۸ پاسخ

بنظرم زیاد حساس نشو هی بهش بگی گیر نده ولی خب درقالب قصه داستان براش بگو

عزیزم درخواستمو قبول کن

پسرمنم یکی دوبار اینجوری شد ... خودمم ناراحت بودم که اگر کاری نکنم همین حس و رفتار ادامه داره ... بعد قصه سرچ کردم در مورد دفاع از خود و وقتی کسی اذیت میکنه چند بار باهاش بازی کردم خداروشکر خجالت یا رودرواسی که داشت بر طرف شد ... یا همون اتفاقی که پیش اومده رو حالت بازی باهاش تکرار کنید تا ملکه ذهنش بشه و یاد بگیره

عزیزم بهش بگو دست دوستش رو بگیره محکم بگه حق نداری منو بزنی

پسر من اوایل اینجور بود ولی خودش یاد گرف تو مهد الان از خودش دفاع میکنه حتی بر میگرده میزنه

و منی که دخترم همینه با این تفاوت که بهم نمیگه چیزی

کلاس های گروه درمانی هستش که بچه در کنار مربی ضعف مشکلات ارتباطی رو بهشون یاد میده چی کار کنن اعتماد به نفسشون روابط اجتماعی شون بالا میبره

منم دوست دارم جوابا را بخونم

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۴ سالگی
مامانا لطفاً اگه تجربه مفیدی دارین درباره سوالم جواب بدید...
وقتی می‌رید خونه مادر شوهرتون و بچه های خواهر شوهرتون و برادر شوهرتون با بچه تون بازی نمی‌کنن
حرصش میدن یا باهاش دعوا میکنن و کتک کاری میکنن
شماها چیکار. میکنید
من دلم میسوزه برا بچه ام خیلی ناراحت میشم قیافه ام هم تابلو میشه ک ناراحتم
چند روز پیش بچه خواهر شوهرم ک همسن پسرمه س بار پسرمو زد من هیچی نگفتم بار آخر رفتم لپشو یواش کشیدم گفتم پسرمو نزن اونم یهو جییییغ و داد ک زندایی منو زد .... حس کردم خواهر شوهرم ناراحت شده بعدش با جاریم نموندن برا شام و رفتن
مادر شوهرمم گفت بهتر بزار برن بچه هاشون اذیت میکنن
البته خواهر شوهرم با من رابطه اش خیلی بهتر ه تا جاریم
البته همیشه پسر خواهر شوهرم با پسرم دعوا میکنن و هولش میده اذیتش می‌کنه ولی پسرم دوستش داره
منم اکثر وقتا ب رو خودم نمیارم میگم بچه اس اونم با اینکه پسرمو اذیت میکنه
اما اون روز واقعا عصبی شدم از دستش
بنظرتون من بیشتر حق داشتم ناراحت بشم یا خواهر شوهرم