#مادرانه#همسرانه
برای پسر نازم...نمیگم عالی و بی نقص و کامل و همه چی دونم...اولین باره مادر شدم دوست دارم مادر خوبی باشم و تلاشم رو میکنم...ترسو ام استرسی ام زود عصبی میشم (برای همین متهم شدم به اینکه از لحاظ روانی سالم نیستم!) ... تمام تلاشم رو میکنم ک آغوش امنی براش باشم...نه ولش میکنم نه محکم میچسبم بهش ترجیح میدم از دور حواسم بهش باشه وقتی میخوره زمین نمیدوعم سمتش با لبخند بهش میگم عیب نداره بلند شو بیا بوست کنم...(برای همین متهم شدم به اینکه بیخیالم)
وقتی دارم ظرف میشورم یا کار دیگه ای انجام میدم با گریه میاد سمتم بهش میگم بزار یه ذره از کارم رو انجام بدم (برای همین متهم شدم ک بی مهر و عاطفه هستم )بعضی وقتا ک اسباب بازی هاش تکراری میشن براش و به یه وسیله ای از خونه دست میزنه با شناختی ک ازش دارم و اجازه میدم دستش باشه تا کنجکاوی کنه و زیر چشمی حواسم بهش هست (برای همین متهم میشم ب اینکه مراقبش نیستم)..در طول شبانه روز هزارن بار بغلش میکنم میبوسمش و قربون صدقه اش میرم اگ کار جدیدی انجام بده ذوق میکنم و تشویقش میکنم اما چون اون هزاران بار جلوی چشم شوهرم نیست و اون تایمی ک شوهرم میاد مشغول اشپزی و شام و...ام (محکومم ب اینکه به بچم بی توجهی میکنم و محبت نمیکنم)
۱۴ماهه از شیره وجودم بهش میدم شبانه روز در حال مواظبت و نگهداری و نظافت و سرگرم کردن وآموزش و تغدیه و بهداشت و عشق ورزیدن ب پاره ی تنم هستم اونوقت آقای شوهر بهم اعتماد نداره راه و بی راه ازم میپرسه چقدر متین رو دوست داری!تا یه ذره دراز میکشم متین هر جا باشه حتی مشغول بازی با خودش هم باشه بغلش میکنه میاره میندازه بغل من ک مثلا بهش محبت کن!

تصویر
۱۹ پاسخ

عزیزم گذشته و اینده همیشه تا بوده در حق مادران و زنان سرزمین ظلم بوده ...
غصه نخور
بزار به حساب فهم کوتاه و درک سطحی مردا
اینکه مادر بودن انقدر حس عمیقیه ک درک کردنش برای مردا سخته....
نمیفهمن چجوری ممکنه زن هم پریود بلشه هم کار خونه کنه هم به بچه محبت کنه هم شیر بده هم نظافتش کنه هم......
اینااااااا نمیفهمن این چیزارو
پس اریت نکن خودتو
مادرو فقط باید مادر باشی تا بفهمی
حتی خود ما زمانی ک مجرد بودیم حس عمیق و نگرانی مادرامون درک نمیکردیم میگفتیم اه مامانمون چقدر گیر میده چقذر
ولی الان میفهمیم چقدررررررر حسش قشنگ بوده و حق داشته نگران باشه
پسسس توقع نداشته باش حس ماذرانه تو رو همه درک کنن...

وااااا
بگو از صب من محبت کردم الانم تو محبت کن.

و چقدرررررر ما زنها بعد از مادر شدنمون گناه داریم و مظلومیم🥲

کاش همسن پیام رو بفرستی برای شوهرت چون مطمئنا میفهمه کارش اشتباست

چقدر دارى خودتو ميخورى دختر، معلومه فشار روانى روت زياده، نزار حرفاتو غصه هات تلنبار بشن ، حتما يا تو يه شرايط اروم با خودش در ميون بزار يا اگر فكر ميكنى حرفاتو درك نميكنه برين مشاوره، پشت گوش ننداز، منم بابت حرفاى نگفته توى دلم و قد قد كردنام تيروييد گرفتم، نزار حرف دلت تو دلت سنگينى كنه، حتى اگرم گوش شنوا نداره خودتو خالى كن، با خودت كلنجار نرو

شوهرتو ببر دیوونه خونه بستری کن راااحت میشی .

