۲ پاسخ

اضطراب جدایی داره، باهاش قایم موشک زیاد بازی کن

بغل نکن اشکال نداره بلاخره باید از سرش بیفته سرگرمش کن من بچه اولم همین طور بود یه بار مرغ سرخ میکردم روغن پرید یه قطره جاش تا چند وقت سیاه بود کمر درد گرفتم از سرش نیفتاد تا دیگه خودم مریض شدم طوری گریه میکرد تو کوچه که بقیه میگفتن تو مادرش مگه نیستی بغلش کن خلاصه که داغون شدم تو نکن خواهر

سوال های مرتبط

مامان پارمیس🩷🌱 مامان پارمیس🩷🌱 ۲ سالگی
😭😭😭😭دخترم خیلییییی حرصم میده کلا یه ماهه غذا نمیخوره نه ک کم اشتها باشه یا کم بخوره، کلاااا لب ب هیچی نمیزنه فقط شیر میخوره اونم شیر پاستوریزه یا شیر خشک اصلا لب نمیزنه فقط شیر خودمو میخوره دم ب دیقه ازم اویزونه یا بلیزمو میزنه بالا یا دنبالم میاد ب معنی واقعی زجههههه میزنه گوله گوله اشک میریزه خسته شدم دیگه سینه هام درد گرفته همش صدای نق زدن و گریه هاش رو مخمه حتی یه روزم نیس ک این بچه اروم باشه و ارامش داشته باشم انقد عصبی شدم همش دعواش میکنم سرش داد میزنم حتی شبام تا صبح سینم تو دهنشه اگه بکشم بیرون بیدار میشه یه طرف بدنم خشک شده تا صب خواب ندارم همش تا صب مک میزنه اخرم ک هوا روشن میشه با یه گاز محکم سینمو میگیره میکشه یهو ده متر میپرم هوا بعدشم کلااااا بیدار میشه
خونمو گند برداشته هیچ کاری نمیزاره بکنم همش نق نق میگه فقط بشین بهم شیر بده من نمیدونم این بچه مگه معدش چقده شیرمم خیلی زیاده از بس میخوره
یه سال و دو ماهه زندگی ندارم اولاش هی گفتم شیرخشک میدم درست میشه ولی نخورد هی گفتم وقتی غذاخور شه درست میشه گفتم یه سالش شه درست میشه الانم فقط ارزوی مرگمو میکنم دیگه نمیخام درست شه😭😭😭😭😭😭
یه وقتایی ب حدی عصبانی میشم ک میخام بزنمش با بدبختی جلو خودمو میگیرم😭😭😭😭😭😭 اینم بگم ک وسط شیر خوردنش همیشه گاز میگیره
مامان 💜دلوینم💜 مامان 💜دلوینم💜 ۱۵ ماهگی
از ۳۱ شهریور تاامروز ک بچم مریض بود همش نق میزد ک بغلم کن راه ببر بخوابم یا تو تاب میخواست بخوابه دیگ هیچ مدله نمیخوابید قبلا روزا روپا میخوابید شبا خودش میخوابید من فقط باید کنارش دراز میکشیدم شبا تا خوابش ببره امروز یه کم‌مطلب خوندم ک چجوری ترک بدم ک دیگ تاب نخواد یا سرپا نخواد بخوابه نوشته بود اولاش امکان داره کلی گریه کنه حتی نیم ساعت ولی مقاومت کن وعصبانی نشو تا خودش گریش تموم بشه غروب این کارو کردم ۱ساعت گریه کرد کلی منو زد ولی خودش بعدش خوابید ۳ساعت الان میخواست بخوابه باز شروع کرد به گریه ک من سرپا بشم یا تو تاب بذارمش اخرم باباش برش داشته میگه بچه گریه کنه ک عادت کنه خودش بخوابه گذاشتش تو تاب داره میخوابونه بهشم میگم اونی ک اذیت میشه منم نه تو ک عادت کرده تو تاب امروز ۶ونیم صبح تا۹ صبح تو تاب بوده و من داشتم تاب میدادم تا بخوابه درصورتی ک قبلا تو جاش میخوابید تا خود ساعت۱۱ صبح بیدار نمیشد هیچی دیگ رید تو برنامه هام اگه اون به الان بچه نگاه میکنه من به ۴ماه دیگ نگاه میکنم میدونم ک نمیتونم بغلش کنم راه ببرم تا بخوابه خودش باید یاد بگیره بخوابه یه هفته شاید گریه کنه ولی بعدش درست میشه