۲۰ پاسخ

به گوز بچت که نیومدن بابا🤣خانواده شوهرو هرچی نبینی ارامشت بیشتره

یکم فکر کن شایدم تو هم برای خانواده شوهرت مثل خودشون بودی که نیومدن ،بعدشم اگه زیاد بیان میگین اومدن شکمشونو انداختن ،خسته نمیشین اینقد خانواده شوهر خانواده شوهر میکنین‌🫠

ببین کسایی که دورشون شلوغه هم زیاد راضی نیستن چون هر کی یه چیزی میگه یه نظری میده و باعث دلخوری میشه. کسایی که باید پیشت باشن، هستن دیگه.

به درک که نیومدن، مگه نون و آب تو و بچه رو میدن که واست مهم باشه؟انشالله به وقتش خوب واسشون جبران کن.منم ۹ ماهه حاملم تا حالا ی بار خواهر شوهرام بهم زنگ هم نزدن

وای منکه فقط می‌خواستم هیچکس نیاد تا ۴۰ دخترم همه پلاس بودن خونه م

انشالا که برق بخوره تو سر خانواده شوهر منم اصلا یادشون بره نوه دارن و عروس نیان سمتمون سر دخترم اصلا نیومدن

بهتر بعضی آدما نبودشون خیلی بهتره

اصل مادر و خواهرت که باید می‌بودند و هستن
بقیه توقع بیجا هست

ای بابا از خدات باشه تو این وضعیت که خودمون و بچه داریم دورمون خلوت تر بهتر

حالا من همش دعا میکنم حداقل یه هفته بگذره بعد بیان بهم سر بزنن ول کن تو فکرش نرو ب گوز سلین خانوم😁

بهتر که نیومدن حوصله داری هر کسی یه نظری بده من که میگم هیچ کی نیاد اصلا

خب نیان.من اصلا دلم نمیخواد روزای اول کسی بیاد به دیدنم .حداقل دو سه هفته بگذره یکم رو به راه بشم بعد بیان.اینجوری خودتم راحت تری.شاید اونا هم همینطوری فکرمیکنن.

اتفاقابهتر ک نیومدن من حالامیخوام ان شاءالله زایمان کردم تایه هفته کسی نفهمه یکم استراحت کنم

کاش واس منم نیان زایمان قبلیم اومدن فقط دق دادن و گریم انداختن
ولشون کن توعم همونجور براشون باش ازین به بعد

بهتر
من از خدامه کسی نیاد

بعضی وقتا این آدما رو نداشته باشی بهتره من شوهرم دستش شکست من خودم بیمارستان همه کاراش کردم آوردم خونه شب اومدن شامشون خوردن دیگه غیب شدن ما اینا رو ندیدیم الآنم تو بارداری همینه بچه بدنیا بیاد میان میخورن میرن غیب میشن اما خب آدم دلش میگیره اینجور آدما مردشون بهتر از زندشونه

دیگه کی باید میومد ؟

همون بهتر که هیشکی نیاد راحت بگیر استراحت کن

عیب نداره عزیزم راحتتره بخدا برای خودت استراحت کن

واقعا ادم دلش میگیره💔

سوال های مرتبط

مامان فاطمه جآنم🎀💗 مامان فاطمه جآنم🎀💗 ۲ ماهگی
همیشه سعی کردم تو بدترین حال شاکر باشم.. الانم شاکر خداهستم.
ولی دلم گرفته..تازه داره ۲ هفته میشه که زایمان کردم ولی من موندم و یه خونه ترکیده و یه نوزاد .. پدر مادرم یکارایی باهامون کردن که حمایتشون رو نداشتم برای بعد زایمانم..دخترم ۲ روز بستری بود، با بخیه و پاهایی که ادم شدید داشت و نمیتونستم راه برم باهاشون،کنار بچم تو بیمارستان بودم، اونوقت خانوادم تنها کاری که کردن، زنگ زدن فامیل رو خبر دار کردن که بچه من بستریه و زردی داره...بخاطر نارس بودن دخترم به همه گفتیم عطر نزنید، سیگار کشیدید بغل نکنید، اونوقت بابام قهر کرده باهامون که چرا گفتید سیگار کشیدی بغل نکن...
روز زایمانم، مادرشوهرم اینا یه سبد گل و دوتا بطری ابمیوه و ۴۰۰ تومن رو نما اوردن برای دخترم.. اونوقت خانواده خودم یه ابمیوه پاکتی و یدونه کمپوت گیلاس اوردن...
همونم مادرم دو روز بعد برگشت گفت ۵۰۰ تومن پول ابمیوه و کمپوت دادیم براتو...
فقط دلم به این گرمه که خدا شاهد همه چیز هست...و بهترین جبران کننده ست😌