آخ خدای بزرگ شکرت🙏🏿
شکرت که صبرمیدی به ادما و دلشونو آروم میکنی🥲
ازجمعه کلا به مهرادم شیرنمیدم
دلم براش تنگ شده کنارمه اما دلم تنگشه
دلم برای لبای نازش و داغش روی تنم تنگ شده دست میکشید تنمو صورتمو و میگفت دستموببوس
بمیرم براش پسرم چهرش غمگین شده😔برعکس سرمام خورده ازبس آبمیوه میگفت بده بهم
شیرکه هرچی تلاش میکنم هرطعمی توهر شیشه و نی بهش میدم بازم بی فایدس نمیخوره
پسرم انقدوابسته بود انگار کاملا منو ازدست داده😶😔دیگه عادت کرده رو پا میخوابه اما قبلش یساعت باید بغلم دورش بدم تاچشاش خسته شه
۲سال و ۱۵روز خورد پسرم
دوهفته تدریجی گرفتمش بشدت راضی بودم از این روش
اما واقعا خستم ازبس بازی کردیم تا اینجا شد ۵کیلو کم کردم توی ۱۰ پانزده روز🫠ازغصه ی پسرم که شیرنمیخورد منم لج میکردم نمیخوردم🤣نگیداشتباه میکردی مادرم دیگه دلم میسوزه درسته مراحل رشد و تکامله اما من بهش وابسته شده بودم جوری که تاشیرنمیدادمش خودم خوابم نمیبرد
ولی حس میکنم الان به نفع هردومون شد مهراد دندوناش خراب نمیشن🙂منم دیگه تاصبح لباس بالانیس همش کلیه هام سرمامیخوردن😵ولی چ روزایی بودا همین الان میگم یادش بخیر😢اینم پشت سرگذاشتیم
حالامیمونه مای بی بی که امروز دوتا بسته گرفتم ۸۰۰
هفته پیش دوتا گرفتم ۷۰۰
دیگه فروشنده گفت بماگفتن خرید قدیمم ۴۰۰بدم و جدید بیارم ۸۰۰میفروشم🤕

تصویر
۱۱ پاسخ

بنظر من از شیر گرفتن آنقدر برای مادر غمگینه که انگار قلبتو دارن با چاقو تیکه تیکه میکنن

روزی یبار میبرمش بیرون دور
بدقلق شده میگه با کالسکه بریم دَد
و دوربزنیم پدرم دراومد
یک ثانیه نمیزاره ازش دورشم
حتی سرویس همش ترس ازدست دادنمو داره دیشبم مراسم بود نشد برم عروسی هم دعوتم فکرنکنم بزاره پیش هیچکس نمیمونه😅

خدابراشان نسازه

منم میخوام شروع کنم

الهی شکر سرگرم خواندن پسرم بودم خوب متوجه نشدم دوباره خوندم

به سلامتی،من چندبسته مای بیبی قیمت قدیم پیداکردم ۳۶۰ وکوکومی هم ۲۷۰ پیداکردم یکم هواگرم بشه نمیدونم فروردین یااردیبهشت میگیرمش ازپوشک

منم بعصی چه گریه ام گرفت خدایاشکرت خدا سلامتی به همه بچها بده خدا کمکشان کنه من بعداز چند سالم بود الان نزدیک دوساله هرچه ازدست آمده براش کردم ولی دوباره یه جور خود خوری میکنم میگم نکنه کم کاری کردم

سرگرم خوابیدن بچم بودم الان متوجه شدم.اره والا سخته زندگی اینام سختیش کردن چرا کیفتش خوب شده یا تعداد پوشک شیر زیاده یا کیفیتش اینقدر گرانه...بقران اولشه باهامون گناه دارن خودمان دیگه هیچ

بغضی شدم🥲و گریم گرفت ازینکه شیرم سر ۴ماه قطع شد و ب دخترم ندادم ازینکه چون دخترم کوچیک بود و پسرم ب دنیا اومد واسه اینکه پناه اذیت نشه و دائم امید بغلم نباشه چون پناه خیلی بمن وابستس،ب پسرم شیر ندادم😭کاش دوتاشون منو ببخشن😭

دوری ازبچت

آخی چه احساسی بود گلی
من دخترمو ۲۰ ماه شیر دادم ولی با حرفات بغض کردم 🥹♥️🫰

سوال های مرتبط

مامان مهراد🦁 مامان مهراد🦁 ۲ سالگی