پارت ۲ ) زایمان سزارین
ساعت ۸/۳۰ اومدن سوند وصل کنن به جرعت میگم یکی از دردناکترین تجربیاتم بود
یه حس فوق العاده بد که یه جسم خارجی داخل مثانه میره خیلی میسوزه مور مور میکنه کلی گریه کردم اصلا نمیشد تحملش کرد ( گرچه دیگران گفتن آستانه دردم پایین اما من اینجور تحربش کردم چون خیلی از عزیزان نوشتن سوند چیزی نیست اما برای من واقعا تجربه ناخوشایندی بود)
سوار ویلچر شدم که منو ببرن طبقه پایین برای بخش جراحی
بخش جراحی شلوغ بود مجبور شدم تا ۱۱ منتظر بودنم دچار استرس شده بودم و سوند واقعا اذیتم میکرد
حق انتخاب داشتم که بیهوش شم یا اسپاینال که دکتر بیهوشی گفت آستانه دردت پایین بهتره اسپاینال شی تا ماساژهای شکمی بتونی تحمل کنی چون اگر بیهوش بشی وقتی از بیهوشی خارج شی همه دردات و حس میکنی اما بواسطه اسپاینال مدت زمان طولانی پا بیحس و بخش زیادی از ماساژ و نمیفهمی
منم راضی به اسپاینال شدم که ازین بابت پیشنهادم به همه بیحسی اسپاینال هست
رفتم داخل اتاق جراحی دکتر بیهوشی مرد بود خیلی مهربون گفت به جلو خم شم اصلا امپول درد نداشت زمان تزریق پاهات از نک انگشت شروع به گرم شدن میکنه میاد تا زیر سینه بیحس میشه
ادامه پارت ۳

۸ پاسخ

اره بدترین بخشش واسه منم سوند و راه رفتن بود

عزیزم خیلی تبریک میگم 🩷
میشه درخواست بدی

سلام ابجی ببخشید مزاحمتون شدم میشه بگین میومتون اندازش چقدر بوده من بچم سفالیک بود برگشت بریج الان بد میومم دکتر میگه خیلی بزرگ خطر داره خواستم ببینم شمام داشتین اندازش چقدره

عزیزم من نگران پسرت شدم واقعا ... تو رو خدا اونو بگو زودتر .... چی شده الان کجاست حالش خوبه ؟

وویی منم از سوند بدم میاد دردش همون موقع هس یا بعدش کلا اذیت کنندس؟.

پارتی بعد بزارید😍😁

سوند اصلا درد نداشت برای من یکم سوزش داره نمیشه گفت غیر قابل تحمل باشه مگر کسایی که عفونت دارن شماهم احتمالا عفونت داشتی که اذیت شدی

برای سوند خیلی احساست اغراق امیزه،سوزش داره ولی نمیشه گفت بدترین تو عمر یک انسان

سوال های مرتبط

مامان عسلک مامان عسلک ۶ ماهگی
پارت دوم ادامه تجربه سزارین
پارت دوم

بعد با یکی از تکنسین های اتاق عمل که خانم بود صحبت کردم و درمورد نگرانیام گفتم که یکی سوند یا همون کیسه ادار بود

و گفت چون بیهوشی میخوای نمی‌تونیم بعد بیهوشی سوند بزنیم چون ممکنه زمان بیهوشی طولانی شه و ماده بیهوشی به بچت برسه. باید قبلش بزنیم.

من اینجا یکم استرس سوند گرفتم

درمورد ماساژ شکمی هم بهش گفتم و قرار شد تو بیهوشی انجام بدن.

دکترم هنوز نیومده بود. روی ویلچر نشسته بودم.

