۶ پاسخ

الهیییی عزیزم
انشالا زودتر کارت حل شه بری پیشش
عزیزم میشه بگی به موهای نی نیت چی زدی اینجوری مرتبه ؟

منم دورم بیمارستانم 😭😭😭

چرا دوری خوب عزیزم نمیشد با خودت ببری

انشالله خدا سالم و سلامت بهم برسونتتون ..من همه ی ترس زندگیم اینه ک نکنه نباشمو دخترم بدون من چی میشه😭چون بیش از حد بهم وابسته ایم الان ک اینو مینویسم گریم گرفت😭🤦‍♀️

خیلی سخته خدا هیچکسو از بچش جدا نکنه... من چهل روزش بود رفتم عمل فقط عکساشو نگاه میکردم گریه میکردم احساس خفگی داشتم . الآنم اصلا نمیتونم بیشتر از چند ساعت ازش دور بمونم

من پارسال از پله افتادم پام شکست دخترم ۹ماهه بودش تو اوج درد بودم ولی همش میگفتم دخترم چی میشه من بیمارستان برم شیر خودمم بهش میدادم

سوال های مرتبط

مامان سهراب و نورا مامان سهراب و نورا ۲ سالگی
یه درد دل🙂
ب وقت دوسال س ماهگی
بچهام از وقتی یسال ده ماهشون بود دیگه ن میتونستم پوشک کنم ن شلوار میپوشیدن
تا پوشک میکردم سریع میکندن مینداختن دور واقعا بریده بودم
شروع کردم ب از پوشک گرفتن
خیلی سخت بود تو خونه پوشک نبودن و مرتب جیش میکردن اصلا همکاری نداشتن بیرونم ک میرفتم مجبور بودم پوشک کنم
هر نیم ساعت یا هر ده دیقه دونه ب دونه میبردم دسشویی اگه یکی جیش میکرد و میومد بیرون اون یکی همونجا رو فرش شلوارشو خیس میکرد باز اونی ک جیش کرده بود همین ک میدید داداشش خودشو خیس کرد زور میزد و باز اونم جیش میکرد رو فرش
سخت ترین کار بودم برام ب شدت عصبی میشدم و کمردرد شده بودم اصلا همکاری نداشتن کل زندگیم شده بود جیش هرروز گریه میکردم س ماه طول کشید من هیشوقت نمیخاستم اینقد زود بگیرم ولی وقتی مدام پوشکو‌در میاوردن مجبور شدم حتی اگه جایی ام میرفتیم خونه کسی پوشکو‌درمیاوردن

امروز امشب واقعا از ته دلم حسرت خوردم
بچه یکی از اقوام خیلی نزدیک چند ماه از بچه هام کوچیکتره هنوز دوسالش نشده بچع ب شدت باهوشیه قشنگ حرف میزنه همش گوشی دستشه بازی میکنه امشب دیدم مادرش بردش دسشویی و گفت ی هفته پوشک نمیکنم و هربار دسشویی داشته گفته
من س ماه سختی کشیدم ب مرز دیوونگی رسیدم بعد مردم اینجوری بچشونو ب همین راحتی میگیرن از پوشک
خدا جونم مرسی🙃🙂