۷ پاسخ

ببین پسر منم تا دوماهگی تو بغل من ک میومد فقط نق میزد شیر میخواست
ولی تو بغل همسرم یا خونوادهامون بازی میکرد
همینکه من میومدم جلو چشمش نق میزد
بمن میگفتن مریم نیا جلو چشمش تورو میبینه شیر یادش میفته
منم از خدا خواسته میرفتم یه اتاق دیگه دراز میکشیدم تا اونا بازیش مبدادن منم استراحت میکردم
ولی از دوماه ب بعد دیگه برام دستو پا میزنه وفتی میام جلوش میخنده ذوق میکنه
الان ارتباطی ک با من داره با هیشکی نداره حتی با همسرم
اونجوریکه با من میخنده حرف میزنه با هیشکی نداره

ربطی به شیر نداره واسه منم اوایل با مامانم و همسرم بهتر ارتباط میگرفت اما الان با خودمم اوکیه

وااااییی بچه منم با مادر شوهرم خییییلی خوب ارتباط گرفته . شیر خودمم هم میخوره
هر وقت صداشو میشنوه حتی موقع شیرخوردنش سرشو میچرخونه و کلی باهاش میخنده . حالا من باید کلی تلاش کنم تا بخنده باهام 🫤
احساس ناکافی بودن بهم دست میده🥲

ن عزیز مادری ب شیر دادن نیس اون خودش و تورو یکی میدونه برا همینه بچها اکثرا اول بابا گفتنو یاد میگیرن

عشقم اون تا شش ماه مادر و خودشو یکی میدونه

ولی دختر من از اول با خوذممم اوکیه و میخنده شیر خودمم میدممم
ولی فک نمیکنم ربطی ب حرفی ک زدی باشع

منم شیر خشکی هست ولی میخنده دنبال میکنه الان دوماهگی نه زیاد

ربطی نداره اون میدونه مادرشی بو حس میکنه

سوال های مرتبط