۶ پاسخ

عزیزم من سرکار هم‌نمیرم همش بچم پیش خودم بوده بازم مامانم اینا جتی بعضی وقتا مادرشوهرم اینا و شوهرمو میبینه میکه برو به من

فقط میتونم بگم وااااقعا خوش به حالت چقدر خوبه کاش منم سرکار میرفتم خییییلی اشتباه کردم گفتم نه بچه اضطراب جدایی میگیره نباید برم سر کار حالا ۲۴ ساعته چسبیده بهم و اعصابم داغووونه

کارتون چیه بچرو کجا میزارید

پسر منم همینه. میبرمش که بزارم پیش مامانم برم سرکار. می‌بینه نشستم میگه مامان برو دیگه 😂

عزیزم طبیعیه چون پیش اونابوده ازبچگی واسه همین بهشون عادت کرده

منم سرکار میرم
ولی دیگه باشگاه نمیرم چون فکر میکنم تایم زیادی کنار دخترم نیستم و دوست ندارم بیشتر بشه
دختر منم تا حدودی اینجوریه
البته از قبل سرکار رفتنم اینجوری بود.. همیشه دوست داره بازی کنه بااینکه همیشه پارک و خانه ی بازی میبرم

سوال های مرتبط

آذر دُخت آذر دُخت قصد بارداری
دختر همسایمون ۹سالشه و بعضی روزها در هفته میاد خونه ی ما و با مانلی بازی میکنن
دختر من عاشق خاله بازی و فروشندگی و رستوران بازی و….
اونم خیلی دل به دلش میده و خلاصه چند ساعتی مشغول هستن👭


توی ۷سالگی پدرشو از دست داده و یه برادر بزرگتر داره که زیاد باهم خوب نیستن
خیلی مودب و با تربیته و به دختر منم خیلی چیزا یاد داده
مثلا تا عطسه میکنه بهش میگه عافیت باشه🤧😷🤒
و الان هر کدوم از ما توی خونه عطسه کنیم دخترم سریع میگه عافیت باشه🥰

یا مانلی غذا رو پرت میکنه بعضی وقتها
هی بهش گفته این برکت خداست نباید پرت کنیم
و این عادت خیلی کمتر شده و همش میگه برکت خداست🥰🌱

ولی مثلا تا دخترم برای هر چیزی گریه کنه یا حوصله ی بازی نداشته باشه
اون میره جلو در و میگه میرم خونمونا!!!!!

و اینجوری ترس از دست دادن دخترمو ترغیب میکنه که ساکت بشه…

نمیدونم چه واکنشی نشون بدم اینجور موقع ها
یا کلا بیخیال باشم و دخالت نکنم⁉️‼️⁉️

وقتیم میاد دیگه دوست نداره بره
واقعا میمونم چجوری بهش بگم الان باید بری خونتون😵‍💫😬🫨