چقدر بی درک هست

صبور باشیم اینم میگذره...🙃

به نظرم کلا شوهرت مشکل داره

گلم درکت میکنم یکم سعی کن قبل اینکه شوهرت میاد کارهات رو بکنی وقتی میاد با بچه ات بازی کن ک اونم واقعا محبتت رو ببینه و کنار بیاد و آروم بشه

منم دقیقا همینم با اختلاف اینک دوتا بچه کوچیک دارم خیلی سخته برام خیلی تنهایی میکشم مامانم فوت کرده بعد از فوتش ب شدت تنها شدم خیلی منم گاهی تنهایی رو حس میکنم خیلی حال روحیم بد میش ولی خب من یه مادرم...

بعدم بچه مگه فقط به محبت مادر نیاز داره پدرم نقش داره پدرم بابد محبت کنه بگو منم ادمم حق دارم خسته بشم عصبی بشم

بهش بگو همه مادرا حتی اونایی ک ناخواسته باردار میشن از وقتی ک زایمان میکنن و بچشونو بغل میگیرن یه مهر مادری به دلشون میوفته و حتی اگر نخوان ناخداگاهشون به فکر بچشه نمبتونه مراقبش نباشه بگو اینایی ک میگین بی توجهی من بهش میگم تربیت درست
بگو من نمیتونم مراقب بچم نباشم نمیتونم دوسش نداشته باشم از خودم بیشتر مراقبشم پس این افکار پوسیدتونو برا خودتون بگه دارید
سفت و محکم یه بار بگو و دیگه اهمیت نده

چقدر خوب میتونم درکت کنم و بفهممت
حرفای شما انگار حرفای دل خیلی از ماماناست

کی واقعا میدونه چی تو دل ی مادر میگذره چقد زن بودن سخته کاش در کنار اینهمه مسئولیتا یکی بود ک درکت میکرد🥲
مادر قوی بدون ک تنها نیستی همه ما کم و بیش اینچیزارو شنیدیم اینو بدون تو بی نقصی و همه دنیای بچه‌ت هستی الهی ک حال دلت خوب باشه💚

دقیقا شوهر منم همینه وقتی ویانا کار جدیدی انجام میده صدام میکنه بیاااا میگم من دیدم اون حرکتشو
چند دیقه ای پیشش باش تا من با استرس کامل کار خونه یا اشپزی کنم بهم میگه چقد بی ذوقی
میگم بابا بی ذوق نیستم اون منو ببینه یا صدامو بشنوه دیگه باهات نمیمونه و دنبال من میگرده

