعا نمیتونم من به بچه دوم فکر کنم

آ ه ولی میگن سه چهار سال اختلاف سنی خوبه براشون

والا همين يدونه رو بزرگ كنيم هنر كرديم چه برسه عذاب وجدان كم گذاشتن و حسرت خوردن …براي بچه اول خواهر من كه نميتونم اصلن

بخاطر همین عذاب وجدان اصلاااا تا ۶.۷ سالگی دخترم به بچه دوم فکر نمیکنم

سوال های مرتبط

مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
سلام یه سری مامانا خیلی شکایت دارن از اینکه بچشون نق میزنه اول بگم طبق تجربه خودم میگم این یه چیز طبیعیه تو این سن .خودتون رو بزارید جای این بچه ها نمی‌تونید حرف بزنید و نیازتون رو بگید تنها کار همین جیغ و گریه و گاز گرفتن رو بلدید بهتون بی توجهی میشه مادر و پدر عصبانین بچه تنهاست دوست داره یکی باهاش بازی کنه بچه متوجه حال شماها نیست نمیدونه گرونی و دعواهای شماها چیه فکر می‌کنید بچه باید همه چیز رو الان بفهمه چون بشین و پاشو و نکن رو فهمیده پس باید همه چیز رو بفهمه نه بچه داره کشف میکنه داره یاد میگیره .تا همه چیز رو بدونه چجوریه و بتونه حرف بزنه و همه کاری یاد بگیره باید صبور باشید بتونید کمکش کنید .اینکه شما حالتون بده با شوهرتون یه چیز جداست .اینکه بچتون اصلا بلد نیست بازی کنه یاد بگیرید از الان چون باید کم کم شروع کنید مستقل بازی کردن رو .الان خیلی هاتون جای خواب رو عوض کردید ولی الان مهم مستقل بازی کردنه و اینم بگم بچه ها الان ترس جدایی دارن مهراب که قبلا گریه نمی‌کرد برای دوری از من الان یه وقتایی در طول روز اینطور میکنه ولی نباید داد بزنید باید کنارش باشید باشه مامان نمیرم ببین من کنارتم من هیچوقت تنهات نمیزارم با هم بازی می‌کنیم بیا با هم بریم این رو بخوریم خب یکم آروم تر شده حالا میتونی کم کم ازش دور بشید و برید دستشویی یا هرجایی و اینکه ثبات رفتاری داشته باشید اگه الان دستش گوشی دادی یکدفعه نیا بگو فقط تو موقع غذا خوردن یا ساکت کردنت میدم دستت و این میشه باج خواهی
من یه موقع سر غذا دادن مهراب حتما گوشی بدم دستش بعد کم کم ازش دورش کردم با چیزهای دیگه و با رقصیدن و هزار تا جنگولک بازی عادتش دادم یا قاشق میدم دستش یه قاشق اون به من غذا میده یه قاشق من به اون میدم