حدود ساعت ۸.۱۵ دکترم رسید

اومد تو اتاق دیدم و باز نگرانیام بهش گفتم و گفت سوند رو باید قبلش بزنه

رفت و رب ساعت بعد اومد . در همین حین میدیدم تکنسینا منو بردن رو تخت و با هم صحبت میکردن که فقط این خانم دکتره که نمیزاره ما سوند بزاریم و خودش میگه که باید انجام بده . دکتر اومد همه آقایون رو بیرون کرد و گفت شلوارتو در بیار و خودتو شل کن

منو کاملا ضدعفونی کرد و گفت شل بگیر و براحتی سوند رو گذاشت و گفت درد داشت و من اصلا دردی خس نکردم و اروم شدم

بعد یه پارچه روم انداخت و یه پارچه هم جلوم کشید و بقیه رو صدا زد که بیان تو اتاق

دکتر بیهوشی از سرمی که بهم وصل بود ماده بیهوشی رو تزریق کرد و من اول سنگینی دستم رو حس کردم و در کمتر از چند ثانیه بیهوش شدم
مامان اورهان 🐣🧿 مامان اورهان 🐣🧿 ۱۱ ماهگی
تجربه سزارین پارت دوم

بعدش اومدن بردنم سمت اتاق عمل جلو در خانوادمو دیدم و خداحافظی کردم 🥺 ( اون لحظه برای همتون دعا کردم واقعا ) داخل اتاق عمل خیلی سرده کل بدنم داشت میلرزید دکتر بیهوشی پرسید بی حسی میخوای یا بیهوشی ؟منم سپردم به خودشون اونام گفتن استرست بالاست بدنت داره میلرزه بهتره بیهوش بشی خلاصه بیهوشم کردن یهو با درد وحشتناکی از زیر سینم تا پایین پاهام بیدار شدم همچنان داخل ریکاوری تو خواب و بیداری بودم که دیدم بچه رو اوردم گذاشتن رو سینم وقتی مک زد انگار واقعا یکی از اعضای بدنمو دوباره چسبوندن بهم 🥺 شروع کردم به گریه کردن بعد بردنم بخش خیلی درد داشتم همش گریه میکردم چون بیهوش شده بودم یکم خوابیدم بیدار که شدم دردم خیلی کمتر شده بود ( پمپ درد داشتم ) پمپ درد خیلی خوبه حتما بگیرید من شیاف و فردای عمل گذاشتم . فردای عمل پمپم که تموم شده بود دردم بیشتر شد که شیاف دادن بهم
قبل از بلند شدنم دو تا شیاف بزارید بعد چند دقیقه بلند شید ( من بلند شدنی زیاد درد نداشتم فقط نمیتونستم صاف راه برم انگار کمرم قفل شده بود )
#سزارین
مامان دیار 👦🏻و نیان 👧🏻 مامان دیار 👦🏻و نیان 👧🏻 ۱ ماهگی
پارت ششم


گفتن بشین پشتت رو خم کن بزنیم اسپاینال رو
یه خانمی که منو نگه داشته بود
دکتر زد ولی اونجوری که من قبلا تجربه داشتم اصلا بیحس نشدم! فقط پای چپم شروع کرد مور مور شدن و گرم شدن
ولی پای راستم نه
هی دکتر بیهوشی سوال میکرد ازم از حسم میپرسید
ولی من پای چپم هم میتونستم تکون بدم!
مدام با کنترل تخت ، تخت رو اینور اونور میکرد که بیحسی بره سمت پای راستم
دکترمم دیگه اومده بود
من میترسیدم هنوز بیحس نشدم شروع کنن
هی میگفتم من بیحس نشدما! دکتر بیهوشی میگفت باشه نترس شروع نمیکنن تا من نگم!
ولی همه چی آماده بود برا شروع
بیهوشی به دکتر گفت تست بزن
دکتر تیغو‌ زد
من یه جیغ زدم بیحس نبودم اصلا!
گفتن دوباره بشین
دوباره زد تو نخاع ، این سری پای راستمم بیحس شد ولی اصلا چه راست چه چپ کامل بیحس نبودم!
یکم میتونستم پامو تکون بدم!
دوباره گفت تست بزن
دوباره تیغ زد این سری کمتر درد اومد ولی گفتم نه بیحس نیستم!!
دکتر میگفت بابا امکان نداره! این حس لامسته که فک میکنی بی حس نیستی! بیحسی!
حس میکردم چند لایه رو بریده(دردم زیاد نبود ولی یه سوزشی داشتم)
اون دکتر بیهوشی خل و چلم که همش تخت رو اینور اونور میکرد! یه شیب بد داشتم سرم پایینتر از بدنم بود!
دیگه کم‌مونده بود برسه به بچه
بلند گفتم حالم بده! بیحس نیستم کامل!
حالم بده دارم بالا میارم!