حالا هر چی هم بگید سخته فلانه من اصلا قبول ندارم من خودم دست تنها از دوقلوهام نگه داری میکنم شده یه وقتایی ۲۴ ساعت نخوابیدم ولی کم نیاوردم یعنی چی که بچه رو دادیم به پدر و مادرمون اونا بهتر نگهداری میکنن ؟ دو روز دیگه اون بچه نمیگه من اضافه بودم که منو فرستادین خونه مادربزرگ ؟؟ واقعا چه جوابی دارید براش مگه میشه یه مادر نتونه از بچه های خودش مراقبت کنه تو رو خدا تا دیر نشده بیارید پیش خودتون درسته الان بهش خوش میگذره ولی بزرگ بشه قطعا آسیب میبینه
دوستم منم یکی از بچه ها پیش مادرش بود یکی پیش خودش ازش پرسیدم تقریبا تا سه چهارسالگی پیش مادرش بود البته بعدش دیگه خونه اش رو بردکنار خونه مادرش و الان که ۹ سالشونه همچنان پسرش همه اش مادر بزرگش بیشتر صدا میکنه و بهش وابسته است تا مادرش
و اینکه خودش میگفت وقتی کوچیک بوده برای مسافرت رفتن که مادرش همراه ش نبوده پسرش خیلی بی قراری میکرده
وای خدا من یه دقیقه نمیتونم بدون بچه هام بمونم بعضی وقتا خواهرم میاد بچه رو میبره پیش خودش میخوابونه من دق میکنم حالا فقط چند دقیقه وای فکرشم نمیتونم بکنم بچه هامو یکی دیگه نگه داره
من مامانم خيلى خيلى كمك ميكنه و تا ٨ ماهگى هر روز از صبح ميامد تا شب الأمم ميگم استراحت كن هر موقع تونستى بيا هر روز چند ساعت مياد كمكم هر كس يه اعتقادى داره من دوس داشتم خودم بزرگشون كنم پيش هم باشن هم بازى هم باشن و اينكه سن پدر و مادرم با سن من يكى نيست دوگانه گى شخصيت ايجاد ميشه و اينكه دو گانگى تربيت هم ميشه و بچه أسيب ميبينه من به دنيا اوردم و همه مسوليتش هم با منه و مادرشون منم و واقعا از جون مايه ميزارم برا جفتشون توام اگر در توانت هست يجورى بيار پيشت اگر در توانت نيست چه روحى چه جسمي بزار بمونه من نظر شخصي خودمو گفتم توام نسبت. به شرايطي كه دارى بايد تصميم بگيرى🌹
منم دختر وپسر دارم مامانم روزا میاد شبا هم میاد مادر شوهرم طبقه بالا هس میگه یکی رو بده برم نگه دارم باز میارم ولی اصلا قبول نکردم حتی برای یک ساعت
سلام عزیزم منم دخترم 1سال و هشت ماهش بود دوقلوهام دخترو پسر بدنیا اومدن خدا خیرش بده مامانم تا یکسالگی دوقلوها خونمون بود خیلی کمک حالم بود بنظرم عذاب وجدان نداشته باش تو بزرگ کردن دوقلوها تا میتونی از کمکی استفاده کن واقعا من دیگه دست درد کمردرد گرفتم الان دوقلوهام دارن دوساله میشن من تنهام خیلی خستم و عصبی مادر منم مریض دیگه نمیتونه کمکم باشه گاهی بچها یا خودم مریض میشم میاد نگهشون میداره ولی تو مادرت جوون مهربون و دلسوزه بزار کمکت مردم حرف زیاد میزنن وقتی نتونی از پسشون بربیای بزرگتر بشن دعواهاشون سرهمچی بیشتر میشه🥹
سلام مامانای گل دوقلوها بنده کافی نت آنلاین دارم باسابقه وتضمینی درخدمت شماهستم باید به جز دوقلوها بچه دیگه ای داشته باشید ویادوقلوها تنهادارید ازطریق ای وی اف یا ای یوای بدنیاامده باشند هدیه تعلق میگیرد اگرشرایط رودارید توروبیکا پیام بدید يا درخواست دوستی بدید درخدمتم مامانای گل
سلام عزیزم منم دوقلو دختر و پسر دارم خانوادم خیلی این پیشنهاد بهم دادن که یکیشون بده ما یه مدت نگه داریم که اذیت نشی خیییییییلی خییییییلی اذیت شدم تا الانم ولی اصلا قبول نکردم بزارم اونجا نهایتا یکیشون دکتری برده باشم گذاشته باشم اونجا ولی اومدن کمکم بعضی روزا ،باید زودتر میاوردیش ولی الانم دیر نیس کم کم بیارش و بزار به خودتون عادت کنی سختی بکشی عیب نداره یه مدت بگو مامانت وایسه پیش شما تا عادت کنه به خواهرش بازی کنن ،هرچی بزرگتر و فهمیده تر بشه از شما بیشتر ناراحت میشه که چرا خواهرشو پیش خودتون نگه داشتین و اونو دادین ببره ،درسته جاش خوبه ولی خودتم جای اون بچه بزاری قلبا ناراحت میشی
بنظرم ی مدت برو اونجا بمون ک هم پیش مامانت باشه هم پیش تو ی چن روز خونه شما تا قشنگ باهاتون وابسته بشه بعد شبا مامانت بخوابونه بره خونه کم کم وابستگیش کم میشه
