۵ پاسخ

دردای اولت مث درد پریودی بود؟
من چندشبه مث دردای پریودی دارم ولی استراحت میکنم اروم میشه.

برو پارت بعدی ک منتظریم همگی😂😂

اینارو خوندم و.ا.ژ.نم درد گرفت😑😂😂

مامات کی بود

خب؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان کیارش مامان کیارش ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
#پارت ۱
۲۸ اردیبهشت دم دمای سحر احساس کردم وقتی پهلو به پهلو میشم ترشح دارم چند دفعه امتحان کردم دیدم بازم همون حسه ولی چون خوابم میومد نرفتم دسشویی😂صبر کردم تا صبح البته من روزای اخرو رفته بودم خونه مامانم نمیخواستم به اونا استرس بدم گفتم تا صبح وایسم بعد بببینم چیشده خلاصه صبح ساعت ۶ پاشدم رفتم دسشویی دیدم واقعا ترشح بوده و توش رگه های خونی دیدم به مامانم گفتم مامانمم گفت بریم بیمارستان یه تست بده خدایی نکرده چیزی نباشه راهی بیمارستان شدیم توی راه بیمارستان متوجه درد شدم دردایی که هر ۱۰ دقیقه تکرار میشد ولی قابل تحمل بود رسیدیم بیمارستان و رفتم بخش زایشگاه اولین کار ماما منو معاینه کرد گف دهانه رحمت بستس ولی نرمه و نشتی کیسه اب داری تست ان اس تی که گرفت گفت انقباض داری ولی با فاصله زیاد برو خونه ورزش و پیاده روی وخلاصه هر کاری که فک میکنی به باز شدن دهانه رحمت میکنه انجام بده فاصله بین دردات کم که شد بیا اینجا از الان خسته میشی😇
مامان آیلین کوچولو🎀 مامان آیلین کوچولو🎀 ۵ ماهگی
مامان قندم💙🤭 مامان قندم💙🤭 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲


رفتم سمت حموم و نوار بهداشتی گذاشتم خوشبختانه شب قبلش حموم بودم و بدنمو کلا تمیز کرده بودم پاشدیم رفتیم سمت بیمارستان هوا هم بارون میبارید خلاصه رفتیم تا رسیدیم معاینه کرد گفت نزدیک ۲ فینگری من اصلا درد نداشتم فق کیسه ابم پاره شده بود بستری کردنم و زنگ زدم مامانم گفتم بهش خلاصه ی ماما اومد معاینه کرد و بهم گفت از تخت بیا پاین و ورزش کن قدم میزدم و ورزش میکردم اونا هم هی میومدن ان اس تی میگرفتن کمکم دردم شروع شد اما اصلا شدید نبود بهم میگفت هر وق دردت گرفت دستاتو تکیه بده ب ی جایی باسنتو بده سمت عقب منم اون کارو کردم خلاصه تاااا ساعت ۳ بعد از ظهر من درد کشیدمم دیگ بعد ۶ فینگر درداا خیلیی شدید ولی من استانه تحملم خیلی بالا بود اصلا جیکم در نمیومد ماما و پرستارا فک میکردم شکمم دوم سوممه ک انقدر ریلکسم😂همش میومدن تعریف میکردنم و باهام خیلی خوب بودن بهم امپول و سرم فشار نزدن چون خودم دردام خوب بود و این واااقعا نکته خیلی مثبتی بود
پرستارا هعی میگفتن لگنت خیلی اوکیه و اینا....
مامان محمدرضا🍼🤎 مامان محمدرضا🍼🤎 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان ✨سوینم🫀🧿✨ مامان ✨سوینم🫀🧿✨ ۱ ماهگی
مامان سلین 🩵♥️یاسین مامان سلین 🩵♥️یاسین ۱۰ ماهگی
سلام مامانا چطورین
بعد چند روز اومدم تجربه زایمان تعریف کنم براتون
من از 36 هفته ورزش شروع کردم پیاده روی .پله بالا پایین کردن. زیر دوش اسکات زدن . حالت گربه گاو .ووووو۳۷ هفته هم تصمیم گرفتم برم بیمارستان دولتی و ماما همراه گرفتم برای خودم
دیگه هرروز ورزش میکردم زیر دوش اسکات میزدم تا 3۸ هفته رفتم معاینه ۱ سانت باز بودم گفت یه هفته وقت داری ۱ روز کامل احساس فشار داشتم ولی درد نداشتم فرداش درد داشتم رفتم گفت ۱ سانتی هنوز دردات بیشتر شد بیا اومدم خونه تا اومدم بخوابم دردم گرفت گفتم اینم بازم کاذب ولش کن رفته رفته دردام بیشتر شد درد داشتم نفس عمیق می‌کشیدم از دهن میدادم بیرون طوری که شکم تکون بخوره دردام تموم میشد اون دو دقیقه رو ورزش میکردم پله چهار دسته پا زیر دوش رفتم اسکات زدم. اسکات یعنی حالت نشسته روی صندلی ولی صندلی در کار نیست
از ساعت ۴ تا ۸ درد کشیدم طوری که می‌گرفت ول میکرد
وقتی درد داشتم نفس عمیق شکمی ولی تموم میشد ورزش میکردم
دیگه زنگ زدم ماما همراه گفت بیا بیمارستان این دیگه درد زایمان
تا رسیدن بیمارستان ساعت ۸ نیم بود
ادامه ...