عزیزم سنت کم نبوده خیلی خوب کاری کردی اگه چندسال صبر میکردی اختلاف سنی با بچه ات بیشتر میشد و اینکه ممکن بود باردار نشی اما انشاالله بچه ات ۴ ۵ سالش شد میتونی بزاری پیش مامان یا خواهرت سفر دو نفره برید.
وای عجب شانسی آوردی بابا من با سن21 سال همین بود شرایطم ون 3 سال طول کشید تا باردار شدم اونم اینقدر هزینه و دکتر و آزمایش و سوزن مسافرت و میشد رفت ولی اگه بچه دار نمیشدی هرچقدر هم مسافرت میرفتی بازم حسرت بچه رو میخوردی الان میشه مسافرت رو رفت ولی بچه..
.
فقط شکر خدا کن خیلی ها آرزو دارن جای تو باشن مادر یک دختر ناز
عزیزم تو سن ۳۵ سالگی تخمکها یواش یواش ضعیف میشن نا شکر نباش برو خدا رو شکر کن خدا بهت لطف کرده مادر شدی
عزیزم شرایط هرکس فرق داره مسافرت رو فوقش نمیری یکم بچت بزرگ شد میری حق داری ولی الان شرایط اینکه ایشالا بچه شما بزرگ میشه و راحتین اونا تازه میخوان بچه بیارن 😃
عزیزم من ۲۱ ازدواج کردم ۲سال نامزد بودم هرجایی ام بگی مسافرت رفتیم اما هیچ وقت دو نفره نرفتیم همیشه همسفر داشتیم
این فکرارو از سرت بریز بیرون
خداروشکر کن که با بار اوا بچه دار شدی و صحیح و سالمه بچت
من ۹ماه طول کشید تا باردار بشم انقدر حس بدی بود و گریه میکردم ک فکر میکردم نازایی دارم
فدای سرت بابا سنت بالا میرفت مشکل یوقت بوجود میومد.
حست و درک میکنم عزیزم
ولی خداروشکر باردار شدی
از جنبه ی خوبش نگاه کن که سنت بالا میرفت یا خدایی نکرده اگه یکی دوسال میگذشت شاید باردار نمیشدی
فک کن خدا بهت نمیداد بچه دار نمیشدی.خداروشکر کن.هرچقد مسافرتم بری آخرش باید بچه بیاری دیگه
خیلی حس بدیه
هیی خدا چرا بنده هات به هیچی راضی نیستن
منم تنبلی شوهرمم واریکوسل
۴سال عقد بودم ۱سالم جلوگیری یه سالم اقدام نشد که نشد بعد ۱۳ ۱۴ سال بچه دار شدم
البته سال ۸۵ عقد کردیم که با همه اونا جمع ببندم تقریبا ۲۰ سال میشه
ولی خب چون سوهرم خیلی ادم بود خوش گذشت الان که بچه دارشدم بچه ی رفلاکسی و الرژی و ..... میگم خدایا هزار مرتبه شکر که دیر دادی ولی دادی
اما اینم بگم اون سالها خیلی هم دوندگی کردم شاید کمتر کسی اندازه من رفته باشه پی درمان
اشتباه نکردی منم خودم تنبلی و شوهرم واریکوسل داشت 12 سال طول کشید تا باردار بشه دخترت بزرگ بشه میرین مسافرت
عزیزم میفهممت من و شوهرم چهار سال عقد بودیم چون شرایط ازدواج رو نداشتیم فقط یه سال اول خوش بودیم سه سال بعدش افتضاح گذشت دوبار تا پای جدا شدن رفتیم ولی خب بالاخره خواست خدا بود عروسیمون سرگرفت و اومدیم خونه خودمون چه برنامهایی چیده بودم واسه خودمون ولی خیلی ناخواسته باردار شدم چقدر ناراحت شدم و گریه کردم که هنوز مزه ی زندگی مشترک دوتایی نرفته زیر زبونم باید بچه داری کنم ولی الان خوشحالم باورم اینه که خدا هرچیزی رو در بهترین زمان مناسب برای آدم قرار میده الآنم مطمئن باش وجود دختر نازت توی بهترین زمان و موقعیت زندگیت بوده و اینکه اون بالاسری خیلی خیلی بهتر از خودمون صلاح زندگیمونو میدونه
والا ما ۷ سال بچه نداشتیم اون موقع ام دغدغه کار داشتیم غصه نخور هیچ فرقی نداره بالان
اشتباه میکنی عزیزم منم تنبلی داشتم جلوگیری کردم گفتم بعد یکسال بچه بیارم بعد یکسال نشد که نشد سه سال تمام دکتر و مطب جام بود کلی قرص امپول سوراخ سوراخ شدم همش میگفتم کاش اول ازدواج جلوگیری نمیکردم خیلی سخت کذشت تا خدا دختر نازمو داد بهم داد یه ذره بزرگ بشه شما ۳ نفره کلی مسافرت میرید اما اون پسرعموت اینا تازه باید بچه داری کنن
حست درک میکنم. ولی واقعا کار خوبی کردی من احساس میکنم. تازه بعد بچه ادم حس خانواده شدن درک میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.