تو ماه های اول همهههه این احساس طبیعیه ، تا چند ماه دیگه همه چی درست میشه✨
حس و حالم دقيقا تاپيك شما بود با ديدن دلدلري هاي بقيه منم اروم شدم🥲🥲
اینا مبگذرن گلم تا ۴و۵ ماهگی یخورده سخته بعد خوب میشه باید صبوری کنی تو دیگ مادری
بچه داری خیلی سخته فقط اینومیتونم بگم
عزیزم من با تک تک سلول هام درکت میکنم.
حداقل ۵ یا ۶ ماه اول خیلی فشار رو مادره. شوهر منم ساعت ده شب میاد یک ساعت بیداره بعد خوابش میبره. نسبت ب اوایل حس و حالم بهتره ولی در کل نه. توی فشار روحی هستم. اکثرا هم تنهام. ولی بدون تا چندماه دیگه کم کم بهتر میشی
شوهر منم الان خابه
و من دو شبانه روز نخابیدم
میتونستم بخابم ولی دائم مهمان داشتم
در کل هممون همینیم و خسته ایم
اینو بدون تنها نیستی منم امشب اینقدر دلم گرفته بود همش همین فکرارو میکنم که چقدر تنهام
منم همینجوری شذم داغونم
یکم بزرگتر بشه خوب میشید الآن فشار زیاد و وارد یه زندگی جدید شدید
اگه بچت سالمه هزاربار شکر کن صبور باش این روزا میره و دلت برا کوچیکی هاش تنگ میشه بیشتر لذت ببر به خودت بگو بالاخره میگذره
عزیزم برای منم هست این مشکل روز تا شبتو بزاری برای بچه ،تازه صبحانه ناهار شام هم بپزی کارای خونه هم هست
تازشم از خانوادت دور باشی و کسی رو نداشته باشی
امیدت به خدا باشه و فرشته کوچولوت
گریه نکن عزیزم اگه شیر خودتو میدی رو شیرت اثر میزاره ،سعی کن قوی باشی
دقیقا مثل من .ولی با این تفاوت که من بچه دوست داشتم اصرار از من بود.
با اینکه شوهرم خیلی خیلی کمک میکنه ولی خیلی وقتا حالم خوب نیس ناشکری نمیکنم خیلی پسرمو دوست دارم
ولی با خودم میگم شاید زود بود...
ولی بعد که میبینم میخنده تموم میشه همچی باز عاشقانه ادامه میدم
همه همین حال تورو داریم
عزیزم تنها نیستی گلم منم همینم هنوز تو سرکاره من ک بیکاره چی با این اوضاع گرونی
کم اوردم ولی میریزم تو خودم
عزیزم من با دو تا بچه مث شمام. اعصاب و روانم شده 0
خدا لعنت کنه باعث و بانی کسایی که آرامش رو از خانواده ها گرفتن،نه شوهر میبینم،نه مسافرت و یه تفریح درست حسابی...
دقیقا منم همینم..بدون تنها نیستی🫂
کلمه به کلمه حرفات رو میفهمم
فقط باید زمان بگذره تا به شرایط جدید عادت کنیم
باید قبول کنیم زندگی قبلی تموم شده و این روزهارو قشنگ تر ببینیم....
پس خدایی نکرده جای من بودی چیکار میکردی.شوهرم معتاده.نیست.حتی تو بیمارستانم نیومد من موندم ی نوزاد که هزار و یک خرج داره.شیرخشکیه.شوهرمم نیس کسی هم حمایت مالی نمیکنه غیر از پدر خودم.زندگی بهم خیلی فشار اورده.ولی بخاطر بچه هام قوی هستم🙃
عزیزم قشنگ احساساتو درک میکنم
این که دلت برای زندگی قبلیت تنگ شده نشون میده زندگی خیلی قشنگی باهمسرت تجربه کردی .
اگه برای مادری کم بودی هیچوقت خدا اجازه نمیداد همچین حسی تجربه کنی
و میدوووونم همه امید یه زن به مردشه که ازدر خونه بیاد تو تاحال و هواش وعوض بشه
ولی اوضاع سخته اکثر اقایون سخت کار میکنن تااب تودل زن وبچشونتکون نخوره
خداروشکر که شوهرت شاغله و دنبال نون حلال .
پسر منم بیقراری داره منم مثل شما بعضی وقتا کممیارم و حس میکنم مادر خوبی نیستم
ولی همه اینا برای سختگی
مطمئنم تو برای دخترت و همسرت بهترینی🌹
ببین عزیزم این احساس طبیعیه
همه ی مادرا این حس رو تجربه میکنن
خصوصا مامان اولیا
ببین گلم زمان نیازه
اوایل تا عادت کنی یا قلق هر چیزی دستت بیاد
تا بتونی مدیریت کنی زمان نیاز داری
کم کم همه چی بهتر میشه
کم کم یاد میگیری
کم کم حرفه ای و بلد میشی چطور مدیریت کنی که به کل کارا و زندگی برسی .الان به خودت این حقو بده که نتونی
چون هنوز گیجی هنوز نمیدونی چی به چیه
اولین تجربته گلم
انقدر بگذره که بخندی به این روزات
دقیقا منم دقیقا تو همین شرایطم بعضی وقتا فک میکنم داره بهم خیانت میکنه
عزیزم طبیعیه الان دیدم یک خانمی نوشته بود زنی که زایمان میکنه دقیقا مثل یک نوزاد نیاز به توجه داره به نظرم اگر از لحاظ روحی شوهرت ساپورتت کنه میتونی کم کم با سبک زندگی جدیدت عشق کنی شاید افسردگی بعد بارداری هم باشه
عزیزم هممون همین حس حالا داریم
عادیه بعد زایمان
و واقعا شرایط سختیه
ولی میگذره ان شاالله درست میشه کیف زندگی میکنی کنار دختر وهمسرت
فقط اینوبدون ک تنهانیستی و دقیقا شرایط منم همینه هم رحمم میادبهش هم ب خودم خیییلی سخت میگذره و تنهام...ولی میگذره من ۴۰روزاول فک میکردم میمیرم و دوام نمیارم زیرفشار ولی گذشت و خیلی بهترشدشرایط..
عزیزم افسرده شدی
منم همینمممم تازه خوبه شوهر نو که منت نمیده من این اواخر با شوهرم ناجور دعوا کردم خبری هم ازش ندارم از همه جا هم بلاکش کردم
بمیرم برات منم همینم🥲سخته خیلیییی
دقيقن منم همينطورم🥲🥲🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.