ب بریم تجربه زایمانمو براتون بزارم
(پارت یک)
منم مثل خیلی از مامانا از زایمان طبیعی بشدت وحشت داشتم
۱۰ ام بود رفتم برای معاینه چون میترسیدم لگنم کوچیک باشه ۳۸ هفته کامل بودم رفتم دکتر با معاینه گفت یک سانت بازی و لگنت هم عالیه گفتم تحریکی برام انجام بده گفت نه برو هنوز وقت داری اگه تا ۱۷ ام دردام شروع نشد بیا من برات تحریکی میکنم گفتم باشه اومدم بیرون طرف خونه تقریبا یک ساعت پیاده روی کردم البته من قبلش کلاس های بارداری رو کامل رفتم خیلی خوب بود خیلی به آدم کمک میکنه خلاصه بعد پیاده روی اومدم خونه رابطه بدون جلوگیری هم داشتم 🔞😂
بعد رابطه هم شیاف گل مغربی هم گذاشتم که کلا یه بسته استفاده کردم تا موقع زایمانم دهانه رحمم کاملا نرم شده بود و خیلی سریع پیشرفت کردم
بعد اون هم کلی ورزش کردم حالت سجده خوابیدم کمرمو قر دادم اسکات بعد حالت دستشویی نشستم اردکی رفتم دیگه بعدش خوابیدم صبح بیدار شدم رفتم دستشویی دیدم کلی ازم ترشح خونی اومده شوهرمو بیدار کردم راه افتادیم بیمارستان با مامانم رفتم قسمت زایشگاه ازم دوبار ان سی تی گرفتن گفتن همه چیز اوکیه ۲ فینگر بازی و بستری نمیشی برو ورزش کن دردات زیاد شد بیا گفتم باشه بعد بهم گفتن بزار متخصص نامه ترخیصتم بنویسه بعد برو دکترم از ساعت ۱۰ صبح تا ۶ توی همش عمل داشت و من منتظر بودم با کلی درد دیگه تا دکتر بیاد منم همونجا پیاده روی سریع میکردم کل شکمم درد میکرد ساعت ۶ شد منتظر ترخیص بودم ک دکتر برام نوشت ک برو به ماما گفتم میشه یک بار دیگه معاینم کنی

۲ پاسخ

اون موقع که ازت خون اومد درد داشتی یانه

من الان 39هفته و4روزمه هیچ دردی ندارم بچه اولمه ومیترسم وقتی رفتم معاینه لگنی گف لکنت خوبه یه یانت بازی ولی هچ دردی ندارم الان برم زایشگاه منو تحویل میگیرن برا زایمان طبیعی البته که اون هفته یک سانت بودم الان نمی دونم میترسم از موعدم بگذره وعملم کنن

سلام عزیزم قدم نو رسیده مبارک باشه 😍 از کی شیاف شروع کردی ؟

سوال های مرتبط

مامان نخودک 🐤🩷 مامان نخودک 🐤🩷 ۹ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی پارت (2)

از ۳۴ تا ۳۶ هفته روزی نیم ساعت پیاده روی میکردم ولی ورزش نمیکردم حال ورزش کردن نداشتم، از ۳۶ هفته به بعد طبق دستور دکتر روزی دوساعت پیاده روی کردم ورزشامم شروع کردم روزی نیم ساعت( اسکات،پروانه،چرخش کمر،سجده)

بازم هی با خودم میگفتم اخه من ورزشارو دیر شروع کردم مگه میشه
بتونم طبیعی بیارم کاش زودتر شروع میکردم

۳۷ هفته رفتم دکتر معاینم کرد دهانه رحمم بسته بود دکتر گفت از این هفته رابطه بدون جلوگیری داشته باش
من رفتم خونه کارایی که دکتر گفت انجام دادم
روزی یبارم میرفتم حموم زیر دوش ورزش میکردم به اندازه ۱۰ دیقه

۳۸ و ۶ رفتم دکتر معاینم کرد گفت یک و نیم سانت دهانه رحمت باز شده
اگه تا ۱۹ بهمن دردات شروع نشد برو بیمارستان با امپول فشار باید زایمان کنی
معاینه که شدم یکم زیر شکمم درد خفیف گرفته بود

دوروز بعد معاینه بود که من صبح با مامانم رفتم بازار یک ساعت راه رفتم بداز ظهرش دوساعت رفتم پیاده روی دوساعت راه رفتم
شبم رفتم خونه زیر دوش یکم ورزش کردم ،شوهرمم گفت بریم تا سرکوچه یکم پیاده روی کنی؟ گفتم نه امروز کلی راه‌رفتم 😐 گفت حالا بیا بریم پیاده روی برات خوبه 😐گفتم باشه دوباره یه ربع رفتم پیاده روی

