خدایا شکرت بالاخره امروز تموم شد 😐
دیشب خونه مامانم اینا موندیم صبح پاشدم تا وقت صبحانه نویان چهار بار کلشو کوبید یجا گریه شدید کرد صبحانه و نهارم نخورد ظهر ساعت ۳ بود خوابید نمیدونم گشنه بود یا باز دندونه با جیغ پاشد نخابید دیگه حسابی کلافه بود عصر با مامانم بردیمش بیرون با کالسکه تو مسیر کلی واسه همه دلبری کرد بعدم خوابید اوردمش خونه خوابید منم فازم خوب شده بود گفتم یه حالی بدم به خانواده باقلوا درست کنم دقیقا وسط کارا بودم ک بابام زنگ خونه رو زد نویان بیدار شد مامانم قطره اهن داد دیگه یکساعت بعدشم نباید شیر میخورد ممه میخاست از دیروز ظهرشم هیچی نخورده بود بجز شیر خلاصه ک اقا نویان این وسط ول میچرخید اویزون من بود مامانم یجا سرگرم ، بابام یه جا سرگرم یکی با تلفن حرف میزد یکی مشلوغ تمیزکاری منم درگیر باقلوا نفسم بالا نمیومد ینی شیره باقلوا ک سر رفت دستمم سوخت یه تخم مرغ زدم ک از گشنگی نمیریم اونم ب لطف اقا نویان سوخت یه لنگه پا تو هوا بودم نمیدونستم نویانو بگیرم باقلوا رو بگیرم تخم مرغو بگیرم 🥴نویانم پشت جارو برقی مامانم چهاردستوپا میرفت مامانم حواسش نبود جارو رو کشید بچم افتاد لبش خورد بهجارو برقی پاره شد دهنش پرخون شد 🥲هوفففف برچشم بدلعنت
حالا شما هی بگید انرژی منفی نده
از دیشب ک به مادرشوهرم عکس دادم این بچه تو خواب اذیت داشت از صبحشم تو بلا بود کلا

تصویر
۱۶ پاسخ

برچشم بد لعنت عزیزم 😍

دستورش لطفا

حالا دستورتو بده بیاددذ

با همه وجود حرفاتو میفهمم

از چشم زخم نگو که من اوایل به دنیا اومدن رادمهر میخواستم باور نکنم ولی پدرمونو دراورد و به یقین رسیدم

بر چشم بد لعنت
خدارو شکر به خیر گذشت

غذای کودک با بیش از ۳۴۰۰ مادر در روبیکا 👌🫂.
تو جستجو نزنید لینک رو برای یکی از مخاطبین بفرستید بزنید رو لینک وارد کانال میشه .
اگه نشد ابدی بدید لینک بفرستم براتون .🌱❤️
@food_babyy

بعضی روزا کلا آدم همش بد میاره🫠🫠🫠🫠

یا ابالفضل چ روز سختی داشتی خواهر یه تخم مرغ دور سرش بچرخون بنداز تو کوچه

عزیزمم درخواست دوستیمو قبول میکنی

یعنی کیف میکنم‌ حال میکنم بهاتون این بنده خدا دستش شکست اینقدر نوشت کسی همدردی نکرد همه باقلوا رو دیدن دستور خواستن😂😂😂😂

به به دستورشو بگو منم درس کنم

عریزم وقتی شبا میخوابه زیرش یه لحاف یا تشک میندازی بزرک باشه تا وقتی وول میخوره نیوفته زمین دوتا بالشت بزار کنارش، اسپند دود کن براش صدقه بده .
چقد عالی شده آفرین گلم نوش جان

من ب چش اعتقاد دارم ولی خب شاید بیرون ک بردی میگی دلبری میکرد چش خورده ن مادرشوهرت

