۱۴ پاسخ

این دقیقا همون نقطه ایه که دوست داشتن با درست دوست داشتن قاطی میشه
مسئله این نیست که پدر بچه‌شو زیاد دوست داره
مسئله اینه که مرز نداره
وقتی میره پیش باباش یعنی میگه من نمیدونم قانون کجاس کی تصمیم میگیره
حتی اگه پدر حرفی نزنه بچه به خودش میگه بابا طرف منه مهم نیس مامان چی میگه
و این بدترین ضربه‌ست هم به بچه هم به رابطه‌ی پدر و مادر
پدر و مادر باید یک صدا باشن
اگر مادر می‌گه نه پدر حق نداره با بغل گرفتن و خندیدن اون نه رو له کنه
مثلاً پدر می‌تونه خیلی ساده بگه
الان مامان داره حرف می‌زنه اول به حرفش گوش بده بعد میام بغلت
لوس شدن تقصیر بچه نیست
بچه ذاتاً سرکش نیست
بزرگ‌ترها ناخواسته این رفتار رو بهش یاد دادن

اه شوهر منم همينه
نه گذاشت خوابشو درست كنم نه گذاشت اخلاقشو درست كنم همش نازشو كشيد يه داد نزد من شدم ادم بده من شدم بي اعصابه و اوني ك دعوا ميكنه

اینروزا سالن نمیری مشتری و عروسی هست یانیس؟؟؟

سلام عزیزم منم شنیونکارم درصدای شما چجوریه برای عروس و مشتری و آموزش

بخدا قسم دقیقا این خصوصیات رو شوهرم داره و دخترم الان وقتی اونو میبینه سر من داد میزنه هرررکاری میکنه میفهمه اون طرفشه وباعث شده سر بچه خیلی باهم بحث وجدل کنیم

ولی اصلا نباید دعواش کنی شما هم باید خیلی محترمانه اصلاحش کنی من دعواش میکنما که نباید کنم چون اصلا خوب نیست ولی زمانی که صبرم زیاده خیلییی محترمانه همه چیو ازش میخوام و پسرم خیلی بچه خوبیه خداروشکر خیلی

من اوایل شوهرم ابن مدل بود انقدر تو سرش خوندم الان یه تیمیم خداروشکر مردا هی باید بگی بهشون

وای خوبه مال تو شوهرته
پدرشوهرم هروقت پسرمو میبینه ی چوبی مگس کشی چیزی میده دستش میگه برو بی بی رو بزن

دقیقا شوهر منه وای باباشو میبینه اخلاقش عوض میشه دهن منو صاف میکنه

میفهمم منم همینم
کم نیار
بچه باید از مادر حساب ببره
هر وقت با شوهرم بیرون باشیم هر چی رایان بخواد میخره
در صورتیکه با من تنها باشه رایان،اصلا نمی‌ذارم میگم نه مامان همه چی خونه داریم .دستشو محکم میگیرم

ولی باباش باشه جیغ داد 🤦‍♀️

همه اینای که گفتی دقیقا برا منم هست اقاکارن منم اینه
بابا خونه باشه زیاد سمت من نمیاد
اما سعی میکنم در روز یه تایم بازی هیجانی کنم ک وابستگیش بهم کم نشه
کلا باباش باشه یه پسر بازیگوش و حرفم گوش نمیده😁باباشون باید تربیت کردمتاسفانه

بچن چی میفهمن که بخواید ادب کنید؟ ادب کردن مال ۴ سال به بعده. ما جفتمون کاری به بچه نداریم. بی تربیتم نیست. اصلا نمیفهمن ادب کردن یعنی چی. دادم نمیزنیم قاطع ولی مهربان بهش میگیم فهمید که چ خوب نفهمید کاریش نداریم

حالا اینا تو سنی نیستن خیلی بکن نکن راه بندازیم اینا باید محبت و توجه بگیرن توی بازی و آرامش بهشون کم کم آموزش بدیم اللن پناهش باباشه
این بده که خرفتون یکی نیست پلی اونطوری که تعریف کردی شما هم یکم پرخاشگری میکنین

