۹ پاسخ

نوش جونتون. ولی خدایی چه حوصله ای دارید ساعت ۷ صبح صبحانه میخورید من قبل ساعت ۱۱ و ۱۲ معدم صبحانه قبول نمیکنه😂😂 اصلا اگه اون موقع صبحانه بخورم معدم تعجب میکنه🤣🤣

من فقط چای میخورم اول صبح🤣🤣😍😍

تصویر

نوش جان عزیزم

نوش جونتون.
منم همینم😅
ببین

تصویر

نوش جووون

فقط چایی دخترت🤩😂 نوشجاااان

نوش جونتون

صبحونه دخترت چیه

عالیه نوش جونتون عزیزم حس انرژی خوب داره همینش هم 😍😍😍😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان 🎀Ay🌜lin🎀 مامان 🎀Ay🌜lin🎀 ۲ سالگی
مامان آوین ۲س آیلین مامان آوین ۲س آیلین ۲ سالگی
مامان دونه کوچولو مامان دونه کوچولو ۱۳ ماهگی
من هفته ای یک الی دوبار میرم خونه مامانم اینا
امروز بعد یک هفته رفتم خونشون
دخترم فقط به مامانم چسبیده از لحظه اول تا آخر اصلا دوست نداشتم بغل من بیاد
خونه مامانم اینا سرگرمی برا بچه خیلی خیلی بیشتر هست دخترم خیلی بیشتر بازی می‌کنه اصلا هم حوصلش سر نمیره الان مامانم میگه چون تو با دخترت بازی نمیکنی برا همینه میاد خونه ما همش چسبیده به من چون من همش باهاش مشغولم یا حرف میزنم باهاش یا بازی میکنم
حرفش فکرم رو مشغول کرده
بهش میگم آخه ربطی نداره منم با بچم بازی میکنم شاید هم همیشه نه اما اکثرا باهاش بازی میکنم یا با چیزی مشغولش میکنم تلاشم اینه که حوصلش سر نره چون تورو دیر به دیر میبینه برا همین میچسبه بهت بغل من نمیاد
حالا فکرم رو حرف مامانم مشغول شده
به نظر شما راست می‌گه؟
امروز دخترم ساعت نه و نیم صبح بیدار شد ساعت سه آماده شدیم بریم خونمون وقتی نبود که بخاد بخوابه بهش گفتم که فلانی میخایم بریم پیش مامان جون خدا شاهده یک ساعت تمام گریه کرد و با انگشت اشاره به در میکرد که یعنی بریم بیرون ساعت چهار رسیدم خونه مامانم اینا تو مسیر همش خوابش میبرد با هر تکون ماشین سرشو با شادی بلند میکرد مست و خندان که رسیدیم خونه مامان جون اما میدید هنوز نرسیدیم باز می‌خوابید جلوی در خونه مامانم اینا هم سرحال بیدار شد نخوابید اصلا تا دوازده شب بیدار بود نخوابید اصلا شیرهم نخورد راست میگه به نظر شما؟
مامان آقا نویان🩵 مامان آقا نویان🩵 ۱ سالگی
خدایا شکرت بالاخره امروز تموم شد 😐
دیشب خونه مامانم اینا موندیم صبح پاشدم تا وقت صبحانه نویان چهار بار کلشو کوبید یجا گریه شدید کرد صبحانه و نهارم نخورد ظهر ساعت ۳ بود خوابید نمیدونم گشنه بود یا باز دندونه با جیغ پاشد نخابید دیگه حسابی کلافه بود عصر با مامانم بردیمش بیرون با کالسکه تو مسیر کلی واسه همه دلبری کرد بعدم خوابید اوردمش خونه خوابید منم فازم خوب شده بود گفتم یه حالی بدم به خانواده باقلوا درست کنم دقیقا وسط کارا بودم ک بابام زنگ خونه رو زد نویان بیدار شد مامانم قطره اهن داد دیگه یکساعت بعدشم نباید شیر میخورد ممه میخاست از دیروز ظهرشم هیچی نخورده بود بجز شیر خلاصه ک اقا نویان این وسط ول میچرخید اویزون من بود مامانم یجا سرگرم ، بابام یه جا سرگرم یکی با تلفن حرف میزد یکی مشلوغ تمیزکاری منم درگیر باقلوا نفسم بالا نمیومد ینی شیره باقلوا ک سر رفت دستمم سوخت یه تخم مرغ زدم ک از گشنگی نمیریم اونم ب لطف اقا نویان سوخت یه لنگه پا تو هوا بودم نمیدونستم نویانو بگیرم باقلوا رو بگیرم تخم مرغو بگیرم 🥴نویانم پشت جارو برقی مامانم چهاردستوپا میرفت مامانم حواسش نبود جارو رو کشید بچم افتاد لبش خورد بهجارو برقی پاره شد دهنش پرخون شد 🥲هوفففف برچشم بدلعنت
حالا شما هی بگید انرژی منفی نده
از دیشب ک به مادرشوهرم عکس دادم این بچه تو خواب اذیت داشت از صبحشم تو بلا بود کلا