من زیر شکمم خیلیییی خفیف درد میکرد و هر از گاهی انقباض داشتم
برگشتم خونه دراز کشیده بودیم داشتم میوه میخوردم نی نی هم داشت تو شکمم بازی میکرد یهو دیدم یچیز تو شکمم تقق صدا کرد 😐
گفتم شاید صدای لگدش باشه
مامان شکلات مامان شکلات ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
جمعه شب همش دستشویی داشتم یه پام تو دستشویی بود یکی تو خونه یکمی احساس دل درد داشتم ولی گفتم شاید درد کاذب باشه زیاد اهمیت ندادم ساعت ۶ صبح رفتم دستشویی دیدم ترشح خونی ازم خارج شد سریع اومدم رفتم حموم شیو کردم دیگه همش راه میرفتم تو خونه ورزش میکردم تا ساعت ۴ بعدازظهر
ساعت ۴ رفتم بیمارستان فشارمو گرفتن و معاینه کردن گفتن ۲ سانتی برو یه ان اس تی هم بده
رفتن ان اس تی بدم یه زنی داشت زایمان می‌کرد منم رو به رو اتاق زایمان بودم قشنگ دیدم چطور زایمان کرد و شر شر براش اشک می‌ریختم ان اس تی که تموم شد رفتم پیش دکتر گفت یک ساعت راه برو
یک ساعت پیاده رویی کردم و دوباره معاینه شدم گفت از دوسانت یه کمی بیشتر باز شدی ولی سه سانت نشده برو بگو همراهت برات پک بیمارستان بگیره بستری بشی دیگه بستری شدم دکتر اومد بهم ورزش داد و توپ داد دیگه ورزش میکردم و رو توپ حرکاتی رو که میگفت انجام میدادم تا سر بچه بیاد پایین تا ساعت ۱ شب با درد طبیعی خودم ۵ سانت باز شدم
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۸ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان فندق🌰 مامان فندق🌰 روزهای ابتدایی تولد
پارت ششم 🌷
رفتم دکترم تا دیدم گفت فکر کردم که دیگه زایمان کردی این قدر که دهانه رحمت نرم شده بود منم کلی باهاش حرف زدم گفتم بخدا کاری نمونده که نکرده باشم 🥲🥺 بهم گفت که دیگه 40 هفته شدی به انتی و جمعه دیگه باید بستری بشی برات خوب نیست بعد برام معاینه تحریکی انجام داد 🤧 گفت برم یه نیم ساعت پیاده روی کنم بعد دوباره معاینه تحریکی برام انجام داد گفت اگر تا شب دردم بگیره صبحم برم بیمارستان تا معاینه بشم من اون شب بازم رفتم پیاده روی ولی بازم خبری از درد نبود صبح رفتم بیمارستان پنج‌ شنبه صبح بود معاینه شدم گفت دو سانتی ولی سر بچه هنوز نیومده پایین زمانی که رفتم بیمارستان ازم پرسیدن ماما داری گفتم نه چون هنوز دو دل بودم خلاصه که با دکتر شیفت صحبت کردن گفت که برو دوساعت بدون وقفه پیاده روی کن منم راه افتادم ظهر بود هوا هم گرم یه دور با مامانم یه دور با بابام پیاده روی داشتم چون بیچاره مامانم این قدر قبلش باهام پیاده روی کرده بود که دیگه توان نداشت خودمم پاهامو دیگه حس نمی‌کردم کارم شده بود گریه فقط میگفتم کاش فقط بستریم کنن دیگه
مامان رایان 💙 مامان رایان 💙 ۷ ماهگی
خب خانما میخام از تجربه ام از زایمانم براتون بگم 🥰پارت یک
من احتمال زایمان زودرس داشتم دو ماه شیاف پروژسترون مصرف کردم و پساری داشتم 36 هفته و 3 روز بودم دکترم پساری رو دراورد و بهم گفت برو ورزش کن من ورزش هامو شروع کردم و پیاده روی کردم 37 هفته و 6 روز رفتم دکتر ک گفت ی فینگری و معابنه تحریکی برام انجام داد دکتر و گفت ک اگه تا 25 اسفند دردت نگرفت برو بیمارستان برای زایمان من همون شب حس کردم حرکات بچم کم شده رفتم بیمارستان و معاینه کردو گفت همون ی سانته و معاینه نتیجع نداده و ان اس تی گرفتم گفتن برو و شیاف گل مغربی استفاده کن من همون شب شیاف و استفاده کردم و از فرداش کل روز و پیاده روی ورزش هامو انجام دادم و درد هم داشتم 25 ام شد من رفتم بیمارستان درد هم داشتم ولی منظم و شدید نبود معاینه شدم گفت ک یک سانت و نیم گفتم من و بستری کنین گفتن چرا میخایی با مکافات زایمان کنی گفتم اره میخام بامکافات زایمان کنم منو بستری کنین زنگ زدن ب دکترم و شرح حال دادن گفت ک بهش بگو ک من تو تعطیلات هم هستم نگران نباش و برو هرموقع درد داشتی بیا من با نا امیدی امدم و دیگه ورزش نکردم ولی شیاف گل مغربی رو مصرف میکردم
#فرزندپروری#زایمان
مامان علیسام مامان علیسام ۱۲ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۵ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….