۲ پاسخ

اینطوری میتونی شروع کنی که اول بهش بگی باشه میام بازی ولی بهش برنامه بدی که اول بازی ای که شما میگی رو انجام بدیم بعدش بازی که من بگم
و حتما بازی شما رو هم انجام بدید مرحله بعد وقتی یک مقدار بازی کردین و کاری داشتی بگو مثلا باید برم دست شویی بعد الکی برو دست شویی و بعدش برو تو آشپزخونه کاراتو انجام بده
حتما میاد که مامان بیا بازی بهش بگو وقتی میتونم بیام که فلان کارو انجام بدم و تا انجام ندادی نرو پیشش،البته توجه بهش داشته باش نه اینکه دعوا راه بیفته توی زمانی که کار می‌کنی باهاش ارتباط کلامی رو حفظ کن،بعدش به قولت عمل کن و برو بازی
و کم کم تایم کار کردنتو بیشتر و بیشتر کن
شاید دو یا سه ماه طول بکشه تا عادت کنه ولی بالاخره درست میشه

دخترمنم تنهابازی نمیکه همش ب من میگه توام بیا،،،ولی من دوستدارم خودش بتونه سرش خودش روگرم کنه

سوال های مرتبط

مامان علیرضاومحمدرضا مامان علیرضاومحمدرضا ۲ سالگی
خانما میشه خواهش کنم راهنماییم کنید .الان وقت کردم بنویسم پسرم اصلا اصلا از من جدا نمیشه فقط از من بازی میخاد توروخدا نیاید بنویسید خب بچته پیش تو نره پیش کی بره از صبح که چشم باز میکنه میگه بیا تفنگ بازی بیا توپ بازی بیا این بازی بیا اون بازی هر چقدر هم باهاش بازی کنه بازم میخاد یعنی ازت میخاد که تو باهاش بازی کنی اصلا تنهایی بازی نمیکنه تنهایی تو اتاق نمیره فقط چسبیده به من خیلی کلافه میشم ولی موضوع این نیست من همش نگرانم در آینده از این بچه ها بشه که هیچ کاری ازشون برنمیاد فقط محتاج پدرومادر هستن واس هر کاری هر چقدرم بهش توضیح بدم که الان کار دارم اصلا انگار نه انگار مثلا امشب پسر کوچیکم داشت زار میزد از دل‌درد خودم داشتم دیونه میشدم اونم چسبیده بود بهم که بیا توپ بازی کنیم هی بهش میگفتم ببین داداش بغلمه اصلا انگار نه انگار ولی به اون ربطی نداره اونم که خاب باشه باز دست از سر من برنمیداره اصلا از خدامه بره تو اتاقا خرابکاری کنه کشو بریزه بیرون بپاشه ولی اگه من برم تو اتاق دنبال من میاد با منم برمیگرده واااااااااااااااااااااای خستم سرم رو محکم با روسری بستم