۱۳ پاسخ

منم پسرخالم از بچگی عاشقم بود من متنفر بودم ازش دیگه مامانم میگفت بخوای نخوای من میدمت به پسر خواهرم باکلی دعوا وگریه شدم عروس خالم اصلا دوران نامزدیم رو دوست ندارم اصلا دوران خوبی نبود بعد عروسی ولی دیگه واقعا دوسش دارم بیچاره رو خیلی اذیت کردم الان پشیمونم که چقد اذیتش کردم عشق بعد ازدواج قشنگتر بنظرمن من خیلی متنفر بودم ازش ولی الان برعکس شدم

بله عشق اولم شوهرمه یه سال دوست بودیم
دو سالم میشه ازدواج کردیم ثمره عشقمونم یه خوشگل خانومه

یکی دیگه رو داشتم سه سال باهم بودیم خاستگاریم اومد ولی منو ندادن بهش هنوزم زن نگرفته یه چندبار تو خیابون دیدمش اره بعضی وقتا فکرمیکنم

من اره با عشق اولم ازدواج کردم ولی خیلی اذیت شدم تو زندگیم،اما بازم برگردم عقب انتخابم همینه

اره اولین کسی رو ک خواستم شوهرم بود یه عالمه داستان داشتیم تا به هم رسیدیم، خیلی تو فامیل محبوب بودم شب عروسی دو سه نفر عذا گرفتن 😂

نشون کرده پسرخالم بودم
بااینکه از اول میگفتم نه ولی کسی گوش نمی‌کرد
خرید عقد انجام شد و حال من هرروز بدتر تا اینکه از شدت افسردگی و حال خرابی تو خواب فقط خودمو چنگ میزدم و پریشون بودم
آخر سر یک ماه مونده به عقد مامانم مخالفت کرد با بقیه و منو بردن دکتر و اینا
کلا بهم خورد مراسممون
۶و۷ ماه بعد همسرم آمد ولی خانوادم مخالف بودن
خیلی اذیت شد تا خودشو ثابت کنه
بعد منم عاشقش شدم و دوتایی جنگیدیم تا بهم برسیم خیلیبیی اذیت شدیم

ن اصلا بهش فک نمیکنم دروغ نباشه شوهرم هم بهم خیانت کرد ن اینکه بگم در حد رابطه داشتن ن ولی خوب پیاماش با زن های دیگه رو دیدم البته عقد بودیم نامزد بودیم .ولی قبلاً خیلی شوهرمو دوست داشتم انگاری استغفرالله خدای من بود ولی خراب کرد

عشق اولم شوهرم نبود یکی دیگه بود ولی در حقم نامردی کرد رفت بعد شیش ماه اومد تو این تایم شیش ماه شوهرم میوافتاد دنبالم کوتاه نمیومد هر جا منو میدید میوافتاد دنبالم دیگه باهاش دوس شودم تا اون فلانی اومد نادم و پشیمون منم گفتم ن بهش اونم منو تهدید کرد شوهرم حقش و گذاشت کف دستش بعدشم اومد خواستگاری

منم شوهرم عشق اولمه
و قبل از اووون کسی نبوووده تو زندگیم😍
البته قبلش پسر خالم خییلی منو میخواست هم خودش هم خانواادش، ولی من دوسش نداشتم...
البته اینم بگم با شوهرم غریبه هستیم و ازدواجمونم سنتی بوده...

سوال سختی پرسیدی😂

امشب پنجمین سالگرد عقدمونه ..بعد ۵ سال از خاستگاری عقد کردیم بهترین شب عمرم بود کاش دوباره به اون شب برمیگشتم
همسرم پس عموم هست اول اون عاشقم شد از بچگی دوسم داشت ۱۵ سالگی ازم خاستگاری کزد

سلام اگه بازم برگردم عقب بدون شک ایشون انتخاب اول و اخرمه

من اولش شوهرم دوس داشتم و ولی پسر عموم میومدن خواستگاری و بابام دادم ب پسر عموم یه سالی نامزد بودیم ولی با شوهر خودم فرار کردم با اینکه نامزد هم بودم چون شوهرم هم منو دوس داشت منم شوهرمو گفت بیا فرار کنیم خلاصه بگم فرار کردیم و بهم دیگع رسیدیم خداراشکر 🤭😁
تازه خلاصه گفتم اینم داستان زندگی من

سوال های مرتبط