۹ پاسخ

به نظر من مامانت دوست نداره بچه هات اونجا باشن .باید یکی. بگیری که بهش اعتماد داشته باشی .میتونی تو خونه دوربین نصب کن .خونه خودت بهتر

ببر خونه خودت
دوربین بزار
شب به شب فیلم چک کن
میتونی روی گوشیت هم ببینی هر ساعتی که میخوای

عزیزم حالا ک میگی شرایطشو نداری ک بیاد خونه خودت نهایت یکم پول بهش بدین کار خونه مامانتم بکنه 😅😅😅😅اشکال نداره مامان است دیگر،من تا الانش ک بچه هام یکسالشونه اکثرا میرم خونشون چون خونه خودم شهر دیگس،دیگه ی رفتارایی داره مجبورم با جون و دل بپذیرمش همیشه هم خوبه ی وقتاییی ی کارایی ی چیزایی میکنه ناراحت میشم در اکثر مواقع خوبه

من خونم چنتا کوچه باهاشون فاصله داره، ۴،۵ ماه اول بارداری ویار بدی داشتم ، وازونجایی ک دوقلو بود خیلی شوکه شده بودم همش میترسیدم نتونم از پسشون بربیام،،، کل بارداریم یبار نگفت چی دوست داری بیام خونت واست درست کنم. نمیتونستم اشپزی کنم کل ۴،۵ ماهو همش غذای بیرون میگرفتیم. کل بارداریمم یبار اومد خونمو جارو زد خداشاهده، بعد رفت هرجا نشست گفت میرم کاراشو میکنم و.... ، ۲۰ روز اول زایمانمم اینقد با کاراااااش عذابم داد، حتی بچه هامو حموم نبرد، شوهرم رفت خاهرشو از شهرستان اورد تا حموم ده روزگی رو ببره، ۴۰ روزه گی هم نیومد خودم تنها حموم بردمشون، بعد دو روز اومد گفت حموم نمیبری؟ گفتم خسته نباشی دو روز پیش بردم.بعد از ۱۵ روز از زایمان جلو شوهرم ورداشت گفت زنداداشتم دوقلو داره مادرش تا ده روز موند ،زود از جاش بلند شد تو چرا هنوز سرپا نشدی یکسره میگی درد دارم😐😐😐 من واقعا تا دوماه شکمم خیلی درد داشت طوری ک با کمک باید بلند میشدم.
شوهرم ناراحت شد اگه مادرت سختشه بگو دیگه نیاد
الانم ک خودم دست تنها کارامو میکنم درسته سختی داره، ولی دیگه مغزم نمیکشه کارای مادرمو تحمل کنم. حالم خوب نیس، تنهام ،افسردم ولی مجبور خودمو سرپا نگه دارم

عزیزم مامانا حق دارن
تو سن یائسگی هستن همون پریودن نشدن، دائم اخلاشون رو عصبی میکنه😅بعدش هم
اگه اهلش هست یه مسافرتی بفرست، حالا دور نزدیک یا جاهای زیارتی یا هر چیزی که حالش رو خوب میکنه، در قالب هدیه

بنظرم مغازه رو جمع کن و تا یه مدت قیدشو بزن، منم مثل شما شاغلم باشگاه ورزشی دارم ولی تعطیل کردم نشستم خونه مامانم با اینکه میشد کسیو استخدام کنم منشی بشه ولی کلا تعطیل کردم

عزیزم ماهی چقدر به پرستار میدی ؟

عزیزم جسارتا شغلتون چیه نمیتونید نرید بمونید خودتون بچهاتون رو نگهدارین چون واقعا شرایط سختیه با دوتا بچه

عزیزم چرا خونه خودتون نگرفتین؟

سوال های مرتبط

مامان یاس مامان یاس ۱۲ ماهگی
مامانا درددل دارم...
همسایه طبقه پایین ما یک دختر داره که از دختر من(۵ساله) سه سال بزرگتره.
بعد مدل تربیتی ماها فرق داره و کلا ذات دو تا بچه هم فرق داره. اون از اون بچه هاست که دل و روده همه وسیله های برقی و غیر برقی رو میریزه بیرون، به همه چی کار داره، وسایل آشپزخونه رو میریزه، مدادا رو نصف میکنه نمیدونم از اون یکی سرش تراش میکنه، خرده ریزه ها رو آتیش میزنه ،هرچیزی رو خراب میکنه حالا از روی کنجکاوی یا چی.
دختر من اما بی آزاره از این جهت
با وسایل خونه کاری نداره با اسباب بازیاش بازی میکنه و چیزی رو هم خراب نمیکنه. اون دختره هم اصلا حرف گوش کن نیست. دختر منم خیلی علیه السلام نیست ولی ببینه داره آسیب میزنه ادامه نمیده و حرف گوش میده.
ساختمونمون فقط همین دو تا بچه هم سن هستن
دختر کوچیکمم که ۴ ماهشه.
اون دختر همسایه خیلی علاقه داره بیاد بغل کنه و رو پاش بذاره و ...
الان مشکل من اینه که دخترم دوست داره با این دختره بازی کنه،
ولی هم کل خونه زندگی منو به هم میریزن
هم اینکه دائم باید نگران بچه کوچیکم باشم، رو دختر بزرگمم اثر میذاره، چون بزرگتره میترسونتش و ... اصلا روح و روانم رو به هم ریخته
گاهی لعنتش میکنم
از اینورم دخترم عاشق اینه باهاش بازی کنه
و من نمیذارم فکر میکنه من چقدر ظالمم