۶ پاسخ

ی نینی دیگه براش بیار بشه هم بازیش😄

بچه تنهاست باباش هم نیست پناه میاره به تو عیب نداره میدونم خسته میشی درکت می کنم ولی خب باید تحمل کنی اگه بچه هم بازی یه خواهر و برادری داشته باشه اینطوری نمیشه

بچه های تنها همینن منم پسرم اینطوریه الان شش سالشه اومده نشسته تو بغلم فیلم می بینه😂😂جاهای حساس فیلم هز ترسش میاد پیش من

سلام عزیزم پدرش نمیتونه وقتی هست ببرش پارکی دوچرخ سواری جایی؟چون داره جلب توجه می‌کنه تاببینینش این ازشماخسته هستی اونم از پدرش .
اما اگه میتونی خودت یک ساعت ببرش بیرون تابازی کنه حداقل تخلیه بشه .وکلاس بفرستش تاوقتش الکی هدرنره .علاوه بر جسمش ازمغزشم کاربکش تا خسته بشه ..

چرا عزیزم یه دوستی پیدا کن که گل پسری مثل شما داشته باشه با هم رفت و آمد کنید یا با همسایه دوست بشه بازی کنه که شما هم اذیت نشی

عزیزم اونم اقتضای سنشه تو چندتا کلاس ثبت نامش کن یکم سرگرم شه

سوال های مرتبط

مامان حبه انگور مامان حبه انگور قصد بارداری
کوتاه ترین فاصله ی غم و امید دو روز دیگست ...
دو روز دیگه موعدمه ...
اگه مامان نباشم چی؟
دیگه نمیتونم حالا حالاها مامان بشم تا یکسال دیگه شاید هم بیشتر ...
اگه غم در خونم بزنه لونه کنه وسط قلبم چی؟
شوهرم استخوان هاش بمیرم واسش کج شد دوباره و مجبوره قرصاش مصرف کنه
ولی اگه دو روز دیگه مامان نشده باشم قول میدم توو رویاهام مامان یه دختر کوچولو بشم 🤱
هر شب واسش شعر بگم ، قصه بخونم ، تو خیالاتم ببرمش خانه بازی
حتی وقتی دارم توی تنهایم ظرف ها رو میشورم واسش صحبت کنم تا اون بزاره من تند تند کارام انجام بدم قبل از اینکه بابا علی بیاد همه چیز آماده باشه ..
اسمش صدا کنم و تصور کنم داره وسط خونه با اسباب بازی هاش بازی میکنه و منم دارم خونه داری میکنم ...
و از این دمپایی پلاستیکی جیغ جیغویی ها پاهاش بکنم و دست های تپل سفید دخترم بگیرم و باهاش توی خیابون قدم بزنم و به آدم ها بگم وایسید ببینید دخترمو ، ببنید دلماه دار شدم ،ببنید خدا بهم دختر داد شد پناه قلبم ...
یا یه شب هایی وقتی غصه دارم دستاش دورم حلقه کنه و سرش بچسبونه به سینه هام و بهش شیرم بدم ، اون وقت جز دلماه هیچ چیزی تو این جهان واسم مهم نیست ...
من رویای ساده ترین چیزها رو چیدم توی دلم ...
من بارها مادری کردم واسه دختر بچه خیالی خونمون که هیچ کسی جز من نمیبینتش و باهاش حرف و بازی نمیکنه ...