۹ پاسخ

عزیزم یه کم جدی بودن واسه بچه ها خوبه به نظرم قرار نیست که همه چی رو امتحان کنن چه درستش چه غلطش وقتی نمیتونه نه بشنوه در آینده تو جوونی خیلی دچار مشکل میشه قرار نیست که کل دنیا بر وقف مراد بچه های ما بچرخه یه کم هم باید واقعیت ها رو درک کنن که این چیز این کار وقتش نیست موقعیتش نیست .... منم دخترم لوسه اینقدر هر چی خواسته انجام شده الان اینکارو نمیکنم اگه امروز چیپس خریده دیگه نمیتونه بستنی هم بخره اون باید روز دیگه بخره خیلیا شاید بگن بچه اس ولی من دیدم کسایی که بچه بودن اینجوری بودن اتفاقا بزرگتر شدن بدتر شده این اخلاقشون

دخترمن برعکس گلومو جر میدم خودمو ب درودیوار میکوبم ب ی ورشم نیس😅

خب بچه ها باهم فرق دارن کارن یکم زبونش تنده الان جای دختر شما بود می‌گفت تو نمیتونی بهم بگی چیکار کنم یا تو حق نداری رییس بازی دربیاری یکم وا بدم کنترل اوضاع از دستم در رفته گاهی میتونم با خنده و شوخی رفعش کنم گاهی اوضاع رو بدتر میکنم

بچه های منن همینن عزیزم 👌و ب نظرم خوبه اینجوری کس دیگه نمیتونه بهشون بی احترامی کنه زود برخورد میکنن..
از نقاشی و کاردستی که نگم برات
میرن تو اتاق شون ساعت ها هستن..
ولی بعدش تمام اتاق مرتب بدون ذره ای نرمه کاغذ 👌

روزا غیر از مهد جایی نمیره؟ یه بارکی خانه بازی کلاسی چیزی عصرا ببر اینجوری شب زودتر میخوابه

دختره منم هست...اصلا نمیتونم بگم بالای چشمت ابروئه...اگ یبار دعواش کنم یجوری بغض میکنه چشاش اشکی میشه از کرده خودم پشیمون میشم
خیلی دختره حساسیه
باباشمم میگ دختره باید نازش کشیده بشه
بخدا اطرفیانم میبینم چقد بچه هارو دعوا میکنن یا حتی کتک میزنن ولی بچه هاشون عین خیالشون نیس یا اصلا حساس نیستن
من همیشه عذاب وجدان اینو دارم که آیا مامان خوبی براش هستم یا نه

ببین از من این نصیحت خواهرانه رو بشنو از الان برا مسائلی که واقعا لازمه جدی باش یا حتی دعواش کن من با زدن اصصصلا موافق نیستم ولی با دعوا حتی بلند کردن صدا واقعا تو مواقع مهم موافقم من خودم تو خونه ته تغاری بودم خیلی نازمو می‌کشیدن تا بحال یاد ندارم بابام صداش برام بالا رفته باشه یا حتی اگه ناراحته حرفی زده باشه تهش روشو ازم برمیگردوند و بعد از ازدواج واااااقعا سختم بود چون بهرحال تمام زندگیا دعوا داره و بحث داره و سر هر بحثی من چقققدر ناراحت میشدم حالا یه بحث الکی بودا ولی تا چند روز دل درد میگرفتم تا کم کم عادت کردم و پوست کلفت شدم والا این مدل تربیتی برا ایران جواب نیست خودمم تا دو سال پیش به دخترم نمیگفتم بالا چشمت ابرو تا یه روز خونه مامانم اینا یه همسایه هاشون اومده بود تو کوچه داشت بچه هاش رو دعوا می‌کرد ما فقط از کنارشون رد شدیم که بریم تو خونه مامانم دیدم دخترم گوشاشو گرفته و هراسون دوید تو خونه و در رو محکم کوبید بهم تا یه ربع حالت بغض واشت حالا اونم فقط داشت با صدای بلند میگفت چرا بدون اجازه رفتین تو کوچه من فهمیدم دخترمم داره مثل خودم میشه حالا نه تنها خودم، میذارم شوهرم هم یه جاهایی جدی و قاطع باهاش حرف بزنه ...

والا من خیلی جدی هستم بهش نه بگم هم سر حرفم هستم میخواد ناراحت بشه یا نشه .بچه باید یاد بگیره همیشه همه چی قرار نیست باب میل اون باشه همیشه تو محیط خونه نیست باید تحمل نه شنیدن و داشته باشه باید بدونه هرجایی بره قانون خودش و داره این بغص کردن و ایتام طبیعیه گلم به مرور عادی میشه براشون .من که از اینکه برای دخترم قانون میزارم یا یه جاهایی بهش سخت میگیرم راضیم حالا نمیدونم من خیلی خشنم یا خوبه😁😁

...

