۱۳ پاسخ

با شوهرت برو
منم قراره با شوهرم برم
حضور مادرشوهر فقط باعث عذابه
کمکی در کار نیست

یه همراه میخوای تحملش کن بچه کوچیک یه شش ساعت نمی تونی پاشی همراه بچه رو بیاره شیرش بدی به خودت یه خرما بده یه روز میخوایش

منم مادرم فوت شده خواهر هم ندارم ،هیچکی غیر مادرشوهرم نیست ک همراهم باشه ،منم عزا گرفتم چکار کنم🥺🥺،از حالا هم تیکه و کنایه میزنه ک بعضی زن ها هم خودشون رو لوس میکنن انقد هم زایمان درد نداره و این حرفا😞واقعا خیلی حس بدیه ک باید همچین آدمی رو تحمل کنم تو بیمارستان

سزارین کن منت کسی هم نکش
خودت باش و همسرت
تاریخ سزارین مشخصه بگو مامانت بیاد

تو بیمارستان که نمی ذارن مرد بیاد. باید کسی باشه لباس تن بچه کنه. و به خودت کمک کنه. ببین با کی راحتی. من درد زایمانم شروع شد. 24 ساعت بعدش زایمان کردم. زنگ زدم مامانم اومد.
یا به کسی پول بدید

من خواهر شوهرم گیر داده ک بیاد کمک حال مامانم باشم بعد من انگار از ته دل راضی نیستم ک بیاد
اگ مادرت باشه چ بهتر اگ نه هستن کسایی ک پرستاری میکنن پول میگیرن ولی خب مادرچیز دیگه ای هستش

سلام گلم منم ۱۹ سالمه میخاستم طبیعی زایمان کنم ماما همراه گرفتم ولی رحمم فقط ۴ سانت باز شد نتونستم پول دادم رفتم عمل کردم تو ام ماما همراه بگیر ولی سیع کن حسابی بمونی تا رحمت باز بشه مثل من زود نرو بیمارستان بستری نشو

عزیزم اگه سزارینی که تاریخ داره به مامانت بگو بیاد

ماماهمراه بگیر...من مادرشوهرم میره بعداهی بروم میاره میگه همه جاتودیدم واینا...اگه هم نبرم دعوارامیندازه

وظیفه مادرشوهرته‌بیاد😐چرا باید به روت بیاره؟!نوه اونم هست

خب مامانت باید دو هفته قبل زایمان بیاد پیشت اینجوری نمیتونی ب هیچ کاری برسی

حتما باید یکی کنارت باشه عزیزم بهتره به مادرت زنگ بزنی بیاد

اصلا امکان نداره بدون همراه بری
باید یه زن همراهت باشه حتتتتما
مادرت نمیتونه بیاد پیشت چند وقت؟
دختر عمو من برا بیمارستان یکیو گرف بش پول داد همراهش شد

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۲ ماهگی
یه مشورت می‌خوام ازتون بگیرم
من خرداد زایمانه مادرمو ۶ ماه پیش از دست دادم یه خواهر دانشجو دارم که موقع زایمانم امتحاناشه خودم سمنان زندگی میکنم و خانواده و فامیل خودم شهرکردن و خانواده و فامیل شوهرم شمال تا شهرکرد ۸ ساعت راهه و‌ تا شمال ۴ ساعت تصمیم گرفتم همین سمنان بمونم و مادرشوهرم برای زایمان بیاد پیشم که اونم ۷۰ سالشه خواهر شوهرم ندارم خاله هام و پدرم میگن بیا همونجا شهرکرد زایمان کن که ما مراقبت باشیم ۲ تا خاله دارم اونجا پدرم و خواهرم هم با هم زندگی میکنن از طرفی شوهرم میگه همین سمنان باش که منم پیشت باشم چون سرکار می‌ره نمیتونه طولانی مدت شهرکرد بمونه من از طرفی نگرانم سمنان بمونم و یکی با مادر شوهرم راحت نباشم یکی هم چون سنش بالاست همش به این فکر میکنم یعنی می‌تونه هم از من هم از بچه مراقبت کنه چون سزارین هستم از طرفی هم میگم اگه برم خونه پدرم و شهرکرد دیگه دکتر خودم نیست اونجا هم خاله هام بچه دارن و ممکنه بیان خونه پدرم شلوغ کاری بشه پدرم هم مریض احواله خواهرم هم خیلی رو امتحاناش حساسه شوهرم هم اونوقت باید تنها سمنان بمونه مادر شوهرم هم ممکنه ناراحت بشه 🤦
مامان هدیه حضرت رقیه مامان هدیه حضرت رقیه هفته سی‌وششم بارداری
سلام به همه 💖
من یه مامان اولی هستم مثل خیلیاتون، یه مامان اولی دهه هشتادی☺️ با کلی استرس واسه زایمان که روز به روز داره بیشتر میشه و سعی میکنم کنترلش کنم‌🥴.
یه مامان با کلی برنامه واسه بعد زایمان. خیلیا میگن بعد زایمان نمیتونی و وقتش رو نداری به کارای دیگت رسیدگی کنی🙃. حرفشون بیشتر از اینکه منو بترسونه عصبیم می‌کنه. من یه مادرم اما دلم میخواد در کنارش شغلم رو داشته باشم من یه مادرم و می‌خوام با ارشد بخونم من یه مادرم و دلم میخواد بعد زایمان به اندام مناسب برسم و کلاس های ورزشی برم . من یه مادرم اما در کنارش یه آدمم یه زنم یه دخترم😇. من یه مادرم و دوست دارم پیشرفت کنم . من یه مادرم که کلی ترس توی وجودم دارم از درد زایمان گرفته تا هزینه هاش . مخصوصا از این پوستم شل بشه یا حتی نتونم از دست زایمان بر بیام. فارغ از همه ی این ها من هم آینده ای دارم که دوست دارم پیشرفت کنم دوست دارم به خودم برسم و این به این معنی نیست که مادر بدی باشم یا کم کاری کنم. من یه مادرم و پسرم رو خیلی دوست دارم و پیشرفت من به پیشرفت پسرمم کمک می‌کنه و مطمئنم در آینده بابتش ازم تشکر می‌کنه 🤍💖🩵