یه پسری این ایام دهن مامانشو سرویس کرده((((((:
شبا هر نیم ساعت از خواب بیدار میشه شروع میکمه گریه کردننننن، شیر میخواد(شیرخشک )
یوقتام کاملا بیدار میشه نصفه شب و دیگ نمیخوابه😭
الانام که بیداره، دستشویی یا توی اتاق بخوام برم
شروع میکنه زجه زدن مام گویان چهارستون و پا نیاد دنبالم
حتی دستشویی هم برم میاد پشت در دستشویی گریه😭🤧
با اینکه آدمی نبودم بچه رو همش پیش خودم بزارم، از همون نوزادیش کلی به باباش عادتش دادم که کنار باباش بخوابه و شوهرم بعضی شبا بیدار شه رسیدگی کنه بهش
با این اوصاف همش چسب من داره میشه تو خونه چشمش ب منه
حس قشنگی هستا
بخاطرش خداروشکرررر
اما از بقیه کارام موندم😭
معلمم و آخر هفته کلی کار دارم
واقعا نمیتونم هیچکاری کنم، اعصابم بهم ریخته
شوهرمم چون میبینه بچه رو میدم دستش برای کارای دیگم
حس کرده میخوام محبتم ب بچه کم کنم، الان ک میبینه بچه میاد پیش من خوشحاله ، میگه خداروشکر ب من وابسته نیست ب تو وابسته س
بهش محبت کن، هی میاد بچه رو بهم میچسبونه، میگه توجه کن بهش
منم برعکس حرصم میگیره 😭

۵ پاسخ

شاید بخاطر درد لثه و دندونشه دخترمنم چندروزه همینجوری بیقراری میکنه
امروز دندونش بلاخره زد بیرون

۹ ماه مرخصی نداشتی؟ والا سخته بچه داری و کار بیرون و کار خونه ،،، آدم از پا درمیاد

پسر منم دقیقاااا همینجوری یه ظرف میخوام بشورم میاد از پام اویزون میشه گریه میکنه جرعتم نمیکنم تو روروئک بزارم میره همه چیو میکشه رو سرش

به نام خدا دوات رورؤک

واه خب نگهش داره لااقل به کارات برسی

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۹ ماهگی
مامانا لطفاً بهم مشاوره بدید
من از وقتی زایمان کردم جام رو از دختر بزرگم جدا کردم دو نیم سالس الان یعنی زایمان کردم یک و سال و ده ماهه بود
چون واقعا چاره ندارم باهم باشن هم دیگ رو بیدار میکنن
منو مهوا اتاق می‌خوابیم ماهلین و باباش یه اتاق
که صبح باباش می‌ره سرکار ماهلین نیم ساعت یک ساعت بعدش بیدار میشه میاد مارو اتاق میبینه بنظرتون آسیب میبینه؟؟؟؟
و سوال بعد اینکه وقتی تنها هستیم کاری به مهوا ندارع حتی یواشکی میرم حیاط از پشت در نگاه میکنم حتی نگاش نمیکنه
اما یکی میاد خونمون یا باباش میاد گارد میگیره ک مهوا رو بزنه اگ باباش بغلش کنه ک دیگ می‌ره یه چی بیاره بندازه سرش
ک ما هی میگیم نه نازش کن اجیه دوستت داره انگار نه انگار
برا محبت بهش هم خیلی وسایل گرفتیم گفتیم اجی خریده برات اما اصلا براش اهمیت ندارع
صبح تنها هستن جلو هردو وسایل میریزم یه نیم ساعتی سرگرم هستن اما تا یکی میاد میبینه به مهوا توجه میاد ک بزنه
این چند وقت همه کارش با باباش بود حتی حموم و دستشویی الان ده روزی میشه بیشتر خودم کارهاش میکنم استخر میبرمش هفته دوبار گفتار درمانی میبرم بعدش میریم بازار پارک خونه بازی
یه خورده لجبازی هاش بهتر شده
عذاب وجدان بزرگی نسبت بهش دارم اینکه حامله بودم گذاشتمش پای تلویزیون باعث تاخیر تو گفتارش شد
از من به شما نصیحت تا کامل بچه اول از اب و گل درنیومده دومی نیارید




پوشک شیرخشک کولیک رفلاکس قطره تب