۱۹ پاسخ

برعکس همه مادر شوهر من میگه بیا بیرون من نمی‌رم😅

باور کن مشکل مادر شوهر ها نیستن ،مشکل شوهر های ما هستن که مدام گزارش زندگیمون رو رد میکنن به اونا

زیاد خونشون میری؟؟؟ سعی کن ۲_۳ هقته یبار بری ،من از وقتی رفت و آمدم رو کم کردم دخالتش رو بچه کمتر شد

واسه خودش گفته اصلا اهمیت نده و برو

اون چیکاره که دخالت میکنه

مادرشوهر من که میگه اگه نری زشته
اصلا به این کارا کاری نداره
البته شوهرم پشت منه❤

احترامشو نگهدار ولی یکی دوبار بری عادت می‌کنه اگه هم چیزی گفت هیچی نگو درست میشه من خودم پیش مادرشوهرمم‌‌ خیلی هم گیر میدادن خودشون اصلا جایی نمیرن کسی هم خونه راه نمیدن

منم سر بچه اولم همین بود انقد میگفتن همیشه استرس می‌گرفتم مریض هم میشد ولی سر این دوتا اصلا اهمیت نمی‌دم هیچ گوش هم نمیکنم

بچه منه
کسی حق دخالت نداره
هر چقدر مواظبت کنی بیشتر مریض میشه
مریض شدن بخشی از زندگیه
پس لذت ببر

اینکه میگه درسته بچه کوچیکه من جشنم نبردم ولی جایی میرم میدم خوش با جون و دل نگهداری میکنه

نه اصلا‌ کاری‌ به کارم‌ نداره
اتفاقا‌ هی‌ میگه‌ بچه رو ببر‌جمع‌ و شلوغی‌ عادت‌ کنه‌ به‌ سر و صدا
هر جایی‌ هم‌ دعوت‌ بشم‌ میگه‌ حتما‌ برو‌ نری‌ زشته

آره میگه ولی من از وقتی تونستم بعد سزارین سر پا شم سوار ماشین میشدم با جفت بچهام میرفتم 😂😂😂
سخت هست ولی خونه بمونم احساس خفگی دست میده بهم

خوب مگه با مادر شوهرت زندگی میکنی

بدبختی اینه احترامشو نگه میدارم

خوب بده دست خواهر شوهرت یا خودش نگه داره که انقدر بفکرشه اینجورم بهتر میری اذیت نمیشی

خانواده شوهر همینه
چند باری به منم گفتن منم گفتم اونی که بچه داره باید بره بمیره هیجا نره مگه ماها دل نداریم
باردار بودم میخواستم برم مشهد اینقدر گفتن نرو نرو شوهرم پشیمون کردن تنها رفت باز دنیا اومد بچم بازم نزاشتن
وقتی خواهرشوهرم بار دار شد رفت مشهد منم گفتم شماها زورتون به من میرسه فقط میگید جایی نرم
الان مادرشوهر کمتر گیر میده

یه بار روش وایسی یادمیگیره دیگه دخالت نکنه

بچه رو بده ب اون برو خودت بهتر

برو
بچه شماس
شما براش تصميم بگير
اجازه نده دخالت كنن

سوال های مرتبط

مامان آقا پسر🩵 مامان آقا پسر🩵 ۱۰ ماهگی
یه پسری این ایام دهن مامانشو سرویس کرده((((((:
شبا هر نیم ساعت از خواب بیدار میشه شروع میکمه گریه کردننننن، شیر میخواد(شیرخشک )
یوقتام کاملا بیدار میشه نصفه شب و دیگ نمیخوابه😭
الانام که بیداره، دستشویی یا توی اتاق بخوام برم
شروع میکنه زجه زدن مام گویان چهارستون و پا نیاد دنبالم
حتی دستشویی هم برم میاد پشت در دستشویی گریه😭🤧
با اینکه آدمی نبودم بچه رو همش پیش خودم بزارم، از همون نوزادیش کلی به باباش عادتش دادم که کنار باباش بخوابه و شوهرم بعضی شبا بیدار شه رسیدگی کنه بهش
با این اوصاف همش چسب من داره میشه تو خونه چشمش ب منه
حس قشنگی هستا
بخاطرش خداروشکرررر
اما از بقیه کارام موندم😭
معلمم و آخر هفته کلی کار دارم
واقعا نمیتونم هیچکاری کنم، اعصابم بهم ریخته
شوهرمم چون میبینه بچه رو میدم دستش برای کارای دیگم
حس کرده میخوام محبتم ب بچه کم کنم، الان ک میبینه بچه میاد پیش من خوشحاله ، میگه خداروشکر ب من وابسته نیست ب تو وابسته س
بهش محبت کن، هی میاد بچه رو بهم میچسبونه، میگه توجه کن بهش
منم برعکس حرصم میگیره 😭
مامان ملیحه مامان ملیحه ۱۵ ماهگی