عزیزم خداحفظ کنه دوقلو هاتو دقیقااااا شرایط منو داری البته دوقلو های من الان ۹سالشونه ماشاالله منو مامانم درحد ۱۰تا۱۵تا خونه باهم فاصله داشتیم تا۴ماه اول کلا مامانم خونه مابود اصلااا خونه خودشون نمیرفت ازجایی که پسرم به شددددت گریه میکرد سنگ کلیه داشت رفلاکس شدید وکولیک شب تاصبح منو مامانمو همسرم بیدار بودیم بین روز هم خواهرام میومدن کمک که منو مامانم یکم استراحت کنیم خلاصه اولش همسرم میگفت فقط خودمون باید ازپسشون بربیایم دیگه مامانم بعداز۴ماه گفت من دیگه نمیتونم اینجا بمونم اززندگیم افتادم یکی از قل ها رو بدین من ببرم خونه خودم ازجایی که منو همسرم به شدتتت خسته وافسرده شده بودیم قبول کردیم گفتم پسرمو ببر چون من تجربه ای ندارم این بچه هم خیلی گریه میکنه خلاصه پسرمو بردن بعداز۴ماه تا۱ماه اول ازشب تاصبح گریه میکردم فقط همش خودمو سرزتش میکردم که چرا نتونستم بچمو خودم نگه داری کنم بعدش باصحبت های مامانم بابام همسرم بهتر شدم البته تا۱سال ۶ماه صبح میرفتم خونه مامانم آخر شب میومدم خونه خودم بادخترم فقط پسرم اونجا میموند ومامانمو بابام مثل یه گل ازش مراقبت میکردن ینی از خودم بهتر بعداز اون داداشم گفت اینجوری نمیشه تو ۱سال۶ماهه صبح میای شب میری دخترت اذیت میشه تو سرما توگرماخودت هم همینطور بیا بالای خونه مامان رو واستون میسازیم بیاین همینجا دیگه بعداز بنایی من رفتم اونجا ولی پسرم اصلاا براخواب نمیومد خونه خودمون بااینکه۱طبقه فاصله داشتیم ولی از اول مامانم بهش یاد داده بودکه بهش بگه عزیزجون ومنو مامان صدا کنه خلاصه تا مسافرت میرفتن پسرمو میبردن تا۶سالگی همین روال بود بعدکه مدرسه ثبت نام کردم دیگه خودش میومد
عزیزم شما کارخیلی خوبی کردی من خودم دوقلودارم یه دخترمدرسه ای روزایی هست که به مرزجنون میرسم ازدستشون ازدرس ازکارخونه منم اگرخانوادم پیشم بودن حتما اینکارو میکردم اونا بهنرازمنوشمابزرگ میکنن
و منی که بخاطر ترس از همین مسئله دوقلوهامو باشیر مادر بزرگ کردم🥲💔
با یه روانشناس صحبت کن که بگه چجوری بیاریش خونه تا اسیب نبینه. من به شخصه بچمو دست هیچکس نمیدم
البته الان نگاه کردم مث اینکه بچه هامون همسنن
سلامقشنگم من دوقلو دختر دارم و فکر کنم دو ماهی از فرشته های شما بزرگ تر باشن منم از روز اول یکی از قل هام پیش خانواده همسرم هست(البته شرایط دخترم با بچه های شما فرق داره اخه عمل کرد شنت گزاشتیم براش )و از روز اول اونا بالاسرش بودن و دیگه بردنشمخونه خودشون...باورتون نمیشه جون میدن براش و دخترممم خیلییی وابستشونه روزا پیش منه شبا اونور میخوابه ولی دیر بره اونور دیگه هی بی قراره وابستشونه اخه..چه میشه کرد..ولی بزرگتر شن دیگه سمت کسی نمیرن فقط پدر مادر خودشون خیالتون راحت
عزیزم من قبل این دوقلو ها یه پسر دارم اونم مث بچه شما وابسته پدر مادرم بود ولی وقتی مدرسع رفت کلن دیگه قید پدر مادرمو زد اومد پیش ما😂😂الان دیگ از کنار من تکونم نمیخوره خیالت تخت اون هرچه بزرگتر بشه میاد سمت خودت
چه اشتباه وحشتناکی، ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س.
تدریجی بیارش خونه، هرچی بیش تر بمونه، جدایی ازشون سختی تر میشه.
یا اول یه هفته با خواهرش، فقط موقع خواب خونه ی مادرت بخواب. بعد هفته ی بعد بگو مادرت بیاد شب خونتون. هفته ی بعد دیگه یکی درمیون نیاد. هفته ی بعد دو بار در هفته بیاد.
خیلی سخته برای همه تون من خواهرم تا یک سال خونمون بود کمکم میکرد بعد دیگه روزا بود فقط بعد یه مدت روزا هم نیومد با اینکه تدریجی رفت ولی یکی از دخترام خیلی آسیب روحی دید یک سال تمام به من چسبیده بود با گریه میترسید منم لش کنم ب نظرم با ی مشاور مشورت کن حتتتما زیر نظر اون بیارش خونه خودتون هرچی بیشتر بمونه بدتره
اون هر چی بزرگ تر شه بیشتر وابسته پدرمادرت میشه نمیدونم والا تجربه نداشتم من دوقلو دختر دارم شاید این روزا رو شوهرم میدید ک هر چی خانواده من اصرار کردن یکی رو بده نگه داریم یک سالش شد بیا ببر گف اصلا هیچوقت نزاش ببرن الان یک سالشونه و تا الان خانوادم اومدن کمک یا من اونجا بودم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.