چقدر درکت کردم چقدر خوب نوشتی❤️

چقد قشنگ فهمیدم چی میگی
قشنگ پرانتز هاتو فهمیدم درک کردم

این دیگه بی انصافیه😔

سوال های مرتبط

مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
سلام به همگی
یکی از دوستان گفت تجربه خودم رو بگم
اول اینکه من از اولی که مهراب دنیا اومد باهاش انواع بازی هارو میکردم بغلش میکردم و مهراب دوست نداشت من ازش دور بشم ولی خب با کمک بازی دالی موشه و اینکه چند لحظه یا حتی یک دقیقه تنهاش میزاشتم سریع میومدم که بدونه من تنهاش نمیزارم بارها باهاش حرف زدم گفتم مامامانی تنهات نمیزاره همیشه کنارتم برا همین بعد ۴ماهگی من دیگه راحت‌تر یه سری کارامو میکردم دستشویی رفتن هم اولاش میومد پشت در گریه میکرد ولی بعد با دستشویی یک دقیقه ای بهش فهموندم من وقتی برم زود میام و همیشه بهش گفتم دوستت دارم من عاشقتم و اینکه با کمک مطالب گهواره خیلی بازی هارو یادگرفتم و بازی کردم با مهراب اگر کار خونه ام دیر هم شده گفتم عیب نداره اول بازی اگر خونم کثیف بوده بازم گفتم اول آموزش بازی که اینجوری راحت‌تر یاد میگیره همش آویزون من باشه .الان من کارامو میکنم به مهرابم یاد میدم خیلی از بازی هارو تمام وسایل کابینت رو میریزم بیرون تق و توق میکنم خودم انواع صداها و کارهای بچگانه میکنم اونم میخنده .شاید نیم ساعت یک ساعت این کارهارو میکنم بعد میدم دست خودش و خودش شروع میکنه بازی کردن و میزاره منم به کارهام برسم اگر هم تو دندون دراواردن و نق زدنش مثل الان باشه یکم آرامش میخواد و صبوری شبا تا صبح بیدارم ولی دعواش نمیکنم نمیگم من حق دارم کسی کمکم نیست از دید مهراب نگاه میکنم الان حال مهراب چطوره بجای گوشی دست گرفتن الان وقت اینه با مهراب وقت بگذرونم حتی شده عصبانی بشم ولی خب نفس عمیق میکشم آهنگ میزارم بعد شروع میکنم ببینم چیکار بکنم که آروم بشه .چون من باید خونه رو مدیریت کنم
مامان متین(فلفل🌶) مامان متین(فلفل🌶) ۱۴ ماهگی
ادامه تاپیک قبلی شوهرم مدام در حال اینه ک بگرده از مادر بودن من عیب و ایراد بگیره هیچ وقت نشده درباره خودش فکر کنه رو خودش تمرکز کنه رفتارای گوه خودش رو انالیز کنه ذره بین گرفته دستش کوچیک ترین مسله ای بشه منو متهم میکنه ک مادر خوبی نیستم دلسوز نیستم محبت نمیکنم یا هر چی...منم بعصی رفتارای اونو نمیپسندم اینکه زیاددددی حساسه از روی محبت زیاد لقمه اماده میزاره دهن بچه اجازه نمیده خود بچه تلاش کنه همچنین بخاطر مسایل چرت و مسخره تشویق های بیش از خد میکنه ک میترسم باعث شه بچه مثل خودش خودشیفته بار بیاد و..‌.ولی هیچ وقت چماق نمیکنم بکوبم سرش...ولی اون مثل پیر زنای وراج و خاله زنک مدام برام مادرشوهر بازی درمیاره..‌.انتظار داره ۲۴ ساعت شبانه روز مثل ربات تا بچه منو خواست بغلش کنم ب هییییچ چیز دیگه نرسم کاملااااا خودمو وقف بچه کنم!نمیدونم این تصویر ذهنی از مادر ایده آل رو از کجا اورده
بارها گفتم در درجه اول من یک انسانم بعد یک زنم بعد مادر...اصلا هم روشش رو قبول ندارم ک از همه چی بگذرم خودمو فرش کنم زیر پای کسی..دیدم کسانی ک اینجوری بودن وقتی پیر شدن منت میزارن ک عمرشون رو وقف بچه کردن پس انتظار دارن بچشون عصای دست شون بشه یا بچه همش حس بدهکار بودن داره ب پدر مادر.. باهاش حرف زیاد میزنم ولی کسی ک نخاد بشنوه بفهمه 🤷🏻‍♀️...
مامان 👼🏻آیهان👼🏻 مامان 👼🏻آیهان👼🏻 ۱۵ ماهگی
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۱ سالگی
سلام ب همگی این رورا قشنگ پوره شدم از دست این بچه
ب شددددت وابستم شده دستشویی نمیزاره برم میشینه تو بغلم با اسباب بازیاش بازی میکنه حتماااا باید جلو چشمش باشم ،اگه بغل بخواد اینقد گریه میکنه تا بگیرمش اگه دستم گیر باشه یا درحال طرف شستن باشم مثلا سرشو میزنه تو دیوار یا با دستش محکم میزنه تو سر خودش. شبا هزار بار از خواب بیدار میشه از تو تختش میاد تو بغلم زیر پتو میخوابه .عصبی ام . مشکلات دیگش مثل استفراغ و الرژی و رفلاکس و کهیر هنوز پا برجاس اینم اصافه شده یه مشکل شدید دیگه هم دارم اینکه چ ظهر چ شب برا خواب باید ۵۰دقیقه تا یکساعت رو پام باشه بلند لالایی بخونم دستمو بگیره تا بخوابه انم خواب سبک . یک شب بزور میخوابه و من از یکساعت قبلش روتین خوابشو انجام میدم ده صب بیدار میشه دوباره ۳ظهر میخوابه تا نهایت ۴. همه جوره تو فشارم و واقعا گاهی میخوام بمیرم واقعا از ته دل گریه میکنم . چون خیلیییی بهش رسیدگی میکنم اما هی بدتر میشه حالا یه خبرم دارم ک تو تاپیک بعدی بهتون میگم راجب خودمه. لطفا اگه تجربه مشابه دارین و میدونی باید برای بهتر شدن شرایط چ کنم راهنمایی کنید😘