۸ پاسخ

سلام بخیه م خوردی؟

عزیزم انشالله بسلامتی❤😍وزن بچه چقدر بود؟

35 هفته خوبه عزیزم زیاد دستگاه نمیمونه .ان شاالله به سلامتی زودی بغلش میگیری

نگفتن چند روز باید بستری بمونه

بچه ت بستریه؟؟🥲
انشالا هرچی زودتر بغل بگیریش

عزیزدلم مبارک باشه قدمش پرازخیروبرکت

مبارک باشه انشالله هرچی زودتر بغلش کنی به سلامتی

انشالله عزیزم نگران نباش به سلامتی امپول ریه نزده بودی؟

سوال های مرتبط

مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 روزهای ابتدایی تولد
📍تجربه من از زایمان طبیعی📍
دیروز ساعت 11با کاهش حرکت رفتم بیمارستان چون 40هفته بودن دکتر گفت ریسک نمیکنم و ختم بارداری داد
چون دهانه رحمم باز نبود برام امپول فشار زدن و سوند رحمی گذاشتن خیلی درد داشت ولی قابل تحمل بود ۱۱صبح بستری شدم دهانه رحمم کامل بسته بود سرم گرفتم و سوند رحمی 1ساعت بعدش دهانه رحمم شد 1نیم سانت سوند افتاد و دردام شروع شد قابل تحمل بود تا ساعت ۱۱شب شدم ۲نیم سانت سرمو قطع کردن گفتن بخواب تا صبح بعد صبح ساعت ۷باز سروم باز کردن برام باز دردام شروع شد اروم اروم زیاد شد ماما همراه نداشتم ولی ماما بیمارستان کمرمو ماساژ داد حموم برد منو بهتر میشدم گاز بی دردی هم گرفتم خوب بود ولی خب از ساعت 1ظهر ب بعد دردام غیر قابل تحمل شد ولی همچنان ۲ نیم بود دهانه رحمم اومدن خودشون کیسه ابمو. پاره کردن و دردام خیلی شدید شد توی ۲ساعت نیم شدم 10سانت انقد زور زدمو داد زدم گلوم پاره شد
بخیه هم خوردم 27تا تقریبا بچه راحت دنیا اومد ولی جفتم در نمیومد خیلی اذیتم کرد امروز ساعت چهارونیم پسرم دنیا اومد 🥹❤🩵
مامان شاهان مامان شاهان ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
خب من از اول از سزارین میترسیدم فقط میگفتم طبیعی از هفته ۳۶ دردای زایمانم شروع شد منظم یه هفته بستری شدم آمپول ریه زدن برام با یه سانت دهانه رحم دیگه مرخص شدم بعد یه هفته مرخص شدم ولی همچنان درد و انقباض منظم داشتم کلی ورزش و پیاده روی داشتم ۳۸ هفته و دو روز دیگه بچم تکون نمیخورد رفتم معاینه شدم رحمم کلن بسته شده بود تو بیمارستان راه رفتم پله بالا پایین رفتم یه سانت شد دیگه تا روز بعدش همینجور بود و بچم تکون نمیخورد دیگه بستری شدم برا زایمان ساعت هشت صبح آمپول فشار رو با سرم بهم وصل کردن دردام بیشتر شد تا ساعت یک رحمم سه سانت شد دیگه پیشرفت نکرد ساعت سه ظهر دوباره فشار زدن درد کشیدم درد کشیدم و رحمم باز نشد کلی معاینه تحریکی شدم به زور شد چهارتا تا ساعت ده شب بلاخره شد هشت سانت و کیسه آبم فقط سوراخ شد دیگه داشتم جون میدادم خودشون اومدن کیسه رو ترکوندن انقد دیگه درد کشیده بودم جون نداشتم زور بزنم و اینم بگم که وقتی درد و انقباض اومد باید زور بزنیم هر چی فشار دادم فایده نداشت
مامان محمد حسین 💙 مامان محمد حسین 💙 ۱۲ ماهگی
سلام مامان گلیا
نی نی منم اومد
1404/5/16
نماز صبح کیسه آبم پاره شد رفتم بیمارستان تا بعد از ظهر دنیا اومد
ساعت ۷ بستری شدم معاینه شدم نوار قلب از بچه گرفتن یواش یواش دردای خودم داشت شروع میشد
سرم و آمپول فشار بهم زدن ۸:۳۰
از ۱۰ صبح دردام زیاد شد یواش یواش بهم آمپول میزدن برای نرم شدن دهانه رحم کلن ۴ تا آمپول شد و یه آمپول فشار دیگم تو سرمم زدن
ساعت ۱۲ خیییلی اوج گرفت
از ساعت ۱۰:۳۰
اجازه دادن از رو تخت بیام پایین ورزشامو شروع کردم
از صبح که بستری شدم دهانه رحمم ۱ سانت بود
تا ساعت ۱ با کلی معاینه و ورزش شدم ۵ ساعت
دکترم ساعت ۱ اومد خیییلی کمکم کردم موقع درد معاینه میکرد ورزش توپ و یه آمپول دیگه
خدا رو شکر ساعت 14:45 دقیقه نی نیم اومد
و من جراحی زیباییم خواستم و دکترم برام انجام داد و از داخل و بیرون بخیه خوردم
زایمانم طبیعی سوم بود
خیلی سخت گذشت بهم تا دنیا اومدنش ولی خییییلی می ارزه
الهی قسمت خانومایی که آرزوی بچه دارن
قشنگای من الهی شما هام زایمان راحتی داشته باشید
به خیر و خوشی نی نیتونو بغل بگیرید
فاطمه فاطمه قصد بارداری
تجربیات زایمان فیزیولوژیک

من از هفته ۳۲ ورزش کف لگن و پیاده روی انجام دادم ماما همراه گرفتم از هفته ۳۶ شیاف گل مغربی سوراخ کردم واژینال استفاده کردم روزی یک لیوان دم کرده بارهنگ خوردم. از هفته ۳۷ رابطه جنسی بدون جلوگیری داشتیم.
۳۷ هفته و ۵ روز موعد زایمانم رسید.۶ صبح یه حس فشار روی کمر و پهلو و شکمم حس کردم
تایم گرفتم هر ۱۰ دقیقه تکرار میشد این درد
۸ صبح رفتم زایشگاه گفتن ۳ سانت باز شدی

اومدم خونه وسایل جمع کردم تا برم بیمارستان بستری بشم ساعت شد ۱۱/۳۰
نوار قلب گرفتن بستریم کردن معاینه شدم ۴ سانت شده بودم
همینطور با باز شدن دهانه رحمم پیش رفتن تا ساعت ۳ امپول فشار زدن ساعت ۶ عصر شدم ۶ سانت کیسه ابمو با سوزن برش دادن
از ساعت ۶/۳۰ تا ساعت ۷/۵۰ دقیقه ک پسرم دنیا بیاد
درد شدید گرفتم
۵۰ دقیقه آخر دردام شدید تر شد
۲۰ دقیقه اخر رفتم رو تخت زایمان

از ساعت ۶ صبح تا ۶ عصر ک دهانه رحمم ۶ سانت باز بشه من هیییییچ دردی حس نمی‌کردم فقط حس فشار داشتم
یکی از تجربیاتم این بود به هیییچ وجه با شکم گشنه قند پایین زایمان نکنید
نمیتونید زور بزنید و زایمان سختی خواهید. داشت