۹ پاسخ

عزیزدلم خداروهزارمرتبه خودت ونی نی خوشکلت سالم وسلامتیدوقدمش خیرباشه واستون😍🥰راستی کدوم بیمارستان زایمان کردی؟

انشالله سلامتی 🥹خدوووو
چند ساعت طول کشید کل روند زایمان؟

مبارکه عزیزم ۳۷ چن کیلو بود نینی

سلام عزیزم مبارک باشه
شما بی دردی نگرفتیم هیچی؟

بسلامتی و مبارکی خدا براتون نگهشون داره🌹♥️

آمپول فشار بده؟ چون منم درد ندارم ولی دکترم گفت یکی دوسانت بازم شاید یکشنبه بستری بشم اگ درد نداشته باشم امپول میزنن دیگه
منم خیلی میترسم

مبارکه عزیزم
قدمش پر از خیر و برکت باشه
چند هفته زایمان کردین؟

زایمان طبیعی راحته بنظرت دردش قابل تحمل هست؟!

مبارکتون باشه عزیزم قدمش پرخیر وبرکت باشه براتون چند هفته زایمان کردین.

سوال های مرتبط

مامان گندم مامان گندم ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۶
گفتم ترو‌خدا بگو‌ بیان باز بی حسی شارژ کنن با اینکه زدن انگار جواب نمی‌داد روم خیلی همراهی کردم اون لحظه فکر میکردم نمی‌تونم بچه به دنیا بیارم اینقدر سخت بود ولی همش تلاش میکردم نمی‌تونستم نفس بکشم دیگه قشنگ سرشو دیدن گذاشتم رو صندلی بردنم اتاق زایمان دکتر هم اومد ماما همراهم داشت بالا شکمم فشار میداد تنفس هارو بهم می‌گفت که من کی زور بزنم اونجا هم باز بی حسی زدن بهم دیگه راحت تر بودم راحت می‌تونستم زور بزنم ماما میدونست مثلا چع موقعی باید زور بزنم می‌گفت زور بزن ده دقیقه نشد بچه به دنیا اومد وقتی به دنیا اومد ی جوری شدم اصلا انگار موقع زایمان من یه عالم دیگه بودم میشه گفت از وقتی سر بچه داشت میومد بیرون تا وقتی بچه به دنیا اومد و من تو اتاق زایمان بودم ی‌حس عجیب غریبی بود واقعا بچه دیدم سرش کشیده بود سریع گفتم‌ دکتر چرا سرش اینجوریه 😂😂گفت درست میشه دیگه بچه بغل کردم تماس پوستی و اینا بعدش جفت کشیدن بیرون موقع بخیه هم اصلا نفهمیدم چون بی حس بودم
مامان علی💙 مامان علی💙 ۷ ماهگی
و شروع میکردم با هر انقباضی ک داشتم و رو دستگاه انقباض ۱۰۰ بود منم زور میزدم و میگفتن فکر کن ببخشید مدفوع داری و محکم پاهات داخل شکم جمع کن و زور بزن
خیلی عجیب بود جیغ میزدم و زور میزدم
خوبی ک انقباضا دارن با سرم یک دقیقه درد ولت می‌کنه آروم میشی
و من روند زور زدن ادامه دادم و ماما هم شکمم فشار میداد یه ماما دیک هم تلاش میکرد سر بچه رو بگیره و همش میگفت داره میاد زور بزن نزدیکه و منم ب این امید زور میزدم ک تهش شیرینه و قرار این درد تموم شه ساعت شش و ربع با برشی ک زدن و خیلی کم بود خدایی من سر بچه اومد بیرون و من تمام دردام خوابیدن و اصلا انگار آدم یک دقیقه پیش نبودم ک انقد داد میزدم بچه رو گذاشتن رو شکمم و من آروم گرفتم ولی بچم خیلی بهش فشار اومد
خداروشکر شکر میکنم سلامت بغلش کردم
بعد از بچه جفت خارج کردن ک من چنان لرزی گرفتم عجیب بود ..ماما همراهم خودش بخیه زیبایی زد خودم بلند شدم ماما کمکم حماممم کرد لباس تنم پوشید بچم گذاشت بغلم و بهترین حس دنیا بود تازه فهمیدم چخبره و اشکم اومد
خیلی شیرین بود خیلی
مامان دریا🌊🩷 مامان دریا🌊🩷 ۲ ماهگی
مامان پنـاه‌جانمـ🌿🫧 مامان پنـاه‌جانمـ🌿🫧 ۵ ماهگی
پارت سه
من چون با دکتر هماهنگ کرده بودم که دکتر زایمان من رو دست بگیره ماما ها با دکتر هماهنگ کردن و دکتر ساعت ۸ و ۳۰ اومد بالا سرم ..
حالا دیگه با هر انقباض حس فشار و مدفوع داشتم
دکتر معاینه کرد گفت ۹ سانت شدم و دیگه آخراشه باید با هر انقباض زور بزنم ولی مگه با اون همه درد آدم می‌تونه زور بزنه
بهم گاز اکسیژن رو وصل کردن
دکتر گفت تخت و اینا رو آماده کردن لباس مخصوصش رو پوشید وسایل زایمان رو مهیا کرد..
