۱۹ پاسخ

بستگی به شرایط مالی و جسمی خودت داره
یکی وضع مالیش اوکی هست یکی تو خرج همون یکی هم مونده
مثلا دوست خواهرم ۵ تا بچه داره الان ۳۶ سالشه خانمه، ولی خب هم بچه هاش فوق العاده آرومن، هم شوهرش ساخت و ساز می‌کنه و وضع مالی توپ
خب شرایط ایشون رو نمیشه مقایسه کرد با یکی که آرزو داره بچه اش حتی یه میوه بخوره

من دومی رو آوردم الان دنبال تيمارستان میگردم و خودکشی انقد سخت نگم برات آدم فقط خودش آسیب شدید میبینه

منم همینم هی میگم یکی دیگه بیارم چون پسرم خیلی تنهاس ولی خب میدونم اوضاع بدتر میشه و بین بد و بدتر انتخابم اولیه یعنی تک فرزندی یا حداقل الان تو این اوضاع مملکت که تو خوابم پر از استرسیم از جنگ و گرونی

و منی ک یه دختر دارم وقتی بشوخی میگم تو شکمم نی نی دارم میخام برات آجی یا داداش بیارم جفت پا میاد تو شکمم اونقد شکممو لگد میزنه میگه بچه تو شکمتو میخام بکشم. من آجی یا داداش نمیخام میخام یکی یدونه باشم

دقیقا منم همین طورم پسرم خیلی تنهاس

بچه دوم آوردن ۲ چیز میخواد: پول و پشتوانه مالی درست و حسابی، اعصاب و روان آروم...
که اکثر ماها نداریم، بماند که مملکت هم روی هوا قرار داره!!!!!!!

عذاب وجدان نگیر عزیزم اوضاع اقتصادی افتضاح و مطمئن باش یکی دیگ بیاری همش درحال دعوا کردن باشنو برات مغز نزارن بفکر خودتم باش

به الله قسم من دوتا پسر دارم موهام سفید شده یکی ده سالشه یکی هم چهار سالشه واقعا غلط کردم با همه کسم بچه بیارم دیگه
انقد همدیگرو میزنن انقد شلوغن
بازم خدارو شکر برای وجودشون اما من غلط کردم

اره عزیزم همه همینن ولی یه بچه ی دیگه آوردن خیلی خیانت بزرگتری هست توی این اوضاع

دقیقا وضعیتت منه، حییییلی بخاطر پسرم عذاب وجدان دارم از طرفیم بخاطر یه سری شرایط ازفکرش اومدم بیرون

من دوتا بچه دارم اینقدر دعوا می‌کنند و جیغ میزنن خستم کردن

مگه مهد نمیره ؟

منم پسرم تک و‌تنهاس،هم خودم هم همسرم چنتا خواهر و برادر داریم ولی ازهم خیلی دوریم سالی یبار میبینیم همو عملا غریبن برا بچم،منم خیلی عذاب وجدان دارم بابت تنهاییش ۳۱سالمه دیگه سنم داره میره بالا فرصت ندارم بین دوراهی خیلی سختی گیر کردم هم دست تنهام هم ازنظر روحی و‌جسمی اصلا و ابدا درتوانم نیست دوباره باردار شم فعلا عقب انداختم فکر کردن ب بچه دومو تا ببینیم چی پیش میاد

بله تنها نیستی منم اینطوریم

منم مثل شما همش دلم مبیسوزه بدتر اینکه خونه مامانمو و پسرخالشو دوست داره که از اونا هم سه ساعت دوریم هر دو هفته میره و کسی دورمون نیست خیلی عذاب وجدان دارم و عصبی شدم بخاطر همین خیلی بچه دوم دوست دارم ولی نمیشه شرایطشو ندارم مملکت هم که خراب

من دوتا پسر دارم پشت هم صبح تا شب دنبال هم بازی و کتک و جیغ جیغ واقعا پیرم کردم خیلی کارای خطرناک میکنن چند بار نزدیک بود هم رو بکشن خلاصه تک و تنها تو شهر غریب بزرگشون مردو حتی تو زایمانام هم از روز اول کارام انجام دادم تنها بودم ولی اگه اوضاع مالی خوبی داشتم یکی دیگه هم میاوردم 😂😂😂

سلام عزیز،منم یه پسر دارم ،خودم و همسرم کوچکترین فرزند خانواده هستیم و هر دو خواهر و برادر داریم ولی دیگه سن بالا هستن،متاسفانه انچنان صمیمی نیستم ،منم نگرانم،میگم تو این شرایط پسرم تنها میمونه خانواده ای که توش صمیمیت نباشه هیچی نیس،روزی ممکنه من نباشم و پدرش نباشه حداقل یه فامیل خوب داشته باشه که نیس،خودمم از لحاظ روحی و جسمی در توانم نیس بچه بیارم،منم دوست دارم ولی نمیتونم،بعدش میگم ول کن عوضش تا میتونم برا این بچه میرسم نه از لحاظ مادی چون زیاد نمیتونم،ولی قوی بارش میارم که بتونه گلیم خودشو از اب بیاره بیرون

مال من دوتاس خداروشکر میکنم بخاطر وجودشون ولی دگ کم آوردم از نظر مالی اعصاب و جسمی و همه جوره پدرم درومد

من عقب انداختم فقط از خدا میخام دیگ بچه بهم نده چون ن توانشو و اعصابشو دارم ن مالی اوکیم

سوال های مرتبط