تجربه بارداری ۹
بالاخره مهمونی تموم شد و من هرروز با ذوق و استرس منتظر سونو انومالی و تکون خوردنای دخترم بودم چون جفتم قدامی بود چیزی حس نمیکردم.هفته ی ۱۷ بارداری تو ماشین صندلی رو داده بودم عقب و لم داده بودم و دستم روشکمم بود که برای اولین‌بار ماهلینو احساس کردم شبیه حرکات روده و گاز روده بود اما میدونستم گاز نیست هیجان زده شده بودم باورم نمیشد دارم حسش میکنم از اونموقع به بعد حسم روز به روز قوی تر میشد و ۱۸ هفته کامل که شدم برای سونو انومالی رفتم خیلی ذوق داشتم که اینبار قرار دست و پای کوچولوشو ببینم بر عکس سونو انتی که خانوم خواب تشریف داشت تو انومالی به شدت شیطونی میکرد شوهرم از سونو فیلم گرفت و هنوزم شبا میشینم و تکونای دست و پای کوچولوشو نگاه میکنم و قربونش میرم دکتر دونه به دونه ی انگشتاشو نشونم داد،لباش و بینیش،قلب کوچولوش و همه ی اعضای بدنش اخ که من به قربون تک تک سلولای بدنت بشم مادر.تو اوج سرخوشی بودم که باز شوهرم شوخی شوخی به دکتر گفت مطمئنید دختره؟؟؟دکتر گفت اره و بازم شوهرم گفت تا دنیا نیاد من که باورم نمیشه و بازم این حرف درباره ی جنسیت قلبمو مچاله کرد اما به روم‌نیاوردم و با شوخی ردش کردم.شوهرم انگار اصلا تصوری از دختر دار شدن نداشت چون اکثر بچه های خانوادشون پسرن و انگار براش غیرقابل باور بود.اخرای سونو دکتر طول سرویکسمو اندازه زد و پرسید تو انتی چقدر بوده از لحنش نگران شدم تو انتی طول سرویکسم ۳۳ بود و انومالی شده بود ۳۱ دکترسونوگرافی گفت بهتره که سونو واژینال بشم و تازه استرسای من درباره طول سرویکسم شروع شد

۱ پاسخ

چ
😐کتاب داستانه؟

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین روزهای ابتدایی تولد
تجربه بارداری ۱۰
نتیجه ی سونو رو برای دکترم فرستادم و دکتر گفت خوبه ازش درباره طول سرویکس پرسیدم گفت مشکلی نداره اما از ذهنم بیرون نمیرفت ازش خواستم سونو واژینال بده ولی اصرار کرد نیازی نیست دو هفته بعد رفتم سفر و تو سفر یه بار لکه دیدم نگران شدم و به دکترم پیام دادم گفت اگر یکبار بوده نگران نباش و برام شیاف و سونو نوشت که اگر ادامه دار شد سونو بدم و شیاف بذارم اما لکه همون یکبار بود و تموم شد منم سونو رو ندادم هفته ی ۲۲ بارداری بودم که دیدم بچه تکون نمیخوره خیلی نگران بودم اولین بار بود که انقدر طولانی بی حرکت بود طاقت نیاوردم و رفتم سونو و خداروشکر حالش خوب بود اما من همچنان نگران طول سرویکسم بودم و خودم درخواست دادم که طول سرویکسمو شکمی اندازه بزنن که دیدم شده ۲۷ و نگران تر شدم اما همچنان دکترم معتقد بود مشکلی نیست حتی شیاف هم برام تجویز نکرد دو هفته بعد رفتم پیش دکتر دیگه و اون برام سونو واژینال نوشت تو هفته ی ۲۴ بارداری طول سرویکسم شده بود ۲۴ و بالاخره بعد از ۳بار دکتر عوض کردن تو هفته ی ۲۶بارداری با طول سرویکس ۲۳ پساری گذاشتم و مصرف شیاف پروژسترون رو شروع کردم
مامان ماهلین مامان ماهلین روزهای ابتدایی تولد
تجربه بارداری ۵
برای سونو انتی لحظه شماری میکردم و شروع به خوردن اکتی ناتال کرده بودم و تو این مدت در باره ی غربالگری ها تحقیق میکردم تصمیم گرفتم سلفری بدم دل تو دلم نبود که از سلامت و جنسیت بچه با خبر بشم حدس و گمانای همه درباره ی جنسیت بچه شروع شده بود من اصلا ویار نداشتم و چهرم هیچ تغییری نکرده بود اخلاقم بهتر شده بود فقط گاهی بی دلیل گریم میگرفت و تنها که بودم گریه میکردم همه میگفتن بچه پسره و داشتن درباره اسمش تصمیم میگرفتن من اما ته دلم یه دختر کوچولو میخواستم یکی که بشه رفیقم و هرچی که بلدمو یادش بدم یکی که دستشو بگیرم و کمکش کنم به آرزوهاش برسه کسی که ادامه ی خودم باشه و خیلی خوشبخت تر از من میخواستم هرچی بلدم و همه ی توانمو بذارم که یه دختر شاد و خوشبخت و موفق روی زمین راه بره چیزی که خیلی تلاش کردم باشم و شدم اما میخواستم اون از من خیلی بهتر باشه.از دکترم خواستم برام سلفری بنویسه و بالاخره روز سونو انتی رسید دل تو دلم نبود تو سونوانتی بچه خواب بود و تکون نمیخورد با چندتا شکلات و یکم اب سرد و پیاده روی بالاخره بیدار شد و سونو انجام شد خداروشکر هم ضخامت انتی هم تیغه ی بینی نرمال بود خیلی سعی کردم نپرسم اما طاقت نیاوردم و از دکترسونو پرسیدم حدسش درباره ی جنسیت چیه دکتر گفت احتمالا دختره اما الان خیلی زوده برای تشخیصش اینو که گفت دلم ریخت و اشک تو چشم جمع شد اولین کسی بود که گفت احتمال داره بچه دختر باشه قبل از اون حتی یک نفرم احتمال دختر نمیداد