پدرشوهر منم همینه پسرم هروقت میره اخلاقش بد میشه

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۲ سالگی
مامانا چل شدم دیگه بخدا بچم نزدیگ بشه۲سالونیمش تاحالا نشده بچم نیم ساعت با باباش تنهاباشه اصلا شوهرم نمیدونوزنویچه یعنی چی فقط بفکرخودشه خودش بخوره بخوابه گوربابای زنوبچه..میگم به بچه غذا بده میگه نمتونم البته گاهی خیلی کم بهش میده میگم بخوابونش میگه نمتونم میگم ببرش یدفه بیرون میگه وایمیسته بخداهمه کارای بچم باخودم انگار بچم تک والده فقط تو شناسنامه بابا داره..جوری شده دیگه میریم بیرون شوهرم خونه باشه اصلا بچم نمیگه بابابیاد انگاردیگه برابچمم اهمیت نداره عادت کرده بخودم ببرمش حموم خوابش کنم عدا بدم بیرون ببرمش خب منم آدمم تایچیزیم میگه شوهرم میگه چته چی شده باده گرفتت اصلادرکی از همسربودن نداره درکیم از پدربودنم نداره الانم گفتم کمک نمیکنی نکن دیگه یدقه دیرتربخواب تا خروپف نکنی که تامیخوادبچه خوابش ببره باصدای تو خواب ازسرش میپره الانم گفتم بودونبودت که فرقی نداره پاشوبرو بالابخواب تابچه وخودم زمان خواب حداقل آسایش داشته باشیم بالا خونه باباشه هم یسره میره اونجاالانم بره یشب ببینن چقدخروپف میکنه البته شانس اوناحالا لال میشه خداازش نگذره که انقد خون بدل من میکنه باعث میشه منم سزبچه خالی کنم خیلی دلم گرفته
مامان آرش مامان آرش ۳ سالگی
مامان نورا ✨دیانا مامان نورا ✨دیانا ۳ سالگی
سلام خانوما خوبین من دختر بزرگم 2سال و 4ماهش هست خیلی بد اخلاق شده اصلا به حرفم نمیشه گریه می‌کنه چیغ میزنه بدون هیچ دلیل وقتی میگم چی میخایی چه بدم بهت بدتر لج می‌کنه با ناز با محبت همراهش حرف میزنم نمیشه زیاد که عصبانی بشم میزنم داد میزنم بازهم نمیشه نه که با این کوچکه حسادت کنه میاد بغلش می‌کنه بوسش می‌کنه اون که گریه کنه میگه جان جان من بگیرم شیر بدم اصلا عین خیالش نیست نه که به اون توجه نمیکنم نه از کوچکه بیشتر توجه ام سمت اینه ولی اصلا منو آدم حساب نمیکند
فقط می‌ره سمت باباش آب بخاد غذا بخاد نان بخاد جیش داشته باشه پی پی داشته باشه همش می‌ره به باباش میگه به من اصلا اهمیت نمیده
البته باباش هم بی‌تقصیر نیست اون که لج کرد یا هرچی میگه خانم بیا بیبین دختر به حرف نمیشه از من برای دختر یه هیولا ساخته همین که میرم سمتش بگم چیشدع چی میخایی می‌ره سمت باباش به اون پناه می‌بره نمیگم نره سمت باباش ولی خوب منم مادرم ناراحت میشم که منو آدم حساب نمیکند نمیگه من مامان دارم
بدتر ازهمه این جیغ زدن وبهونه گرفتن و گریه های الکی عصاب بهم نزاشته لطفاً شما بگید چکار کنم بخدا خیلی دلم شکسته اینکه اصلا منو مادر حساب نمیکنه همه کارش باباباش هست حتا باباش بره دستشویی این دختر از گریه هلاک میشه که منم میرم 🥺🥺🥺