دکتر رو قسم میدادم تروخدا عملم کن .. تو بهم گفتی منو می‌بری سزارین اگه دیدی من نمیتونم منو ببر.. اونا هم میگفتن سر بچه اومده پایین ده سانت فولی نمی‌تونیم سزارین کنیم🚶
از بس تو حین درد ها دستمو تکون میدادم و بی قرار بودم انژیوکتم در اومده بود و سرمم تزریق نمیشد
حالا من انقباض دارم باید زور بزنم ماما ها دارن رگ جدید میگیرن از ی دست دیگه ام و از اون دستم که آنژیوکت ام در اومده بود مثل چی داره خون می‌ریزه و دونفر دارن اون خون رو بند میارن‌.
خلاصه دکتر گفت با دستات زیر رون پاهات رو بگیر و با انقباض ها زور بزن من از بس بی جون بودم زور زدن یادم نبود دیگه... تو گلو زور میزدم ..اینا هی میگفتن خوب زور بزن بچه داره میاد من میگفتم نمیشه نمیتونمممم .
ی ماما اومد رو تخت همزمان اون شکمم رو فشار میداد من باید زور میزدم ولی وقتی لامصب این فشار می‌آورد رو شکمم اصن دیگه زور زدنم نمیومد ‌‌...
میگفتن چرا زور نمی‌زنی چرا همکاری نمیکنی با گریه میگفتم این وقتی فشار میاره دردم میاد زور ام میرههه تروخدا بهش بگین فشار نده.
دیگه دکتر بی حسی زد برام برش داد منو
دوباره انقباض اومد من زور زدم زور زدم زور زدم بدون نفس کشیدن حدود دو دقیقه از ته‌ وجودم زور زدم
مامان لنا مامان لنا ۸ ماهگی
دیگه دردام برام قابل تحمل نبود همش میگفتم نمیتونم گفتن چرااا میتونی دوباره من میگفتم ن نمیتونم🤦🏻‍♀️
دیگه لباس آوردن عوض کردم چندتا سوا پرسیدن اومدن کمکم کردن بلند شدم رفتیم تو اتاق کرد تا رسیدم تو اتاق درد همش رو پشتم وحشتناک درد بود گفتن رو تخت دراز بکش بزور دراز کشیدم خانمه میخواست ضربان قلب چک کنه دستشو گرفتم گفتم رو پشتم خیلی فشارهههه قبلا خونده بودم ک فشار ب پشت یعنی بچه میخواد بیاد
انگار ترسید رفت صداشون زد اومدن،ماما چک کرد گفت فولهه، گفت چندتا زور بزن تو دردات چندتا زور زدم گفت عالیه بلندشو بریم اتاق زایمان
بلندم‌کردن بی اختیار فشار میومد بهم زور میزدم بی اختیار میگفتن زور نزنیاااا
دیگه رو تخت دراز کشیدم گفت تو دردات زور بزن تو درد قیچی زدن پاره کردن اونجا بود ک صدام رفت هوااا دوباره زور بچه اومد گذاشتن رو سینم😻دردا قطع شد یعنی خیلییییی کم شد گفت چندتا صرفه کن جفتت بیاد خلاصه خفت هم اومد
رسید وقت بخیه کردن گفتم توروخدا بی حسی بزنین
بی حسی زدن چندتا بخیه هارو نفهمیدم ولی چندتا زد ک آنجا بی حس نشد بود اون بخیه میکرد من داد میزدم🤦🏻‍♀️
مامان دلان قشنگم 💗💓 مامان دلان قشنگم 💗💓 ۶ ماهگی
پارت سوم زایمان طبیعی🛑
فقط خدا رو صدا میزدم من دختری نبودم جیغ بکشم و پرستارا میگفتن چ دختر خوبیه و باهام مهربون بودن خدایی در حالی ک سالن صدای جیغ خانوما میومد ولی من نه.خلاصه تا 7.8سانت شدم گفتم دیگ دارم میمیرم از درد نمیتونم از حال داشتم میرفتم ک منو انداختن رو تخت زایمان دیدن دیگ جونی ندارم ‌و ب ده سانت نرسیدم خلاصه رفتم رو تخت زایمان و پرستارا ریختن سرم قبلش کیسه ابمو زدن پاره کردن. بعد گفتن درد اومد سراغت زور بزن درد میومد سراغم من زور میزنم و ب باسنم شدید فشار میومد و میگفتم مدفوعم میاد گفتن عیبی نداره مدفوع کن خلاصه درد قطع و صل میشد انگار درد ک داشتم زور میزدم باجیغغغغ🤦‍♀ بعد اون پایین گفتن برش هم دادیم اونو اصلا ندونستم چون سر کننده زدن و برش دادن.خلاصه کلا نزدیک ده بار زور زدم و سر بچه رو دیدن و یهو ک کشیدن بیرون انگاری دل و جیگرمو کشیدن بیرون بچه اومد بیرون همانا و درد و خواب من قطع شد همانا🥹 وای ک چ حس خوبی بود بچه اومد بیرون. بعد اونم فشار اوردن ب شکمم جفتم اومد بیرون و بعدشم بخیه زدن یکم بخیه رو حس میکردم ولی دردش هیچ بود پیش درد باز شدن رحم یه شب موندم و فرداش ظهری مرخص شدم ولی همونان باسنم و مقعدم درد میکنه ها
بچمم ساعت 3.15ب دنیا اومد
بااینکه سخت بود ولی شیرین بود