۸ پاسخ

ببخشید جشن اسم چجوریه🫠

منم برای دخترم اینطوری کرده بودم توی سبد گذاشتمشون بعد دخترم با سبد بین‌دوستاش پخشش کرد

تصویر

میتونی داخل یه سبد قشنگ بچینی

خیلی خوشکله

وای خیلی قشنگه

سلام عزیزم،ازکجاسفارش دادی،چن شده؟

خیلی قشنگ شده میتونی پشتش سیخ چوبی بچسبونی بعد سیخ بزاری توی یونولیت

اخی چقدر قشنگ

سوال های مرتبط

مامان شاهان🧒👨‍👩‍👦 مامان شاهان🧒👨‍👩‍👦 ۶ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
تب سردرد سنجش اسهال استفراغ مدرسه بهداشت

من دوتا زنداداش دارم ولی از بزرگه خوشم میاد کوچیکه دختر عمومه ولی خیلی خره
وقتی عقد بودن من همیشه براش یه چی میخریدم از شال تیشرت جوراب شلوار شومیز و... بگیر تا ماگ و کوله پشتی
ولی وقتی عروس گرفتن رفتن سر خونه زندگی خودشون من دیگه کمتر واسش هدیه میخرم البته حرفای ابجیام پدرمو در میاورد میگفتن پروش کردی بهش رو نده ولی مامانم میگفت بخر بخررررر برای بزرگه هم بخر کلا دوس داره جونمونو بزاریم در راه زنداداش ها ولی اونا هیچ تحفه ای نیستن خلاصه من برای کوچیکه هم دیگه زیاد نمیخرم آخرین سری براش عیدی پول نقد دادم
بعد ما بعد عید دو سری رفتیم شمال ،هرسری ام برم منطقه ازاد کلی خرید میکنم هرچی دم دستم باشه خوشم بیاد میخرم نگاه به فصل هم نمیکنم بعد حالا دیشب زنداداشم کوچیکم اومدن خونمون برگشت گفت چخبر اینسری رفتین شمال چیا خریدی نشونم بده فهمیدم میخواد بزنه تو گوشش منم گفتم خیلی خرید نکردم آخرسر بدون اجازه رفت تو کمد اتاقم از دوتا از خریدام خوشش اومد گفت میدیدیش بهم خداشاهده پرام ریخت گفتم واااای خودمم خیلی خوشم میاد ازشون خلاصه ندادم الان شوهرم میده تو اینارو بده بهش باز میریم شمال تو برای خودت میخری
خواهرمم میگه وای بحالته بدی اصلا به روی خودت نیار حق نداری بدی
موندم چیکار کنم🥲☹

چیزایی که میخواد پایین عکساشو میزارم
بنظرتون جه رفتاری نشون بدم تا بکشه بیرون دست از سرم برداره
ادمو پشیمون می‌کنن بخدا
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
زنگ زدم به جاریم و تبریک گفتم بخاطر اینکه بچه ش تازه به دنیا اومده ، همه چیز خوب تا اینکه صدای بچه اومد ، دلم ضعف رفت
نمی‌دونم چرا من با اینکه این قدر بچه دوست دارم و همین طور همسرم و پسرم ، خدا بهم نمیده، البته دوبار بعد از پسرم باردار شدم ولی قلب شون ایست کرده یکی تو ۱۱ هفته و یکی تو ۱۴ یا ۱۵ هفته ، پری شب تو روبیکا قسمت روبینو داشتم استوری های بلاگر ها رو نگاه میکردم بعد چند تاشون تازه بچه شون به دنیا اومده و بیشتر از بچه شون میزارن ، بعد رفتم تو پیچ یکی شون و از موقعی که خودش فهمیده بود بارداره و بعد به شوهرش گفته بود و همین طور خانواده ی خودش و شوهرش و .... و جشن تعیین جنسیت و جشن اسم گذاری و جشن اسم گذاری و ‌‌.... کلیپ درست کرده بود و گذاشته بود یعنی من اینا رو میدیدم و اشک هام همین طوری می‌ریخت ، واقعا نمی‌دونم حکمت چیه که بچه نمی‌مونه برام
اگه بچه ی دوم میموند تو فروردین به دنیا میومد
پسرم همش میگه مامان کی نی نی میاد تو شکمت و بعد به دنیا بیاد و من فلان کار میکنم براش و نگه میدارم که گریه نکنه و منم همش میگم دعا کن تا خدا بهمون یه نی نی سالم بده و انشالله به زودی میاد تو شکمم ، شرایط بچه رو هم از همه نظر مثل مالی و روحی و ..... داریم
همسرم هی میگه اقدام کنیم ولی من هی بهونه میارم و تحت نظر دکتر هستم و قراره قبل از اقدام کردن یک آزمایش بدم که ببینم اوضاع چجوریه ، دکترم میگفت شاید قرص آسپرین رو باید این دفعه زودتر شروع کنی و هم اینکه این دفعه آمپول هم بزنی
کاش خدا یه نگاه به دل پسرم بندازه و یک بچه ی صحیح و سالم بهم بده و بمونه برام و همین طور این پسرم بمونه برام
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری تب سنج زردی نوزادان