۱۰ پاسخ

پسرای منم ۳۰ هفته تمام بدنیا اومدن ۲ سالشون مشکلی ندارن من اصلا خیلی حساس نبودم به جز اینکه دیر غذا شروع کردم ترسیده بودم بخاطر معدشون نترس عزیزم بخدا مشکلی پیش نمیاد اینکه بچه های ما دیرتر کاری رو انجام بدن هم ۲ سالگیه بعدش کاملا عادی میشن خودتو اذیت نکن
من یادم نمیاد دقیق کی حرکاتشون انجام دادن فقط یادمه ۱۴ ماهگی راه رفتن

من دیروز بچه هام بردم بهداشت گفت احسان ۱۰ کیلو کیان ۱۱ کیلو هست
بدون کاپشن و کلاه بهش گفتمونن ۲ هفته پیش وزن کردم احسان ۱۱ ۴۰۰ بود کیان ۱۲ بعد همین که من گفتمو زد تو سیستم همون موقع شوهرم گفت بیا ببرمشون کارگاه با ترازوی خودمون وزن کنیم با کاپشن و کلاه گرفت شوهرم کیان ۱۳ ۱۰۰ بود احسان ۱۲ ۲۵۰ بعد کاپشن و کلاهشون جدا وزن کردم ۵۰۰ گرم بود بهداشت خیلی چرته

با یه ترازو باید پیش بری اگه از اول با دکتر رفتی باید با دکتر پیش بری چون مول ترازو ها فرق میکنه

پسرمنم نارس ب دنیااومد هردفعه میرم پیش دکترش یک لیست بلند و بالامینویسم ک سوالامویادم نشه دکترشم بنده خداهمه روباحوصله جواب میده ته همه سوالامم میرسم ب این ک بچه خداروشکرمشکلی نداره و ایناطبیعیه

و چند هفته به دنیا اومده ؟؟؟
پسر من ۳۴ هفته به دنیا اومد با وزن ۱۸۵۰
الان ۶ سالشه

الان چند کیلو هست بچه تون؟؟؟؟

منم مثل ط بودم یعنی روزی نبود که دکتر نرم هر روز هر روز کلی دکتر میرفتم دکتری نبود توی شهرمون نرفته باشم ولی خب بعدشم فهمیدن که واقعا زیادی حساسم واقعا از روزی که دکتر نمیرم پسرم بهتره تا اینک هر روز یک دکتری الکی میبردمش فقط بخاطر حساسیت های مسخره خودم

من باردار بودم ترازوی بهداشت با ترازوی دکتر دو کیلو فرقش بود 🙄 اگه وزن اولیه بچه رو با ترازوی دکتر ثبت کردی با همون ترازو بسنج وزنش رو

شماهمیشه بایه جا وزنش و اوکی داشته باش خلاصه ترازو دیگ شاید کمی بالا پایین بشه

من ترازوی دکتر رو بیشتر قبپل دارم

سوال های مرتبط

مامان دخترو💕🐣✨️🪽 مامان دخترو💕🐣✨️🪽 ۱۱ ماهگی
دلتون می گیره چکار می کنید؟🫠اه چقدررررر بُغضی ام و دلم گرفتهههههه...نور سه روزه به شدت بیقراره شب یهو بیدار می‌شه دو ساعت طول می کشه تا دوباره بخوابه و گریه می کنه و بهم می چسبه من واقعا تا فروپاشی روانی می‌رم اما چون مادرم و اونم یه نی نی بی گناه بی پناهه فقط بوسش می کنم و می‌گم می‌دونم حتما جاییت درد می کنه و اذیتی ولی نمی تونی به مامان بگی و همش دلداری می‌دم بهش و قربونش می‌رم 😭😭😭حتی توی خوابم چشمشو می مالید امشب نمی دونم دلیلش چیه ؛دکتر می‌گه احتمالا درد دندون های بالاییه که می خوان دربیان اما من دیگه به شدت نگران مالیدن چشماشم
از اونور یه بحث کوچیکم که با همسرم می کنیم دلم خالی می‌شه چون توقع ندارم ناراحتیِ جدی پیش بیاد وقتی با امید و آرزو زن کسی می‌شی😅...وقتی تبدیل به دلخوری می‌شه دیگه انگار دنیا برام به آخر می رسه...هر وقتم بحث می‌شه حس استقلالم هزار برابر می‌شه کارایی می کنم که تو روزای عادی نمی کنم😅😂مثلا همیشه می‌گه رانندگی کن می‌گم نه مخصوصا از وقتی ماشین رو عوض کردیم و می ترسم از رانندگی باهاش چون بزرگه ،برای همین بهش خیلی برای جایی رفتن وابسته ام اما امروز رانندگی کردم خودم که فک نکنه کارم لنگشه 🥲😬🤪
ادامه پایین...



شیرخشک
شیرمادر
شیردهی
پوشک
آپتامیل
غذای کمکی