سوال های مرتبط

مامان زهرا💖 مامان زهرا💖 ۶ سالگی
مامانا زهرا دیروز از پیش دبستانی که اومد عصبانی گفت من دیگه نمیرم من با دوستم به سرویس گفتیم دنبالمون نیا
گفتم چرا گفت مدیر مهد میخواد بیاد سر کلاسمون بجای خانم
گفتم خب حتما یه کاری کردید اذیت نکنید تا تنبیه نشید
امروز عصر دیدم داره گریه میکنه که شنبه هم اون میاد من دیگه نمیخوام برم چند بار گریه افتاد
میگه امروز بهمون میگه نمیخواد برید مداد بتراشید توی جامدادی بریزید
یا من مدادم قرض دادم به دوستم دعوام کرد
من الان زنگ زدم به خانمشون گفتم چی شد گفت اون هر چند ماه یکبار میاد ارزیابی
گفتم آخه چرا انقدر جدی میگه لازمه برای سال دیگه باید همکاری کنن من یه شاگرد داشتم همکاری نکردن گفتار درمان نبردن الان بچه باید سوم باشه اوله
گفتم آخه اینا ۶ سالشونه
از لحاظ مشق نوشتن همکاری همه چیز از زهرا راضی بود میگفت چندتا بچه ها هستن نه می‌نويسن بقیه را اذیت میکنن برگه شکن پاره میکنن
میگفت بعضی بچه ها از وسایل خودشون استفاده نمیکنن از بقیه را میگیره برا همین گفته مداد نده
الان قرار شد زنگ بزنم خودش با زهرا حرف بزنه آرومش کنه.
شوهرم نیاز به مدیر زنگ بزنه
بنظر شما رفتارهاش بد نیس
تو جلسه یه مادرا بهش گفت کمتر تولد بگیرید بعضیا نمیتونن پرید بهش باید از الان یاد بگیرن نمیتونید نخوان اونم بنده خدا هیچی نگفت
مامان زهرا💖 مامان زهرا💖 ۶ سالگی
مامانا من یه جاری دارم باهاش خوبم نمیخوام یه چیز بگم دلخوری پیش بیاد
یه مشکل داره خیلی بی ملاحظه است اصلا مریض باشن رعایت نمیکنن میرن اینطرف اون طرف
معتقده هر چی بشینی تو خونه بچه خوب نمیشه باید ببریش بیرون تا مریضیش خوب بشه و بارها خودم ازش شنیدم که میگه از مریضی نمی‌ترسم
من زهرا آلرژی داره اگر مریض بشه باید انقدر دکتر ببرم یعنی ۲ ۳ ماه طول میکشه بچم ضعیفه از بس مریض میشه بعدم اصلا اسپری که میخواد تا خوب بشه پیدا نمیشه دارو هم نیس
پنج شنبه این جاریم زنگ زد بیاید بریم بیرون گفتم نه تولد خواهرمه بعد پیام داد اگر میاین جمعه بریم ما امشب نمیریم شوهرم گفت بگو باشه
اون شب رفتیم نگو بچه ش مریض بوده تب و اسهال
زهرا صبحش بیدارشد دیدم دماغش گرفته امروزم که کلا مریضه
واقعا چه رفتاری باید با همچین آدما داشت
من بدبختانه از اینها دورم زیادن قبلا دختر خالم بود حالااین
دلم میخواد منم یه بار برم بچه هاشون مریض کنم تا بفهمن چه حالی داره ولی دلم نمیاد 😒
مامان کیان مامان کیان ۶ سالگی
فرزند پروری فرزند پروری


الان میخواستم پسرمو ببرم مهد شوهرم اومد خونه. من یه شلوار نیم بگ با یه تیشرت باکسی پوشیده بودم ک قد تیشرت زیر باسنه مهد پسرمم نزدیکه ،سه کوچه پایین تر از خونمونه. یه دعوایی راه انداخت ک نگو . گف میخواستی اینطوری بری؟؟ منم عصبانی شدم بش گفتم خواهر خودت که سر لخت میاد بیرون. (خواهرش کلا شال نمیپوشه بیرون میره)میگه اون به من ربط نداره خودش میدونه و شوهرش . بعد با این ک رفتم مانتو پوشیدم . گف کلا نمیخواد ببریش . منم بش گفتم تو تصمیم نمیگیری ک ببرم یا نبرم. چون عصبانی بود آخرشم نرفتم مهد .بعد ۳۰ دقیقا الان زنگ زده ببرش . الان هم دیر شده هم خودم حالم بده نمیتونم برم . طفلی پسرم خیلی ذوق داشت ،از صب هی میگه ساعت چند باید برم. 😔. نمیدونم چرا اینطوری رفتار کرده چند بار با اون لباس با هم رفتیم پارک و فروشگاه و جا های دیگه و... الان نمیدونم چ مرگش بود. این حساسیت طبیعیه . شما اینطوری لباس میپوشید؟ به نظر خودم ک لباسم مشکلی نداشت چون شلوارم گشاد بود . اوکی بود خیلی بی حجاب نبود آستین تیشرت هم بلند بوده. شوهرشمام رو لباس پوشیدنتون گیر میدن؟


تب فرزند پروری استامینوفن