سلام خانوما شبتون بخیر
ببخشید من میخوام از نظرات شما استفاده بکنم،شرح حال زندگی خودمو میگم شما بگید مشکل کجاست
میخوام جواب ها رو نشون همسرم بدم..ممنونم❤️
ما و خانواده همسرم توی یه حیاط زندگی میکنیم،مادرشوهرم و پدرشوهرم 60 ساله هستن،من احساس میکنم خیلی نیش میزنن ،توی تربیت دخترم دخالت میبینم،ولی از نظر شوهرم من مشکل روحی روانی دارم و مامان و باباش کاری نمیکنن و حرفی نمیزنن
میگه تو خیلی دقت میکنی و برا خودت ماجرا میسازی...امشب دیگه قلبم درد میکنه ،تا دخترم میخوره زمین تا دخترم بغل میکنم مادرشوهرم میدوه از بغلم میگیره و میگه قربووووونت بشم دوووورت بگردم با صدای بلند ماچش میکنه، و میبرش یا بیرون دم حیاط یا میبرش خونه عمه بچم...کل روز میخواد دخترم ازم دور کنه،به بچم میگه برو اون چیز بده به بابا (منظورش پدربزرگشه)
به دخترم میگه مامان دخترمم بهش میگه مامان😭
پدربزرگ بچمم میگه برو پیش مامان(مادربزرگ بچم)
من خیلی غصه میخورم ،به شوهرم امشب میگم مگه من مرده م یا تو مردی که اینا خودشون مامان و بابای این میدونن
تازه 9 تا نوه داره و یکی از نوه های پسریش چون مادرش(جاریم) فوت شده خودشون بزرگش کردن به هیچکدوم نگفتن و یاد ندادن که بگن مامان و بابا،همش این نیست...مادرشوهرم و پدرشوهرم هر وقت میره سر شیر آب تو حیاط دستشون میشورن دست و صورت و پاهای این بچه هم میشورن و میگن دلش خنک بشه😟🤔،مادرشوهرم دستای خیس خودشو با لباسای دخترم خشک میکنه و میاره میده بغل من و میگن بیا بگیرش ما میخوایم غذا بخوریم یا نماز بخونم و...
الان من از شما میخوام بگم مشکل از من هست؟

۲۷ پاسخ

نه مشکل پدرشوهر مادرشوهرتن اگ دلشون بچه میخاد خودشون دست بکارشن😒
اگه میتونین از پیششون برین خونه جدا بگیرین کی دیگه پیش مادرشوهر میمونه

اصلا مشکل از تو نیس واقعا کسی که حس میکنه تو مقصری خودش روان سالم نداره

آدم تو بیابون زندگی کنه ولی پیش مادر شوهر پدرشوهر زندگی نکنه من موندم میفهمم پسر منم این جوری میکردن الان پسرم هر چیزی میگی زود عصبانی میشه

من الان ۹ماهه باردارم خونمونم توحیاط مادرشوهرمه اصلا مادرشوهرمو چندماهه ندیدم ..ینی خونه اونا پشت خونه ماهست پش خونمون بازه دیوارنیست اما بهش رونمیدم ک بخادبیادوبره آخه منم آسایش وارامش میخام توخونم

با خونواده شوهر زندگی کردن همین مشکلات رو داره نه تو مقصر نیستی دوری و دوستی

خیلی سخت با پدر شوهر مادرشوهر زندگی کردن منم مثل تو توی یک ساختمون زندگی میکنم سعی میکنم زیاد نرم که بیان بچمو ببرم منم خیلی رو تربیت پسرم حساسم بهت حق میدم بالاخره مادری دوست داری بچت رو خودت با رفتارهای که توذهنته و می‌دونی صحیح بزرگ کنی الان بچت سنش کمه رفتارهای دیگران خیلی روش تاثیر میزارن خودت با زبان خوش بهشون بگو دوست دارم بچم دو اخلاقه نشه و خودت تو خونه بچتو سرگرم کن سعی کن بیشتر پیش خودت نگهش داری

خونه مامانمم بالاترخونمونه دایم پیاده روی میکنم میرم اونجا ومیام امااصللخونه مادرشوهرم نمیرم..انقدخودتو کوچیک نگیر دیواربکشین بینتون توهم به ارامش نیازداری نمیتونی یه عمربایه پیرزن پیرمرد سروکله بزنی

نه عزیزم اصلانم مشکل ازتونیست

زندگی کردن باخانواده شوهر از اولش نباید میشدالانم جداشید چن روز ناراحتی باشه بهتره یه عمره شوهرمنم همینومیگفت ک مثلا بینمون دیوار نکشیم حیاط داره ، تازه میگفت حیاطامون یکی باشه گفتم اصلا باعث هرروز ناراحتی میشه من گفتم حتی باپدر مادرخودمم ک عاشقشونم زنوگی نمیکنم یکجا چ برسه پدرمادر شما خاستم بگم دلیلش این نیست ک دوسشون ندارم احترام ندارم دلیلش اینه هرزندگی ارامش میخاد همسرت با احترام بیجا زندگی خودشو خراب میکنه و زنی ک از زندگی ناراحت باشه نمیتونه همسر و مادرخوبی باشه اولین ظلم درحق دخترتون مبشه و شروع مشکلای دیگس ک نمیدونه از اینجا نشأت میگیره ، الان همسرمن راضیه ک دیوار کشیدیم وجداشدیم میگه حرف تودرست بود بااینکه روز اول گارد میگرفت...

