سلام به مامان های عزیز ، باامروز دخترمن شونزده روزه میشه و ده روز اول مامانم خونه ما بود و چند روزی هم میشه من اومدم خونه بابام .حالا شنبه یکشنبه هفته آینده به احتمال زیاد به خونم برمیگردم چون خونه خودم یه شهر دیگه است و رفت و آمد برای همسرم سخته .الان منو استرس گرفته که تنهایی چطور به بچم رسیدگی کنم به مامانم عادت کردم و یه جوری قوت قلب بود برام دائم دلشوره دارم و میترسم نتونم خوب مراقبش باشم ما کلا تو خانواده دو بچه بودیم و من دومی ام بعد من خواهر و برادری نبوده که کارهاشو انجام داده باشم .از یه طرف دوست ندارم با کسی مقایسه بشم چون دختر خواهر شوهرم هم ماه پیش زایمان کرده نمیخوام کسی منو با اون مقایسه کنه میشه بگید تجربه تون بعد تنهایی تون چطور بوده . هم دوست دارم مستقل بشم هم ترس جدایی چند روزه فکرمو درگیر کرده ممنون میشم از تجربه هاتون بگید .همش با خودم میگم خیلی باید آدم ضعیفی باشی که نتونی رسیدگی کنی به بچه 😞

۶ پاسخ

سلام عزیزم.خوش بحالت که تونستی تا ۱۶ روزگی بچه پیش مادرت بمونی.من سه هفته دیگه زایمان میکنم.ولی تاالان مامانم اصلا بهم سر نزده.برا زایمانمم نمیاد.کلا نمیاد پیشم.الکی جنگ رو بهونه میکنه.ی بچه ۶ ساله، مدرسه ایی هم دارم.هیچ کمک حالی هم ندارم.منم مثل تو خیلی استرس دارم. ولی به خودم میگم خدا بزرگه.فقط از خدا میخوام کمکم کنه.وگرنه از بنده ش خیری ندیدم.

سلام عزیزم نگران نباش خدا بهت توان میده من سر زایمان اولم روز دوم پسرم زردی گرفت گذاشتمش بیمارستان مامانمم رفت خونش پسرم رو پنج روزگی آوردم خونه و دیگه کمک نداشتم اما واقعا خدا به آدم توان میده همینکه ۱۵ روز کنار مادرت بودی و ازش یادگرفتی چیکار کنی خودش خیلی خوبه

مطمئن باش از پسش بر میای بخصوص اگ بچت اروم باشه

هر کسی برگشته به تنهایی تونسته.توام میتونی. یادت نره نه ماه یه انسانو تو بدنت رشد دادی بقیه ش چیزی نیست.من مطمئنم از پسش بر میای و میگی خیلی آسون بود

سلام عزیزم
منم برا بچه اولم همینطوری بودم فک میکردم نمیتونم از پس خیلی چیزا بر بیام کلا افسردگیم گرفته بود میترسیدم ۲۰ روز مامانم پیشم بود

عزیزم وقتی خدا بهت یه فرزند داده حتما قابلیتشو داری که ازش مراقبت کنی خدا اینو تو وجودت گذاشته و دیده

سوال های مرتبط