تجربیات زایمان فیزیولوژیک

من از هفته ۳۲ ورزش کف لگن و پیاده روی انجام دادم ماما همراه گرفتم از هفته ۳۶ شیاف گل مغربی سوراخ کردم واژینال استفاده کردم روزی یک لیوان دم کرده بارهنگ خوردم. از هفته ۳۷ رابطه جنسی بدون جلوگیری داشتیم.
۳۷ هفته و ۵ روز موعد زایمانم رسید.۶ صبح یه حس فشار روی کمر و پهلو و شکمم حس کردم
تایم گرفتم هر ۱۰ دقیقه تکرار میشد این درد
۸ صبح رفتم زایشگاه گفتن ۳ سانت باز شدی

اومدم خونه وسایل جمع کردم تا برم بیمارستان بستری بشم ساعت شد ۱۱/۳۰
نوار قلب گرفتن بستریم کردن معاینه شدم ۴ سانت شده بودم
همینطور با باز شدن دهانه رحمم پیش رفتن تا ساعت ۳ امپول فشار زدن ساعت ۶ عصر شدم ۶ سانت کیسه ابمو با سوزن برش دادن
از ساعت ۶/۳۰ تا ساعت ۷/۵۰ دقیقه ک پسرم دنیا بیاد
درد شدید گرفتم
۵۰ دقیقه آخر دردام شدید تر شد
۲۰ دقیقه اخر رفتم رو تخت زایمان

از ساعت ۶ صبح تا ۶ عصر ک دهانه رحمم ۶ سانت باز بشه من هیییییچ دردی حس نمی‌کردم فقط حس فشار داشتم
یکی از تجربیاتم این بود به هیییچ وجه با شکم گشنه قند پایین زایمان نکنید
نمیتونید زور بزنید و زایمان سختی خواهید. داشت

۴ پاسخ

عزیزم ماما همراهت کی بود؟

مبارک باشه گلم
منم زود ورزش شروع کردم ولی هنوز خبری نیست .بارهنگ خوبه بخورم ؟الان ۳۸ هفته و ۵ روزمه .گل مغربی هم ماما گفت بخورم فعلا

من سرکلاز بودم37هفته باز کردن،الان38هفته هستم ،ورزش انجام میدادم تو سرکلاژ،ماماهم گرفتم اما بارهنگ نخوردم تاثیرداشت؟
اینکه توخونه بودی چجوری دردات کنترل کردی؟ک رسوندی ب 4سانت

قدمش مبارک باشه عزیزم ممنون ک از تجربیاتت گفتی شیاف گل مغربی دکتر تجویز کرد یاخودت گرفتی؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی من از زایمان طبیعی:

جمعه از ساعت ۷ شب تا ۱ شب هر ۱ ساعت درد متوسط و انقباض داشتم
شنبه صبح رفتم استخر بعد استخرم باز ساعتی یه بار درد داشتم، رفتم پیش ماما معاینه کرد گفت هنوز ۱ سانتم نشده و کلی وقت داری شاید یه خفته تا دو هفته دیگه، شنبه شب از ساعت ۹ هر ۱۰ دقیقه درد داشتم که هی شدیدتر شد از ساعت ۳ هم شد هر ۶ دقیقه و شدیییید که دیگه رفتم بیمارستان
بیمارستان،NST گرفتن و گفتن انقباضات شدید نیست ولی من خیلی درد شدید داشتم هر ۵ تا ۶ دقیقه، معاینه شدم گفت دو فینگر تایتی و الآن وقت بستری نیست، اما تا از تخت بلند شدم خونریزی کردم و بخاطر خونریزی ساعت ۷ صبح یکشنبه بستریم کردن، ساعت ۸ و نیم یکشنبه تو ۴ سانت کیسه آبم پاره شد و دردام شدت گرفت، از ۴ سانت تا ۶ سانت وان آب گرم خیلی کمک کننده بود. از ۶ سانت تا ۹ سانت رو فکر کنم تو نیم ساعت ۱ ساعت رفتم ولی امام از ۹ سانت تا ۱۰ سانت که بنظر من بدترین قسمت زایمان بود، احساس درد و زور زییییاد، بعد فول شدن زمان زور زدن انقد خسته و بیجون بودم که قدرتم کفایت نمیکرد واسه همین دو تا پرستار و ماما همزمان با زور زدن من از بالا به رحمم فشار می آوردن تا بلاخره ساعت ۲ ظهر یکشنبه ۱۸ مرداد که سورنا کوچولو بعد کلی درد و جیغای من با وزن ۳ کیلو و ۲۰ و قد ۴۹ سانت به دنیا اومد و درد و اذیتای منم تمام .... البته من بخاطر سفتی پرینه بخیه خوردم و الان تنها چیزی که یکم اذیتم میکنه همون بخیه هاست . جالب اینجاست که NST حتی تا لحظات آخر هم انقباضات من رو قوی نشون نمیداد!

# زایمان #زایمان #زایمان
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم