اجازه نده بره بمونه یکی دوبار اول گریه میکنه بعد عادت میکنه جایی نره پیشت بمونه
زیاد حساس نباش من از خدامه خانواده شوهرم اینا اینجا بودن میسپردم بهشون کارهامو میکردم استراحت میکردم
وقتی شوهرت بچه رو میبره بهش بگو برگشتنی از سوپرمارکت خرید کن،مثلا بگو واسه بچه پفیلا بگیر،پچ پچ،چوب شور،چیزی که دخترت دوست داره.
وقتی شوهرت خواست از خونه مامانش اینا بره،به دخترت بگه بیا بریم مغازه به به بخریم کیک بخریم،مطمئنا قبول می کنه.بچه ها عاشق بیرون رفتن و خوراکی و حایزه ان.وقتی هم آوردش خونه با همون خوراکیاش سرگرم میشه.بعد هم با هم نقاشی بکشید،بازی کنید،آهنگ های شادی که دوست داره رو بذارید.
اینجوری امیدوارم جواب بده
من پسرم چند باری پشت سر برادرشوهرم گریه میکرد میرفت خونشون وچون باجاریمم قهریم نمیرفتم وتنهایی میرفت خونه هم نمیومد به گریه میاوردیمش به شوهرم گفتم بار آخرته میذاری ببرن ازالان باید یاد بگیره بی ما جایی نره دیگه نذاشتیم بره ازسرش افتاد
منم همین مشکل دارم البته با خونه پدرم رفتن رفتنی با خوشحالی میریم برگشتنی با گریه اما خدایی همیشه نه گاهی هم خودش میگه مامان بریم خونمون اما امان از روزی که همه نوه ها جمع شن دیگه دخترم دل خونه رفتن نداره
من از اول خیلی سر این قضیه جدی برخورد کردم، هم مامانم نزدیکمه هم مادرشوهرم
حتی دخترم ۶ ماهه بود پدرشوهرم بی خبر بچمو برد خونشون، با شوهرم یه دعوایی کردم بیا و ببین گفتن دختر بچس چرا گذاشتی بدون خودمون بره حتی با خود شوهرمم دو بار رفت دفعه سوم گفتم بدون من نمیبریش
چون خانواده شوهرم خیلی اصرار داشتن همین اتفاقی که برای بچه تو افتاده یعنی وابستگی و سرکشی از مادر برای بچم بیوفته قشنگ مادرشوهرم میگفت بذار تنها بیاد به من و شوهرم وابسته بشه ازت ناراحتم به خودت وابسته کردیش منم گفتن شرمنده بدون من جایی نباید بمونه تصمیمیه که گرفتیم باباش، سر این قضیه اوایل شوهرم لج کرد و خونه بابامم نمیذاشت برم که منم الان بعد دو سال عادت کردم حاضرم تنها بمونم اما اونجا نره بچم
خانواده شوهرمم تو تاپیکام ببینی میفهمی خیلی عوضی و دخالت گرن به بچه یکساله رحم نمیکنن شستشوی مغزی میدن که تو دختر مایی دختر باباتی بابات خوبه فقط جلوی خودم اینارو میگن
بعد تنهایی میذارنش تو اسانسور بچم زهرهترک شده بود حالا بماند دستش لای در ممکن بود بمونه
هزار تا چیز دیگه
منم رفت و آمدمو کمتر کردم دیدم با وجود خودم دارن آسیب میزنن به بچم
پسر منم قبلا همینطوری بود چون من هرشب یا خونه پدرشوهرمم یا خونه بابامم بخاطره همین به بابابزرگاش خیلی وابسته اس نوه اول هم هس دیگ بدتر تا همین دوماه پیش هم وقتی میخواستیم از خونه هاشون برگردیم باید با گریه میاوردیمش الان خداروشکر خیلی بهترشده خودش میفهمه ک باید برگرده خونه یا اونا میومدن پسرم کلی گریه میکرد پشتشون الان قشنگ خداحافظی ام میکنه باهاشون میدونه که جاش پیش پدر ومادرشه هر دفه به یه بهونه آوردمش خونه چون اصلا دوس ندارم عادت کنه از الان جلوشو نگیری بدعادت میشه بعد من زیاد تنهایی نذاشتم بمونه اونجاها شاید در حدچندساعت بوده
آخه ک لجم میگیره اونام خودشونو چی میکنن بچم دوست ندارم بیاد تو نمیدونی بذار بچه بمونه هزار تا وراجی میکنن بخاطر رفتارهای لوس بچه ها مادرا باید حرف بخورن
هر روز نذار بره کمش کن یه روز در میون کن
بذار بچه بفهمه و بد عادت نشه
ببین منم دقیقا با مادر شوهرم همسایه ایم ولی از همون اول اجازه ندادم بدون من بره اونجا با خودم میبرم با خودم میارم حتی موقع اومدن ب خونه هم دخترم گریه میکنه ولی میگم نه باید با هم بریم از دوباره میایم
نمیذارم عادت کنه ک تنها بدون من بمونه اونجا بهشون عادت کنه چون خودمم نمیتونم تنها بمونم خونه
حتی شده سه چهار روز نریم تنها هم نمیذارم مگر اینکه بخوام برم بیرون یا جایی بذارمش یکی دو ساعت بمونه خونشون
اشتباه میکنه شوهرت ک هروز میبرتش خونه مادر شوهرت براش عادت میشه بعدا
عزیزم سخت نگیر بچست خونه تنها میمونه بزار بره بازی کنه بخدا من از خدا مادرشوهر کنار بود شاهان میرفت البته اونا ادمایی دخالتی نیستن
من ازاول نذاشتم بدون من جایی بره الانم من نباشم جایی بند نمیشه هی میگه مامانم کو یه خوبیش اینه بهونه کسیو نمیگیره بدیشم اینه تنهایی یه دکتر نمیتونم برم پیش کسی نمیمونه
پسر من خونه مامانمینا اینجوریه تازه میمونه میخوابه بزار با پدرمادر بزرگش عشق کنه بعد ی مدت خوب میشن ن خودتون بچرو اذیت نکن
ببین بنظرم اول ب اخلاق بچه مربوط میشه
و دوم اقتضای سن شون هست
کلا توی این سن خیلی لجباز میشن
ولی سعی کن توی قالب داستان و بازی بهش بگی ک باید برگردیم خونه با مامان و اینا
مثلا من دخترم خیلی بستنی میخورد با همین قصه تعریف کردن موقع خواب
این بستنی خوردن رو از سرش انداختم
بزرگ شن بهتر میشه
دقیقا دختر منم همینه ماهم همسایه ایم باابنکه فقط وقتایی ک خودم میرم میبرمش اما باز باگریه برمیگرده یا میگه مامان جونم بیاد
دختر منم اینجوریه تا صدای بچه های جاریم بیاد گریه میکنه بره پایین 😑
بله پسرم خیلی گریه میکنه متاسفانه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.