فرزندپروری سرماخوردگی استامینوفن تب
به قدری حالم بده اول صبح اومدم اینجا درد دل کنم دیشب می‌خواستیم بخوابیم مهمون داشتم پسرم همش گوشی میخواست حتی تو تاریکی ازونور چندتا از مهمونا داشتن میومدن میخواستم برا جاریم لوکیشن بفرستم گذاشتم پسرم بخوابه نخوابید باباشم هی دعواش کرد شوهرم روشو کرد اونطرف گفتم پسرم تا بی حرکته گوشیو بردارم لوکیشن بفرستم تو این حین شوهرم برگشت به پسرم چیزی بگه من گوشی خاموش کردم یهو ترسیدم پسرم ببینه باز بهونه بیاره گوشی بخواد شوهرم عصبانی شد به کی داشتی پیام مبدادی خیلی حالم بد شد گفتم بیا ببین اومدم رمزو باز میکنم میگه بدش حذفش نکن😭همه رو نگا کرد گفت پ مرض داری قایمش میکنی گفتم خودت دیدی بچه گوشی میخواست ازونورم میخواستم آدرس بفرستم بخاطر اینکه نخواد خاموشس کردم بخدا چندروزه پدرشوهرم بیمارستانه حالش بده همش خونه من اومدن یه روز از صبح تا بعدازظهر تو سرمت رفتم بیمارستان دنبال کارای بستری پدرشوهرم با بچه از دیشب همه دارن میان خونه خواهرشوهرام برادرشوهرام که برن بیمارستان چندروزخ سرپاعم انقد ناراحت شدم امروز فقط ۲۰ نفر برا ناهار میان من دست تنها با بچه شیطون همه رفتن بیمارستان حالا صبح بیدار شده آقا قهرم کرده خیلیی ناراحتم منی که حتی فکر این کارا هم به سرم نزده واقعا نمیدونم باید چه رفتاری داشته باشم باهاش
فرزندپروری سرماخوردگی تب فرزندپروری
فرزندپروری
ف

۹ پاسخ

الهی بگردم دوستم ، خیلی وقته ازت خبری ندارم ،گهواره وصل نمیشم نمیدونم چرا🥺 مافر همه را به کیش خود پندارد😐

کافر همه روبه کیش خودپندارد فاطمه جان

ب اخلاقای همسرت دقت کن وفک کن ببین از روی علاقه واز دست دادن تو این حرکت رو انجام داده ،یا ن دنبال بهونه بوده،معمولا مردا مثل پسر بچها هستن فقط میگن این مال من ،حالا فک کن ببین ب چه منظور بوده پس الکی قهر یا آشتی نکن،اگ برا دوست داشتن کمی سرسنگین ولی با حالت لوس شده،اما اگر واقعا بهونه بوده و.....چون فقط خودت اخلاقشو میدونی آنموقع فقط سرسنگین

بجای اینکه تو قهر کنی اون قهر کرده

شما همونی بودی که میگفتی شوهرت با همکارش دوست شده و رابطه دارن؟

احتمالن حوصله نداره اعصاب نداره میخاسته بگه من نیاز دارم به یکی که سرش خالی کنم شما دم دستش بودی. بسپار بخدا . خدا بهت صبر بده قوت بده که بتونی این روزا رو بگذرونین . به پدرشوهرتم ایشالا معحزه بشه و سلامتیش برگرده. همسر منم همینه وقتی عصبانی میشه یا سرکار و خونوادش مشکلی براش درس میکنن دیوار کوتاهتر از من و بچه ها پیدا نمیکنه . بگذر به بزرگی خودت نه اون . چون تو ارزشت بیشتر از این چیزاس. بعد یمدت بهش بگو ولی الان که میدونی شرایطش بده از همه نظر تو بگذر فعلن.

عزیزم..کارش اصلا درست نبوده، شما حق داری ناراحت بشی..ولی شاید چون پدرش مریضه حال روحیش خوب نیست و سر شما خالی کرده

یه چند روزی سرینگین باش باهاش بعد که مهمونات رفتن بشین باهاش صحبت کن واضح بگو از رفتارت ناراحت شدم و این چند روز هم به خاطر مهمونات نزاشتم برم وگرنه اینقدر ناراحت بودم که دوست نداشتم پیشت بمونم دلم شکسته بود

همه مردا همینن اهمیت نده خداقوت بهت بده ان شاالله حال پدرشوهرتم زود خوب بشه

سوال های مرتبط