این وسط باقلوا درست کردنت چی بود حالاااا

من بیست روزه درگیر همین چشم زخمم عزیزم
بر چشم بد لعنت

سوال های مرتبط

مامان آقا نویان 🩵 مامان آقا نویان 🩵 ۱۳ ماهگی
امروز نویان از صبح تا الان کلا دوبار شیر خورده چون خودمم میخوره نمیدونم چقد خورده دیگه ساعت ۷:۳۰ شب گفتم ببرمش خانه بازی اونجا غذاشو بدم
دفعه سومی بود ک میبرمش رسیدیم انقدر ذوق داشت نمیتونست طاقت بیاره کاپشنشو در بیارم 😐به محض رسیدن یه دوست پیدا کرد به اسم اقا رادین ک سه ساله بود سعی میکرد باهاش حرف بزنه و بازی کنن تا ساعت ۹ شب کلی انرژی مصرف کرد اخر اوردم غذا بدم فذاهم حریره بادوم و مویز و دیزی بردم براش اونجا با یه علاقه و اشتیاقی دهنشو باز کرد مشخص بود گشنشه تا گذاشتم دهنش دراورد ☹️😭
با هزارتا بدبختی و مصیبت دوتا قاشق خورد ولی هیچ فرقی با خونه نکرد 😓
واسه برگشت تا نشستم تو اسنپ خابید تو بغلم فکر کنم دیگه تا صبح میخابه امروز از صبح ساعت ۱۱ بیدار شده و تا الان بیدار بوده واقعا بی سابقه بوده این همه بیداری😐😑
منم دیگه خسته بودم از خانه بازی مستقیم اومدم خونه مامانم اینا 🥴
ایکاش باباش وا بده امشبمو بمونم تا صبح سریال ببینم بهترین فرصته 🥴😆
مامان آقا نویان 🩵 مامان آقا نویان 🩵 ۱۳ ماهگی
خدایا مغزم داره میترکه از سر درد 😭
دیشب تا صبح نویان جیغ زده نخوابیده پاراکید دادم و به لثه هاش مالیدم اروم نشد تا خود صبح هوار کشیده
صبح بیدار شدیم حلیم درست کردم نخورد توش پر مغز اجیل و کره و کنجد ریختم اشغال 😭
سرلاک درست کردم نخورد
باباش سفارش نیمرو داشت یادم رفت روغن تو تابه سوخت خونه پر دود شد ریختم رفت
براش تخم مرغ تو کره نیمرو کردم نخورد ک نخورد فقط زر زد
بابای نفهم تر از خودش تو بغلش انقدر تابش داد راه برد خوابوندش خدایا😭دارم دق میکنم از حرص یکسال دارم خودمو جر میدم میگم سگ نفهم اینو تو بغل سرپا نخوابون حیوون بابا بقران من خودمو جر دادم تا عادتش بدم تو حالت نشسته بخابه رو پا بخوابه
اه 😭
خدایا خونه کثیفه سینک پر ظرفه دیشب تا صبح اشپزی کردم از دیشب سه دور کلی ظرف شستم ولی بازم سینک پره
گاز ب فا* ک رفته
شوهرم میخاد بره استرس میگیرم چون نویان پارم کرده با گریه هاش دگ رد دادم میگم مارو ببر خونه مامانم اینا ولی خسته شدم از بس یه خروار بارو‌هر روز صبح ازینجا جمع کردم بردم اونور چیدم هر شب از خونه مامانم اینا جمع کردم اوردم خونمون چیدم
خسته شدم از غذ نخوردنای نویان از کارای تموم نشدنی خونه از نفهم بازیای باباش از رفت امد بین دوتا خونه خسته شدم ا
مامان فندق مامان فندق ۱۵ ماهگی
دیروز از طاهر رفتیم باغ مادرم پسرم خونه صبحونه دادم توی راه یکم شیر خورد
لز زمانی که رسیدیم‌باغ هله هوله الکی خورد تا شب ک تو ماشین شیر خورد خوابید وقتی بیرون هستیم کلا شیر نمیخوره دوبار براش زدم‌نخکردش منم شیر و ریختم ،ناهار و شام هم حتی درست نخورد کمی خورد بس که هله هوله الکی خورد ،خلاصه اونجا هی باد میداد تا دفع کرد ولی زیاد نبود دو ساعت بعد از اینکه خوابید هی از تو خواب با گریه و پیچیده ن به خودش بیدار میشد منم میزاشتم رو پام تکون میدادم اروم‌ میشد باد در میداد اگر کسی اونجا بود فکر می‌کرد منو باباش باد در میدیم آنقدر بزرگ‌و صدا دار بودن، خلاصه تا صبح نزاشته بخوابم همش بغل و ماساژ اونم باد در میداد دیگه نصف شب ساعت ۵ و اینا بود کنارم گذاشتم‌رک زمین دوباره گریه کرد با دستم بکم رو نافش و دور نافش فشار دادم خوابید ولی الان ک بیدار شد بهش قطره کولیک اید دادم دو قطره چکون شیر دادم عوض کردم پوشکش و لباساش یکمم ماساژ دادم دیگه الان آرومه بازی میکنه احساس میکنم شلغم خام که خورده اینجوری شده از دل درد عاشق شلغم خامه من‌بهش نمیدم مامانم میده نمی‌فهمه ک نباید داد
مامان آقا نویان 🩵 مامان آقا نویان 🩵 ۱۳ ماهگی
وای دیشب برامون مثل یه معجزه بود 😍
نویان ساعت ۱۲ شب خوابید تا ۱۰ صبح بالاخره بعد از یکماه جیغ و داد و گریه بچم خوابید یکماه بود این بچه خواب نداشت،، ۷ صبح یبار شیر خورد بقیشو یه خواب شیرین
من مث ک*صخلا هر نیم ساعت طبق عادت پامیشدم میشستم نگاش نیکردم میدیدم راحت خوابیده 🥹کیف میکردم
دوبارم با شیشه شیر همینجوری اب بهش دادم گفتم نکنه تشنشه چون هر شب تا صبح اب میخوره
صبح سه تامون پر انرژی و خوشحال و بیدار شدیم انقدر این چند وقته نخابیدیم زنو شوهر از شدت کمبود عصاب دیگه کم مونده بود همو بخوریم هی میجنگیدیم امروز مثل ادم پاشدیم همگی سر سفره نشستیم ولی اقا نویان مثل همیشه هیچی نخورد
دیشب شامم نخورد
کلا دیروز یه وعده بعد از ظهر نصف تست چند غله با ماست خورده همین
از اون به بعد همش شیر خورده تا الان
ناهار چی بدم که بخوره 😩همش تو فکر اینم چی بدم بخوره


لباسای قدیمیمو ریختم بیرون ببینم چی دارم چرا من بیلر میپوشیدم قبلا؟🤣
چنتام سرهمی پیدا کردم کوچیکم بودن
این بیلره پشت ک* نش 🍑 زیپ داره ینی جای تعویض پوشک داره ؟ 🤣
فک کنم برای دستشویی رفتنه ولی جا دست نداره ادم خودشو بشوره 🤣
خارجیا نمیشورن احتمالا