خانما یچیزی بگم
شما هم هنوز ارتباط نگرفتید با بچتونو بارداری تون؟
من مرداد ی بارداری شیمیایی داشتم و انقد ارتباط عمیقی باهاش گرفته بودم براش هرروز یادگاری مینوشتم شبا باهاش حرف میزدم قبل خواب دستم رو شکمم بود
بعد ک خب بارداری از بین رفت بااینک اصلا هیچی تشکیل نشده بود حتی ساک
عملا من ارتباط عاطفی از جانب خودم و احساسات خودم باهاش برقرار کرده بودم چون فیزیکی چیزی نبوده
الان ک واقعااااا باردارم حتی دیدمش صدای قلبشو شنیدم حرکت دستاشو دیدم
بازم اونقد ارتباط نگرفتم
خودم فک میکنم میترسم ازینک دوباره از دست بدم برا همین انکار میکنم بودنشو احساسمو سرکوب‌میکنم تا نکنه اگ از دستش بدم دوباره همونقد داغون شم
ولی خب عذاب وجدان دارم چرا باهاش حرف نمیزنم چرا بهش حسی ندارم
خیلی عذاب وجدان دارم چون از اینک شکم دربیارم متنفرم
حس میکنم چون رابطه جنسیمونم کم شده باهمسرم ازهم دور شدیم ازین هم خیلی متنفرم
و همه اینا بهم عذاب وجدان میده ک شاید لیاقت مادری ندارم ک احساساتی ندارم
اخه معمولا خانمای باردار عاشق همین چیزان

۸ پاسخ

دقیقا منم همچین حسی نسبت به نینیم دارم منم پارسال بک سقط داشتم میترسیدم از همون اول دل بهش ببندم خداروشکر داره بزرگ میشه بچم به شوهرم دیشب میگم کم کم داره باورم میشه حامله ام😂شکمم بزرگ شده چون

سلام مامان خانوم قشنگ
فکر میکنم شما بخاطر ناراحتی که سر بارداری قبلی داشتید به طور ناخود آگاه دارید سرکوب میکنید عواطفتون رو
شکر خدا اگه نینی تا الان خوب بوده و رشد داره می‌کنه تو وجودتون پس اصلا به چیزای منفی فکر نکنید و فقط به این فکر کنید که تو دل شما منتظره شنیدن صدای قشنگ مادرشه...
منتظر شنیدن قربونت صدقه ...
مامان خانوم قشنگ ، اون نینی از وجود تو داره تغذیه می‌کنه و تو رحمت آروم گرفته و متوجه احساست میشه
انکار رو بزار کنار و باهاش حرف بزن و از خدای مهربون که تا اینجا مراقب تو و نینی بوده و لیاقت مادری رو بهت داده بخواه که سالم بزارتش تو بغلت 🥹
عزیزم ، خیلی ها در آرزوی مدال افتخار مادری و همون شکم در آوردن هستن پس بهش افتخار کن
لباس قشنگ بپوش و ماه به ماه از شکم قشنگ و نینی عکس بگیر تو آینه ...
با همسر هم شروع کن فعالیت های مشترک داشته باش حتی کم .. رابطه گرم میشه کم کم و اینو بدون همه این فکر ها و تغییرات تو زندگی تو این برهه از زمان خیلی طبیعیه ولی تو به خوبی از پسش در میای 🥰🤍

طبیعیه اینا منم مثل توعم

الهی عزیرم🥺 کم کم بزرگتر. میشه. ارتباطتت. عمیق تر میشه

منم یه سقط داشتم الان سر دومی میترسم که نمونه ارتباط باهاش گرفتم اما کم خیلی کم بیشتر برای سلامتیش دعا میکنم برای قبلی صدای قلبشم نشنیده بودم کلی لباس خریدم اما برای این بااین ک صداشو شنیدم هیچی نخریدم میترسم دیگ گذاشتم رفتم ان تی برم دنبال سیسمونی

برای تجربه تلخت متاسفم عزیرم انشالله خدا این نینیتو برات حفظ کنه و این که خوب به نظرم زوده هنوز شش ماه وقت داریم برای ارتباط گرفتن و این که منم مثل توام من تجربه سقط نداشتم ولی این بارداریم به شدت پر خطره چون هم هماتوم دارم هم خونریزی هم این که با آیودی باردار شدم و نتونستن آیودی رو دربیارن مونده داخل پیش بچه به خاطر همون هنوز دل نبستم و چیزی هم نخریدم براش این کهناخواسته باردار شدم هم بی تاثیر نیست خلاصه که به خودت عذاب وجدان نده انشالله درست میشه

عذاب وجدان نگیرید منم هنوز نتونستم ارتباط بگیرم با بچم حتی با اینکه رفتم ان تی دیدمش. به مرور درست میشه

نه عذاب وجدان نگیر بخاطر هورموناته
اولین حرکتو تو بدنت حس کنی اتوماتیک ارتباط میگیری
منم همینم حتی فهمیدم حاملم اصلا حس خنثی داشتم
تا قبل ۱۱هفتگی از درد حتی پشیمون شده بودم از بچه
الانم باز با اینکع جنسیت تقریبی رو گفت هنوز ارتباط نگرفتم

سوال های مرتبط