نه عزیزم تو مشکل روانی نداری همه ی مادرا رو بچه هاشون حساسن من حتی پدر مادر خودم ک برام بشدت عزیزن کوچکترین رفتاری کنن حتی بجا ناراحت میشم ،چون خصلت کادر همینه ،شوهرت باید درکش برسه ی مادر وقتی داره بچشو تربیت میکنه خودش باید نظر بده نه هزار نفر گه کنن تو تربیت بچه حتی اگه راه تو غلط باشه تو قهرمان بچتی و باید تو تربیتش کنی وگرنه دوگانگی ایجاد میشه و مناسفانه ب بچه اسیب میزنن

بچه اینجوری دو تربیتی میشه و این خیلی بده

بنظرم حساسی

ذهنت مشکل داره بخدا از یه چیز کوچیک غول میسازی

به نظرم مقصر اصلی همسر شماست. کلا در این موارد مرد باید مدیریت کنه که دلخوری و ناراحتی پیش نیاد و اگه هم پیش اومد برچسب نباید بزنه، اتفاقا باید با شما همدردی کنه، درکتون کنه حتی حتی حتی اگه شما حساس باشید باید به حساسیت همسرش اهمیت بده ، اصلا گیرم که شما ماجرا میسازید، کی باید این ماجرا رو حل کنه؟ مگه نه اینکه کل زندگی یه ماجرا هست که باید با هم حل ش کنید. همسر شما الان دیگه تنها پسر پدر و مادرش نیست، پناه و پشتیبان تو و بچه ت هست و اینجا دقیقا همونجاییه که تو نیاز به همچین پشتیبانی ای داری. قرار نیست که حتما اتفاق خاصی بیفته یا حرف خاصی زده بشه ، تو ناراحتی و همین کافیه که همسرت پشت تو باشه

بعدولی اونام دوسش دارن یه حریم های رعایت بشه خوبه ولی نمیشه کامل ازشون بگیری نوه شون هست بالاخره

این وروزی شوهرت متوجه بشه ک. خیلی دیرمیشه وتربیت بچه ازدستتون درمیره این ومن تجربه دارم برابچه خودم ک مادرم بهم بدکردوبچموبی تربیت کرد

عزیزمن اول بگم حق با خودته و آدم یه مدت میتونه تحمل کنه ن همیشه زندگی منم با مادرشوهرمه
تازه مادر شوهر تو که میگه مامان و بابا مادر شوهر من میگه مامان عزیزم و باباعزیزم بگین یعنه از مادر و پدرشم بالا تر
ولی من به اینا واکنش نشون نمیدم ولی سر بعضی از مسائل اذیت میشم
من که خودمم گاهی بچم رو میدم دستشون برا اینکه به کارا برسم و چون حوصله اش سر میره تا شب شاید روزی یکی دو بار بره شاید دو روز نره
سعی کن مث من محل ندی به حرفا وگرنه خودت رو اذیت میکنی فقط
من که شرایط رفتن هم دارم ولی نرفتم چون برا ای خونه زحمت کشیدیم تو هم بمون ولی واکنشی نشون نده

چه پدرشوهررمادرشوهر تو مخی حق با شماست

به نظر من همین که حالا چه عمدا چه از اجبار شرایط زندگی محل سکونتتون نزدیکه هم خیلی موثره اما مشکل از شما نیست ای کاش از اول اجازه نمیدادین انقدر خودشونو مسئول بدونن نشون میدادی که مامانش و باباش کیه
اوتا حق دارن اما یه عنوان مادربزرگ و پدربزرگ،از یه جایی به بعد شما مسئولین و من جای شما بودم حتما نشون میدادم یا با صحبت یا با رفتار که هرکسی چه نقش و جایگاهی داره

والا اینایی که تو میگی دقیقا مادر شوهر پدر شوهر منم انجام میدن هیچ وقت این حسی که تو داریو نداشتمدالان تو گفتی دقیقا مثل اینه من همیشه میخندم احساس میکنم حساسی ،

خاک بر سرشون صبر کن سنشون زیاده زودتر میمیرن راحت میشی میفهمم چه عذابی می‌کشی شوهرت مشکل روحی روانی داره ک مادر بچه اش رو عذاب میده نشونش بده حتما

اگه توان مالی داری جا ب جا کن

عزیزم اول اینا سنشون بالاعه شما هم حساس نباش زندگی خودته بیشتر میدونی می‌شناسی میتونی بچتو نفرستی تو حیات یا ندی ببرنش

به نظر من یک مدت از این خونه برید یا یک جای دیگه اجاره کنید .
به پدرو مادر که نمی شه بی احترام کرد

مگه محبوری بچتو بسپری دست اونا نگهش دار توخونه اینا دیگع پیرشدن این رفتاراشون عادی نیست

دخترم مریض شده تو این سرما از بس دست و پاش میزنن تو آب،بعد پدرشوهرم میگه از بس مامانش کله پتی(بدون کلاه و روسری) و جورابه

ببین عزیزم اونا سنشون دیگه بالاعه درسته؟؟؟؟؟؟؟

سوال های مرتبط