عالی تا روز آخر تحرک داشتم
عزیزم خیلی عالیه که دوران بارداری آرومی داشتی😊
بارداری اول منم در آرامش کامل گذشت
ولی بارداری دومم که با ۱۰ سال فاصله بود از همون سونو اول تشکیل قلب لکه بینیم شروع شد
هماتوم داشتم
تا ماه هشتم شیاف استفاده کردم
دکترم گفت استراحت باشم
عزیزم با اینکه به خودش سپرده بودم ولی هزار بار مردم و زنده شدم🥺🥴
ولی به نظر من جدا از سختی و راحتی بارداری هر مادری دوران بارداری زیباترین دوره ی زندگی هر خانمیه🤍🩷
مگه میشه یه موجود دیگه از خود خودت داخل وجودت رشد کنه ،تکون بخوره ،ضربان قلبش رو بشنوی بعد از ذوق نری تا آسمونا🥹♥️
شیرینی این لحظات تا آخر عمر برای هر مادری قابل لمسه🥰
محدثه جون ترکیب رنگ لباست،مثل خودت خیلی قشنگه👌😍
من کل بارداریم بیمارستان بودم هماتوم داشت یه قلم بارداری پر خطر داشتم ۷ ماهگی انقباض داشتم بستری شدم ۳۴ هفته و ۵ روز زایمان کردم کل بارداریم استراحت بودم ولی شرایطم جوری بود که مجبوری کارم میکردم بعد زایمان امبولی ریه شدم بستری تو ای سی یو بعد بخیه هام عفونت کردن باز شدن یک ماه بیمارستان بودم بچه هام ۱۰ روز ان ای سی یو بودن خودم بعد بچه هام برگشتم خونه خیلی عذاب کشیدم بچه هام سه ماهشون که تموم شد بخیه هام خوب شد😣😣😭
منم خداروشکر خوب بودم تو هر دوتا
برای منم عالی بود
عااااااالی
خیلی خیلی عااااااااالی
استراحت مطلق بودم
۲۲۳ تا آمپول انوکسا زدم تو شکمم. بعد شکمم انقدر کبود شد زدم تو بازو و ران پام.
۲۱۶۳ تا قرص ضد سقط و خونرسانی خوردم تو بارداریم.
از هفته ۷ تا ۳۶ شیاف گذاشتم.
ماه اخر اب دور بچه کم شد هر روز سرم رینگر میزدم. دستم کبود میشد تو کبودیا میزدن آنژوکت رو.
تو بارداریم فیبروم بزرک داشتم که حاملگی رو برام خیلی دردناک میکرد.
نشتی کیسه آب داشتم دق داد منو.
وای اصلا دلم خواست بچه بیارم انقدر عالی بود😁
من خیلی سخت بود متاسفانه
بعد زایمان هم تا ۷ ماهگیش افسردگی داشتم که الان اوکیم شکر خدا
ولی بارداریم پرخظر بود و زایمانمم خیلی سخت
بعد زایمان هم با اون بخیه ها موندم بیمارستان تک و تنها بی استراحت چون بچم بستری شد ی هفته
بلوند بهتون میاد به نظرم،نسکافه ای طور خوشگله خیلی ، شامپاینی هم
منم تمام کارامو خودم انجام دادم تا روز زایمانم اما بشدت زایمان سختی داشتم سه بار عمل شدم، درد طبیعی رو تا آخر کشیدم، آخرشم رفتم سزارین اورژانسی
من تا ۵ماهگی ویار داشتم ولی درکل خیلی خوب بود تا یه روزقبل زایمان هم سرکار میرفتم
منم خیلی راحت بودم خیلی اصلا هیچگونه ویار نداشتم اصلا اینگار باردار نبودم ولی ماه اخر دسشویه رفتن زیاد از پا درم اورد😂😂
من خیلی سخت تا روزی که داشتم میرفتم بیمارستان گلاب به روت بالا آوردم و رفتم
خیلی حالم بد بود
خیلی سخت بود 🤕خونتون چقدر قشنگه😍
هم سخت بود چون خطر زایمان زودرس داشتم هم خوب تاماه پنج هم معذرت میخوام روزی شیش هفت بار استفراغ ولی ازماه پنج ب بعد بهتر بود ازاول هم هم سرکار میرفتم هم کارهای خونه روانجام میدادم
این فیس فریم
من دوسش داشتم
تا آخرش حالت تهوع داشتم .آخرشم ی ماه بیمارستان بستری شدم
اینم خوبه
همه سخت هم شیرین هم پرچالش
قشنگ ترین روزای زندگیم. بود واقعا
چ خونه قشنگی
براي منم عالي بود
فقط بديش اين بود ٣٥ هفته زايمان كردم
وگرنه خيلي بارداري راحتي داشتم
عزیزم اینکارا شیک
منم همه علائم حاملگی داشتم سرکلاژم شدم سه ماه بیمارستان تو اتاق ایزوله خوابیدم نه پنجره داشت نه همراه راه میدادن استراحت مطلقه مطلق بودم آخر هفت ماه و نیم دنیا اومدن و بعدش تا۴۰ روز إن آی سی یو و.....
دوران بارداری تا چندساعت قبل زایمان تمام کارامو خودم کردم
تا شب اخر بیرون و تفریح رفتم(همیشه هم بیرون شهر میرفتم)
عالی گذشت ۴ ماه نیم اول هریک شب درمیون سرم و امپولمیزدم چون اب حتی نمیتونستم بخورم فقط بالا میاوردم
من از حاملگیم متنفرم انقد ک درد کشیدم
منم حاملگیم خیلی خوب بود واصلا ویار وخالت تهوع نداشتم تا روز آخر کارامو خودم کردم،۳ بار خونه تکونی کردم.
فقط تو ۵ ماهگیم مامانم فوت شد خیلی سر اون اذیت شدم،قرصامو نخوردم،غذا نخوردم پسرموزنش کم بود.
زایمانمم خورد بهجنگ😐
لایت کن بهت میاد
نه من نه از حاملگی نه از بچه داری اصلا لذت نمیبرم افسرده شدم
منم خیلی راحت بودم فقط هفته آخر یکم اذیت شدم
از بهترین دوران زندگیم بود
به سلامتی عزیزم خیلیم عالی میشی
واس منم عالی پراز خاطره خوب و شیرین دارم..البته حاملگیم سخت بودا از هفته ۲۸ تا زایمانم استراحت بودم...اما شیررررررین بود...
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.