۷ پاسخ

دکترتون کی بوده

کدوم بیمارستان بودید گلم؟

دقیقا من هم راضی بودم و سزارینو پیشنهادمیدم
بازهم به آستانه ی تحمل و پزشک و یه سری فاکتورهای دیگه هم بستگی داره البته

یه سوال 12ساعت بدون حرکت باشید
کمردرد نمیگیرید؟

خداروشکر عزیزم
ممنون انشالله بسلامتی مبارک باشه❤️

خودشون برا شکم ک کار کنه دارو میدن

یعنی قبل عمل هم کمپوت بخوریم

سوال های مرتبط

مامان آرنیک مامان آرنیک ۲ ماهگی
مامان سِیِّد حُسین❤ مامان سِیِّد حُسین❤ ۹ ماهگی
پارت‌دوم تجربه زایمان
خب روند‌زایمان و که مث همه بود‌تو پارت قبلی‌گفتم
الان یه سری توصیه میکنم که‌اگه‌میخواین سزارین بشین به دردتون میخوره
اولین برای کار کردن شکم بعد از عمل
اگه شکمتون کار نکنه مرخص نمیشین، از دو شب قبل عمل چهار تا انجیر خشک و با اب بزارین تو شیشه باشه و شب قبل عمل نزدیکای ساعتی که باید بعدش ناشتا باشین اون ابو بخورین ، اگه‌دو تا شیشه باشه که خب بهتره ، باز بعد از عملم همینو بخورین شکمتون سریع کار‌میکنه.
برای بیمارستان من پمپ درد گرفتم که خب خوب بود ولی درد و کامل از بین نمیبرد که طبیعیم هست بعدش که اومدم خونه هر ۶ ساعت شیاف دیکلوفناک گزاشتم که خیلییییییی تاثیرش روی راه رفتن و دردم بهتر بود از پمپ درد .. بنابراین برای بیمارستان به نظر من با شیاف زودتر سرپا میشین تا پمپ درد.
از وقتی گفتن میتونین خوراکی بخورین . اول چند تا چایی نبات کمرنگ بخورین بعدشم اب اناناس طبیعی یا اب کمپوت اناناس با اب کمپوت گلابی حتما هر نیم ساعت یک لیوان و بخورین توی آغوز خیلی تاثیر داره.
مورد بعدی همراهاتون هستن من وقتی که از اتاق عمل اومدم و تکون نمیتونستم بخورم بخاطر عوارض بی حسی و پسرمو اوردن پیشم مامانم و زنداداشم اومدن و بچه رو روی سینم‌نگهداشتن و سینه رو دادن دهنش ، و تا وقتی بلند بشم چند با اینکارو کردن و پسرم شیر خورد ، به این ترتیب دیگه هم شیرم سریع تر اومد هم سینه رو گرفت کامل. پس تلاش همراها هم خیلی مهمه .
مامان پسر کوچولو مامان پسر کوچولو ۵ ماهگی
تجربم از سزارین.......

سزارین اولم بی حسی بودم تصوری از این عمل نداشتم اما یه چند باری اتاق عمل به دلایل دیگه رفته بودم پس ترس اونو نداشتم
تصورم از سزارین یچیز وحشتناااااک بود یه درد غیر قابل تحمل
چرا؟ چون اطرافیانی ک طبیعی زاییده بودن همچین ذهنیتی بهم داده بودن.....سزارین کردم چون تا رفتم توی زایشگاه متوجه شدم من ادم طبیعی زاییدن نیستم،پس تصمیمم رو عوض کردم
عملم تموم شد هیییچ تکونی نخوردم،چون طبق چیزایی که متوجه شده بودم تکون خوردن باعث میشد عوارض بی حسی توی بدن اثر کنه و دردای بدی درست کنه برام،چند ساعت بعد نوبت بلند شدنم رسید....من حتی میترسیدم پامو تکون بدم😅مامانمم هی زووور میزد بهم ک یهوو پاشم کنه امونم نمیداد
کم کم پا شدم ولی خیلی زود برگشتم و نشستم سر جام حس کردم نمیتونم ادامه بدم چرا این حسو کردم...ترس داشتم هنوزم
دکتر خوبی انتخاب کرده بودم اما شناخت انچنانی روش نداشتم
فقط تعریف شنیده بودم
ماساژ رحمی رو ک‌انحام دادن بی حسیم پریده بود حقیقتا روحم از تنم جدا شد