۵ پاسخ

بمنم یاد بده چجوری غرق دنیای پسرم بشم

رژیم تون‌چیه ؟؟؟

حس خیلی زیباییه و هم حس غم انگیز و پر اضطرابی
دلم برای مامانم یه دنیا تنگ شده
میفهمم الان چقدررر بی تاب منه چقدررر دلنگران و مضطرب منه
شبا چقدر بافکر من میخوابه اللهی دور قلب مهربونش بگردم
مادرشد و کم کم فهمیدم مادرم ،من تنها کسش و دنیاش بودم

دقیقا به خصوص تو آشوب های زندگی بهت یادمیده زندگی کردنو❤️

مادربودن حس خوبیه خدایاشکرت ازاین نعمت محروم نیستیم🥰🫶

سوال های مرتبط

مامان حنا🤍✨ مامان حنا🤍✨ ۴ سالگی
مادری کردن تنها کاریه که یه زن رو فرسوده میکنه کی گفته لذتبخشه؟ همش تصاویر پر از احساس و زرق برق از مادری کردن نشون میدن همش بی خوابی تنش استرس مریضی بیماری حالا اون وسطا هم اگه یه لباس قشنگ بپوشه و حرفای شیرین بزنه ادم حس میکنه رو ابراس ولی دراصل تو مسئول یه موجود دیگه ای و استرس رو مدام داری تازه مسئول روان بچه هم هستی در اصل خبلی مزخرفه چیزی که بهمون چسپوندن و باید انجامش بدیم اگه هم مادر نشیم کلی حس ناکافی بودن و عقب موندن میگیریم دو نفر ازدواج میکنن اگه خوب و خوشن بچه میاد که چی؟اگه ناخوشن بازم بچه میاد که چی؟ میدونم حرفام مخالف هم داره و این یه دیدگاه از بچه داریه و کلی دیدگاه دیگه هم داره ولی برای ادامه نسل و بقا خواستن حس پدر شدن و مادر شدن تو اکثرا و خیلیا به وجود میاد اما بسیار سخت و پر از مسئولیته مخصوصاااااا اگه تنها باشی چون پدر و مادر هر دو مسئولن اما خیلیامون این بار رو یک تنه به دوش میکشیم و بنظرم حتی اگه پدر خیلییی همکاری کنه از نطر من بیشترین بار روی دوش مادره از بارداری و زایمان و همچی گرفته
مامان ماهرو مامان ماهرو ۳ سالگی
مامانای عزیز بیایید بهم بگید طرز صحیح برخورد با بچه ای که در جمع و جاهایی غیر از خونه اصلا حرفنو گوش نمیده و برعکس بچه های دیگه باهام لجبازی میکنه و در مواقعی حتی باهام بدرفتاری میکنه چیه؟!
تو خونه و تو خلوت خودمون(مادر دختری)حرف گوش کن و مطیعه و آنچنان اذیت نمیکنه…
نمیگم همش مطیعه و همش چشم میگه
نه گفتن رو تو‌محیط خونه هم بلده
بعضی وقتا میگم شاید تو‌ خلوت خودمون زیادی تو چهارچوپ نگهش داشتم و انقد ازش انتطار داشتم که دختر خوب و حرف گوش کنی باشه
توی محیط بیرون ازم سواستفاده میکنه و حس میکنه تو بیرون ازاده و‌چهلرچوپ نیست
ولی خوب که ب اعمال و رفتار و کردارم توجه میکنم انچنان مادر بد و سخت گیری نیستم که بچه بخواد عقده ای بشه یا …
💔😭
اکثر اوقات از در مهربونی وارد میشم و سعی میکنم تو یه حس و حال دیگه ای باهاش حرف بزنم و بهش یاداوری کنم که الان ک داریم میریم بیرون مثل بچه های دیگ حرف گوش کن باش و…
در لحظه و در حرف تایید میکنه ولی در عمل نه…
چیکار کنم وقعا دیگ این لجبازی ها و حرف گوش نکردنا پریشان کننده است
از طرفی غصه میخورم که بچه های مردم انقد خوب از مادرشون حساب میبرن چشمشون ب دهن مادرشونه بدون اجازه مادر کاری نمیکنن
ولی بچه من تا یه نفر میبینه مثل اینه که از خودش درمیاد با جوگیر میشه💔
گاهی اوقات توی جمع بزرگتر ها و همسن و سال ها طوری کوچکم میکنه که نگم…🥲
مامان نهال مامان نهال ۳ سالگی
نمیدونم شوهرم چ اصراری داره دخترم اونو بیتشر از من دوس داشته باش
چون هر سری سوال مسخره که مامانو بیشتر دوس داری یا بابارو دخترم میگه مامانو 🥰
انقققد تو ذوقش میخوره که نگو😐
بهش میگم چ اصراری داری منو بد جلوه بدی منو دوس نداشته باش زیاد و تورو دوس داشته باش میگه خوبیایی که من در حقش میکنم تو نمیکنی🙄🙄
میگم مثلا میبینم خرید های پیش پا افتاده مثل لپ لپ میوه خوب و بردن خانه شهر بازی و این چیزارو زیاد میدونه اما دریغ از لباس گرفتن براش و تنوع دادن براش
بیشتر که نگا میکنم میبینم همش برمیگرده به کودکی خود ادم چون خودش این محبت کامل از پدرش ندیده و براش خیلی جاها کم گذاشته فک میکنه این چیزای پیش پا افتاده الان صد کامل برای بچس
و من که میگم من شب زنده داری کردم بیخوابی کشیدم من صبح تا شب باهاشم میگه خب اون جز وظیفت😐😐😐😐😐😐😐😐
اصلا مخم سوت میکشه ازین تجزیه تحلیلش
منم ریشه کودکیم که بهم اسیب زد نداشتن اعتماد به نفس که از بنیاد خانواده یادم ندادن🤦‍♀️😔
همم ی سری مادرشوهرمم از دخترم پرسید این سوالو دخترم گف مامان چنااااان بهش برخورد که نگو 😂
بعدش گف از دست پسرم که با تندخوییش نسبت به زنش خودشو از چشم بچه انداخته
حالا خوب این یدونه رو فهمید😅