آخ مامانی قربونت بشم
چقدر دلم تنگه برای شیرخوردنت
قربون اون لبای کوچولوت بشم که روتنم حسش میکردم چقدد شیرین بود انگار یک خواب بود کاش ازخواب بیدارنمیشدم😪مامانیه گله من دلم تنگ شد برای جی جی خوردنت یک هفتس کلا نمیخوره
ازروزی که ازش گرفتم هرروزم با گریه گذشته پیشمه انگار دلم براش تنگه.بردمش حمام پسرم بعدحمام کلی شیرمیخورد امروز هیچ درخواستی نکرد دلم خون شد براش خدادلشو قانع کرده فداش بشم که انقدر درک داره کاش منوببخشه به صلاحش بود ۲سال و ۲هفته خورد🙂به من بود بیشترم میدادم اما به صلاحش نبود خلاصه دلم تنگه ازحموم اومد کلی چرخوندمش اخرش روپام گذاشتم بعدخواست سرشو بزاره روسینم گذاشت وخوابید با برنامه کودک میخوابه پسرم...فکرشو نمیکردم از ۶ماهگی که روپاخوابیدنو ول کرده الان مجبور شه بعداز یسالونیم بخوابه روپام یادش بخیر نی نی بودناش روزای سختی دارم
ازهمتون ممنونم که کنارمین و دوستای خوبی هستین وباعث قوت قلبمین❤️⚘️

تصویر
۱۹ پاسخ

اره منم‌خیلی غصه خوردم جدا کردن ولی بعدش کیف میده

خداروشکر تونستی جداش کنی من فعلا نتونستم واسه منم دعا کن بتونم خیلییی سخته پسرم بی نهایت وابسته ست

پسر من بعد از جدا شدن الان نزدیک سه ماهه تا سرشو نزاره رو مه مه بوس نکنه خوابش نمیبره

چجوری گرفتی من ترس دارم

😢😢😢اخی درد مشترک همه مامانا

چقدر منی تو تایپیک هام هست ولا منم با گریه های بچم گریه کردم مادر وابسته تر

الهی اشکال نداره هم راحت شدی هم خودش راحت شده هی مک بزنه فکش درد میگیره من تقریبا شش ماهه که گرفتمش منم مثل تو بود وقتی شبها گریه اش رو میدم دلم کباب میشد ولی الان خیلی خوشحال گرفتمش چون غذا خوردنش خوابش خوب شده

منم شبی ک از شیر گرقتم اخرین وعده شیروبهش دادم هی نگاش کردم و اشک ریختم پسرم تعجب کرده بود هی نگام میکرد ک چرا دارم گریه میکنم😢الهی بمیرم براش!اما خب پسرم تا همین هقته پیش شبا ۳بار میخورد دندوناش خراب شد دیگه😢

تا وقتی شیر میدیم میگیم بگیریم راحت بشیم بعد که از شیر میگیریم تازه میفهمیم و دلمون تنگ میشه. منم ۲۲ ماه تمام شیر خودمو دادم. الان که یک ماه شده هنوزم دلم برای اون روزها تنگ میشه حس عجیبیه واقعا، آدم دلش کباب میشه اما خب واقعا به صلاحشونه.. میگذره. هم خوابش خوب میشه راحت میخوابی هم خوراکش

خیلی سخته اره درکت میکنم🥺
میگم کاش ازاول شیرخشک میدادم خبرنداشتم اینقد قرارسخت باشه

درکت میکنم ، منم شبا بعد خوابیدنش اونقدرر غصه میخوردم گریه میکردم تا آروم بشم، ولی پسرک از اونموقع غذا باز میخوره راحتم

اخ گفتیییییی
من مهر ماه از شیر گرفتمش چون لب به غذا نمیزد
الان ک تایم زیادی گذشته بغلش میکنم مامانی جوجو بخور
بوس میکنه نازش میکنه میگ جوجو بخوابه 😢😂

مریم جان درخواست میدی من پرم

من که یه سال و نیمش بود گرفتم. تو جنگ بود اصلا اعصاب نداشتم. الان ولی عذاب وجدان دارم

ای جانم عزیزم
اینم یه چالش بود برای جفتتون،خداروشکر تونستی بگذری ازش❤

ناراحت نشو تو ک دو سالو کامل دادی بهش من دو ماه مونده دو سال شه گرفتم ازش چون واقعا دیگه نمیکشیدم خودشم داشت نابود میشد چند ماه بود استپ بود هر جا رفتم دکتر از یکسال گفتن جداش کن

آخی الهی که صحیح و سالم باشه پسر نازت🥺

بیخیال بابا ،راحت شدی هی شب تاصبح شیر بده همه بدن ضعیف میشه

اخ قربونت برم چقد دلم برات تنگ شده

سوال های مرتبط

مامان مهراد🦁 مامان مهراد🦁 ۲ سالگی
آخ خدای بزرگ شکرت🙏🏿
شکرت که صبرمیدی به ادما و دلشونو آروم میکنی🥲
ازجمعه کلا به مهرادم شیرنمیدم
دلم براش تنگ شده کنارمه اما دلم تنگشه
دلم برای لبای نازش و داغش روی تنم تنگ شده دست میکشید تنمو صورتمو و میگفت دستموببوس
بمیرم براش پسرم چهرش غمگین شده😔برعکس سرمام خورده ازبس آبمیوه میگفت بده بهم
شیرکه هرچی تلاش میکنم هرطعمی توهر شیشه و نی بهش میدم بازم بی فایدس نمیخوره
پسرم انقدوابسته بود انگار کاملا منو ازدست داده😶😔دیگه عادت کرده رو پا میخوابه اما قبلش یساعت باید بغلم دورش بدم تاچشاش خسته شه
۲سال و ۱۵روز خورد پسرم
دوهفته تدریجی گرفتمش بشدت راضی بودم از این روش
اما واقعا خستم ازبس بازی کردیم تا اینجا شد ۵کیلو کم کردم توی ۱۰ پانزده روز🫠ازغصه ی پسرم که شیرنمیخورد منم لج میکردم نمیخوردم🤣نگیداشتباه میکردی مادرم دیگه دلم میسوزه درسته مراحل رشد و تکامله اما من بهش وابسته شده بودم جوری که تاشیرنمیدادمش خودم خوابم نمیبرد
ولی حس میکنم الان به نفع هردومون شد مهراد دندوناش خراب نمیشن🙂منم دیگه تاصبح لباس بالانیس همش کلیه هام سرمامیخوردن😵ولی چ روزایی بودا همین الان میگم یادش بخیر😢اینم پشت سرگذاشتیم
حالامیمونه مای بی بی که امروز دوتا بسته گرفتم ۸۰۰
هفته پیش دوتا گرفتم ۷۰۰
دیگه فروشنده گفت بماگفتن خرید قدیمم ۴۰۰بدم و جدید بیارم ۸۰۰میفروشم🤕