۹ پاسخ

دستگاه نرف گلم ؟ چون وزنش خیلی کم بود

۳۷هفته و چند روز بودی ؟
دستگاه نرفت ؟

مبارک باشه عزیزم خداروشکر حالت خوبه و خداروشکر نی نی نازتو ب سلامتی بغل گرفتی انشالله تاابد سالم سلامت باشه و لبش خندون دلش شاد سایتون بالاسرش 🫀🫀

بعد از سوراخی کیسه اب باید بستری میشدی حتما؟؟

برا اینکه امپول فشار نزنن میگما

ممنون عزیزم ♥️♥️🥹🥲

بعدمنظورتون از آمپول بی دردی اپیدوراله؟

وزن 2300 دستگاه نرفت ؟

میشه دردشو توصیف کنی؟؟چجوریه ک همه ازش میترسن؟؟خیلی میترسم زایمانم نزدیکه

پشیمون نیستی از طبیعی و معاینه هاش ؟

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
خب من از اول از سزارین میترسیدم فقط میگفتم طبیعی از هفته ۳۶ دردای زایمانم شروع شد منظم یه هفته بستری شدم آمپول ریه زدن برام با یه سانت دهانه رحم دیگه مرخص شدم بعد یه هفته مرخص شدم ولی همچنان درد و انقباض منظم داشتم کلی ورزش و پیاده روی داشتم ۳۸ هفته و دو روز دیگه بچم تکون نمیخورد رفتم معاینه شدم رحمم کلن بسته شده بود تو بیمارستان راه رفتم پله بالا پایین رفتم یه سانت شد دیگه تا روز بعدش همینجور بود و بچم تکون نمیخورد دیگه بستری شدم برا زایمان ساعت هشت صبح آمپول فشار رو با سرم بهم وصل کردن دردام بیشتر شد تا ساعت یک رحمم سه سانت شد دیگه پیشرفت نکرد ساعت سه ظهر دوباره فشار زدن درد کشیدم درد کشیدم و رحمم باز نشد کلی معاینه تحریکی شدم به زور شد چهارتا تا ساعت ده شب بلاخره شد هشت سانت و کیسه آبم فقط سوراخ شد دیگه داشتم جون میدادم خودشون اومدن کیسه رو ترکوندن انقد دیگه درد کشیده بودم جون نداشتم زور بزنم و اینم بگم که وقتی درد و انقباض اومد باید زور بزنیم هر چی فشار دادم فایده نداشت
مامان بنیامین ❤️‍🔥 مامان بنیامین ❤️‍🔥 ۱۴ ماهگی
۸/۲/۱۴۰۴ ۴۰ هفته و یک روز بودم رفتم سونوگرافی و نوار قلب جنین گفتن ضربان قلبش پایین اومده باید بری بیمارستان اومدم بیمارستان کم‌کم دردام داشت شروع میشد معاینه کردن ساعت سه یک سانت باز بودم رفتم برای بستری ساعت پنج و رب بستری شدم دوسانت بودم اصلا هیچ دردی نداشتم تا ساعت هشت و نیم سه سانت شدم بهم آمپول فشار زدن از ساعت هشت و نیم تا ساعت یازده رسیدم به پنج سانت دردش جوری بود که کمرم خیلی درد می‌گرفت اصلا نمیتونستم خوابیده باشم ولی مجبور بودم کمرم و می‌گرفتم بالا می‌گفت باید زور بزنی تا شیش سانت بشی بعد اپیدورال میکنیم دیگه واقعا دردش بالا رفته بود و خیلی درد داشتم زیر شکمم و پایین کمرم سمت لگن و ران پاهام فوق‌العاده درد شدیدی داشتم کل بدنم سرد شده بود فقط جیغ میزدم تا اومدن معاینه کردن سریع اپیدورال آوردن زدن برام تا زدن احساس کردم کل بدنم و گرما گرفته از سمت کمرم رفت به سمت شکم و پاهام دیگه دردی احساس نمی‌کردم درد داشتم ولی مثل درد پریود خیلی خیلی کمتر تا نه سانت نه سانت که شدم دوباره دردام رفت به سمت شدید شدن وقتی دردام زیاد شد فول شدم دردم مثل همون پنج سانتم بود اما سی ثانیه بود می‌رفت دو دقیقه بعد میومد یه خانم پرستار اومده بود همراه با ی ماما فشار میدادن شکمم رو که بچه بیاد بیرون وقتی اومد بیرون بچه خیلی راحت شدم اما جفتش مونده بود چندبار فشار دادن بخاطر جفت بعدشم بخیه زدن که من بیحس بودم چیزی احساس نکردم
مامان هانا 💝 مامان هانا 💝 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی...صب ک از خاب پاشدم کمرم در میکرد فک کردم عادیه نزدیک ظهر بود ک شکمم هی در میکرد هی ارپم میشد میگرفت و ول میکرد ولی بازم توجه نکردم سرکلاژ هم بودم ولی بعدازظهری توی ترشحاتم رگه خون دیدم و ترسیدم و دوش گرفتم و رفتم بیمارستان اصلن ب زایمان فک نمیکردم چون 34 هفته و 4 روزم بود رفتم اولین کار سرکلاژمو باز کردن و بعدش گفتن خداراشک زود اومدی وگرنه دهانه رحمت اسیب میدید چون سرکلاژ بودی و دهانه رحمت 2 سانت باز شده و بستریم کردن و امپول فشار ساعت 8 شب زدند و من همونطور درد داشتم تا 8 شب روز بعد ک دوز امپول بعدی فشاز زدم و دهانه رحمم 9 سانت بود ینی بعد 24 ساعت 9 سانت شدم و دردم شدید شد و بچه بدنیا نمیومد خیلی سخت بود میگفتن دهاته رحمت ضخیمه بچه نمیاد جلو از این ک فول بودم و نمیشد بهم امپول فشار یا هیچی بزنن چون میخاستن امپول ریه تاثیر کنه و از ساعت 8 شب تا 12 شب دردام خیلی خیلی شدید شد و ساعت 12 و 10 دیقه دخترم بدنیا اپمد ینی 34 هفته و 5 روز وبعدش خونریزیم شدید بود و بخیه زیادی خوردم .بچه بردن مراقبت ویزه و منو ساعت 4 صب بردن بخش ...روز بعد مرخص شدم ولی از روز بعد درد بخیه هام شروع شد عفونت کرد ...ادامشو تو تاپیک اول. میزارم